اِنْحِطَاط
مثال
حذر المؤرخون من انحطاط القيم في المجتمع.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر sociology
اغتراب
B1حالت انزوا یا زندگی دور از وطن؛ بیگانگی. 'احساس بیگانگی در دنیای مدرن.'
اِنْدِمَاج
B2فرایند یکپارچه سازی یا ترکیب در یک کل.
انفتاح
B2تمایل به در نظر گرفتن ایدهها یا نظرات جدید، یا وضعیت باز بودن به تجارت و فرهنگ بینالمللی. مرتبط با متون TOEFL در مورد جهانی شدن.
اِنْحِرَاف
B2عمل دور شدن از یک مسیر تعیین شده یا استاندارد پذیرفته شده.
اِنْسِجَام
B2هماهنگی، انسجام؛ حالتی از همزیستی مسالمتآمیز و توافق.
اِنْتِمَاء
B2حس تعلق به یک گروه، کشور یا نظام اعتقادی.
تطلعات
B1امیدها، جاه طلبی ها یا انتظارات برای آینده. جوانان برای شغل خود آرزوهای بزرگی دارند. دولت برای توسعه کشور آرزوهایی دارد.
اِسْتِقْطاب
B2قطبی شدن سیاسی جامعه را به دو جناح مخالف تقسیم می کند. در فیزیک، قطبی شدن نور جهت امواج آن را توصیف می کند.
ازدراء
B2کلمه عربی «ازدراء» (izdiraa') به معنای فقدان عمیق احترام یا ملاحظه است؛ عمل رفتار با کسی یا چیزی به عنوان پست، بیارزش، یا پایینتر از هرگونه ملاحظه؛ تحقیر یا استهزاء.
تماسك
B1یعنی چطور چیزها به هم میچسبند یا منطقی کنار هم قرار میگیرند؛ مثل قطعات پازل یا ایدهها در یک بحث خوب.