غسيل
مثال
سأقوم بعمل الغسيل اليوم.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر Daily Routine
مُبَكِّرًا
B1زود، پیش از موعد. او امروز صبح زود بیدار شد تا درس بخواند. قطار پیش از موعد مقرر رسید.
مواعيد
B1قرارها یا زمانهای تعیین شده.
يَوْمِيّ
B1روزانه؛ هر روزه.
محطة
A1ایستگاه یا توقفگاهی که وسایل نقلیه عمومی در آن توقف میکنند. همچنین میتواند به معنای شبکه رادیویی یا تلویزیونی باشد.
رتب
A2«رتب» یعنی چیزها رو مرتب و منظم کنی. مثل اینه که اسباببازیها یا کتابهات رو سر جای خودشون بذاری.
نافذة
A1یه دریچه توی دیوار که شیشه داره تا نور و هوا وارد خونه بشه.
نسي
A2وقتی «نسی» میکنی، یعنی یه چیزی رو فراموش کردی یا جا گذاشتی. ای وای! کلیدت رو جا نذاشتی که؟
طابور
A2یعنی صف آدمها یا ماشینهایی که منتظر چیزی هستن، مثلاً جلوی مغازه یا ایستگاه اتوبوس.
يومياً
A2این قید یعنی یه کاری هر روز اتفاق میافته یا انجام میشه.
مبكراً
A2زود انجام دادن یعنی کاری رو قبل از وقت معمولش تموم کنی. خوبه که کارها رو از قبل انجام بدی!