B1 noun محايد 1 دقيقة للقراءة

وحش

vahsh /vɑːhʃ/

The word 'vahsh' refers to wild animals and untamed wilderness, often carrying connotations of danger and untouched nature.

الكلمة في 30 ثانية

  • Wild animals and untamed natural places.
  • Implies a sense of danger and wilderness.
  • Used in literature and discussions of nature.

Overview

واژه «وحش» در زبان فارسی عمدتاً به دو معنای اصلی به کار می‌رود: اول، به صورت جمعی برای اشاره به حیوانات درنده و غیر اهلی که در طبیعت زندگی می‌کنند. دوم، به معنای مکانی دور از سکونت انسان، طبیعت بکر، جنگل‌های انبوه یا بیابان که هنوز تحت تأثیر تمدن قرار نگرفته است. این کلمه بار معنایی قوی دارد و حس خطر، طبیعت دست‌نخورده و گاهی خشونت را القا می‌کند.

«وحش» معمولاً به عنوان یک اسم مفرد یا جمع (بدون تغییر در شکل کلمه) به کار می‌رود. می‌توان آن را با صفاتی مانند «وسیع»، «خطرناک»، «سرسبز»، «تاریک» یا «دورافتاده» توصیف کرد. همچنین می‌توان از آن در ترکیب با کلماتی دیگر برای ساخت عباراتی مانند «حیوانات وحش» یا «دل وحش» استفاده کرد.

این واژه اغلب در داستان‌ها، اشعار، مستندهای حیات وحش، و هنگام صحبت در مورد سفر به مناطق دورافتاده یا طبیعت‌گردی به کار می‌رود. در ادبیات، «وحش» می‌تواند نمادی از نیروهای طبیعی، غرایز اولیه یا ناشناخته‌ها باشد. همچنین در بحث‌های مربوط به حفاظت از محیط زیست و حیات وحش کاربرد دارد.

کلماتی مانند «طبیعت»، «جنگل»، «بیابان» و «حیات وحش» شباهت‌هایی با «وحش» دارند. «طبیعت» واژه‌ای کلی‌تر است که شامل همه مظاهر طبیعی می‌شود. «جنگل» و «بیابان» مکان‌های خاصی را توصیف می‌کنند. «حیات وحش» به طور خاص به حیوانات ساکن در طبیعت اشاره دارد. اما «وحش» اغلب حس قوی‌تری از عدم تمدن، خطر و دست‌نخورده بودن را منتقل می‌کند که در این کلمات کمتر دیده می‌شود.

أمثلة

1

حیوانات وحش برای بقا به آب و غذا نیاز دارند.

everyday

Wild animals need water and food to survive.

2

کاوشگران تصمیم گرفتند به اعماق وحش سفر کنند.

adventure

The explorers decided to journey into the depths of the wilderness.

3

در آن منطقه، هنوز اثری از تمدن به وحش نرسیده بود.

descriptive

In that region, civilization had not yet reached the wilderness.

4

شاعر در اشعار خود از تصویر وحش برای بیان احساسات اولیه استفاده کرد.

academic

The poet used the imagery of the wild in his poems to express primal emotions.

تلازمات شائعة

حیوانات وحش Wild animals
دل وحش Heart of the wilderness
طبیعت وحش Wild nature

العبارات الشائعة

حیوانات وحش

Wild animals

دل وحش

Heart of the wilderness

سرزمین وحش

Land of the wild

يُخلط عادةً مع

وحش vs وحشی

'Vahsh' is primarily a noun referring to wild animals collectively or the wilderness itself. 'Vahshi' is an adjective meaning wild, savage, or untamed, often describing a person or an animal's behavior.

أنماط نحوية

اسم + وحش (مانند: حیوانات وحش) صفت + وحش (مانند: طبیعت وحش) در + وحش (مانند: در وحش)

How to Use It

ملاحظات الاستخدام

The word 'vahsh' is commonly used when referring to animals living in their natural habitat, distinct from domesticated ones. It can also describe remote, undeveloped natural areas. The context usually clarifies whether it refers to animals or the place.


أخطاء شائعة

Confusing 'vahsh' (noun) with 'vahshi' (adjective) is common. Ensure you use 'vahsh' when referring to the collective of wild animals or the wilderness, and 'vahshi' to describe something as wild or savage.

Tips

💡

Understand 'Vahsh' Nuances

Remember 'vahsh' can mean both wild animals and the wild, untamed places they inhabit.

⚠️

Be Mindful of Connotation

While often neutral, 'vahsh' can sometimes imply danger or harshness depending on the context.

🌍

Nature in Persian Culture

Persian literature often uses the concept of 'vahsh' (wilderness) to explore themes of freedom, instinct, and the sublime power of nature.

أصل الكلمة

The word 'vahsh' originates from Arabic 'waḥsh', meaning wild beast or desert. It entered Persian and retained its core meaning related to untamed creatures and places.

السياق الثقافي

In Persian culture, the wilderness ('vahsh') is often viewed with a mix of awe and apprehension, symbolizing both untamed beauty and potential danger, a common theme in folklore and classical poetry.

نصيحة للحفظ

Imagine a 'vahsh' (wild animal) roaming freely in the 'vahsh' (wilderness). The sound is similar, reinforcing the connection between the animal and its untamed environment.

الأسئلة الشائعة

4 أسئلة

خیر، «وحش» علاوه بر حیوانات وحشی، به معنای طبیعت بکر و دست‌نخورده و مکان‌های دور از تمدن نیز به کار می‌رود.

گاهی اوقات می‌تواند بار معنایی منفی داشته باشد و حس خطر یا خشونت را القا کند، اما لزوماً همیشه منفی نیست و می‌تواند به زیبایی طبیعت بکر نیز اشاره کند.

در ادبیات، «وحش» اغلب به عنوان نمادی از نیروهای طبیعی، غرایز انسانی یا ناشناخته‌ها به کار می‌رود و فضایی از رمز و راز یا خطر را ایجاد می‌کند.

«حیات وحش» به طور خاص به مجموعه حیوانات ساکن در یک منطقه طبیعی اشاره دارد، در حالی که «وحش» می‌تواند هم به حیوانات و هم به خود آن طبیعت بکر و دست‌نخورده اطلاق شود.

اختبر نفسك

fill blank

شیر، ببر و گرگ جزو حیوانات ______ هستند.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: وحش

کلمه «وحش» به حیوانات غیر اهلی و درنده اطلاق می‌شود.

multiple choice

آنها تصمیم گرفتند به دل ______ بزنند تا گونه‌های نادر پرندگان را ببینند.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: وحش

«دل وحش زدن» به معنای رفتن به قلب طبیعت بکر و دست‌نخورده است.

sentence building

کلمات: جنگل، حیوانات، در، زندگی

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: حیوانات وحش در جنگل زندگی می‌کنند.

این جمله به طور دقیق مفهوم حیوانات وحشی که در طبیعت زندگی می‌کنند را بیان می‌کند.

النتيجة: /3

Related Content

هذه الكلمة بلغات أخرى

هل كان هذا مفيداً؟
لا توجد تعليقات بعد. كن أول من يشارك أفكاره!