B2 noun #8,000 پرکاربردترین

اِنْعِدام

The total absence or non-existence of something. It is commonly used in physics to describe zero gravity or in sociology to describe a lack of resources.

in'idam

مترادف‌ها

فُقْدَان غِيَاب تَلَاشٍ نَقْص عَدَم

متضادها

وُجُود تَوَافُر حُضُور

محتوای مرتبط

واژه‌های بیشتر science

علوم

A2

به علومی مثل زیست‌شناسی، شیمی و فیزیک که دنیای اطرافمون رو مطالعه می‌کنن، می‌گن.

عَيِّنَة

B2

بخشی کوچک از یک کل که برای بررسی یا نمایندگی از کل انتخاب می‌شه.

تراكم

B1

این یعنی که چیزها به مرور زمان کم‌کم جمع می‌شن یا رو هم تلنبار می‌شن.

تكيف

B1

تغییر دادن خودت یا بدنت تا با محیط جدید جور دربیاد.

تكيّف

B1

فرآیند تغییر برای سازگاری با شرایط مختلف یا محیط جدید.

اِضْمِحْلَال

B2

فرایند زوال، کمرنگ شدن یا فروپاشی تدریجی است. به این معناست که چیزی به مرور زمان قدرت خود را از دست می‌دهد و از بین می‌رود.

احتكاك

B2

ساییدگیِ دو تا چیز به هم. در روابط اجتماعی هم به معنی تنش یا برخورد بین آدم‌ها یا عقاید مختلفه.

اِحْتِمَالِيَّة

B2

میزان احتمال وقوع یک رویداد. در ریاضیات و زبان روزمره برای بیان عدم قطعیت استفاده می شود.

اِكْتِشَاف

B2

عمل یافتن چیزی برای اولین بار که قبلاً وجود داشته اما ناشناخته بوده است. کشف.

آليات

B2

سازوکارها یا فرآیندهایی که از طریق آن‌ها چیزی رخ می‌دهد. در متون رسمی بسیار کاربرد دارد.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!