C1 Verb Moods 17 min read سخت

ای کاش! تسلط بر بیان آرزوها در آلمانی (Konjunktiv II)

از Konjunktiv II همراه با کلماتی مثل doch یا nur استفاده کن تا رویاهای قلبی یا حسرت‌های عمیقت رو درباره واقعیت بیان کنی.

Grammar Rule in 30 Seconds

Konjunktiv II is used to express wishes, polite requests, and hypothetical scenarios that aren't currently real.

  • Use 'wäre' (would be) or 'hätte' (would have) for basic states: Ich wäre gern in Berlin.
  • Use 'würde' + infinitive for most other verbs: Ich würde gern mehr reisen.
  • Use Konjunktiv II for polite requests: Könnten Sie mir bitte helfen?
Subject + (würde/wäre/hätte) + ... + Verb(infinitive)

مرور کلی

اوبرت ۱۵ دقیقه دیگه تو یه بارون شدید می‌رسه. چترت رو تو دفتر جا گذاشتی. جورابات خیسِ خیس شدن.
به آسمون خاکستری نگاه می‌کنی و فکر می‌کنی: Wäre ich doch jetzt schon zu Hause! این فقط یه حس و حال نیست. این گرامر سطح بالای آلمانی در عمله. اینجا قلمروی Konjunktiv II هست.
این حالتِ «چی می‌شد اگه؟» و «کاش!» هست. تو سطح C1، ما فراتر از «من می‌خوام» ساده می‌ریم. ما حسرت‌های عمیق و رویاهای غیرممکن رو بررسی می‌کنیم.
این درباره بیان چیزاییه که هنوز واقعیت ندارن. یا چیزایی که هیچ‌وقت نمی‌تونن واقعی بشن. این احساسی‌ترین بخش زبان آلمانیه.
بهت اجازه می‌ده زیر der Rain رویاپردازی کنی.
یه دنیای موازی رو تصور کن که توش همه چی بهتره. تو یه میلیاردی. به ۱۰ تا زبان مسلطی.
هیچ‌وقت کلیدات رو جا نمی‌ذاری. Konjunktiv II پلی به اون دنیاست. ما ازش استفاده می‌کنیم تا درباره موقعیت‌های «غیرواقعی» یا «فرضی» حرف بزنیم.
تو سطح C1، تمرکز روی «Irreale Wunschsätze» (جملات آرزویی غیرواقعی) هست. اینا همون لحظات «ای کاش...» هستن. معمولاً پر از احساساتن.
اغلب از «particles» (اجزای کلام) خاصی استفاده می‌کنن تا طبیعی به نظر بیان. بدون اینا، شبیه ربات به نظر می‌رسی. با اونا، شبیه یه بومی به نظر میای.
این تفاوت بین یه کتاب درسی و یه مکالمه واقعیه. آلمانی‌زبان‌ها عاشق استفاده از این برای مودبانه غر زدن هستن. یا برای رویاپردازی در مورد der Urlaub (تعطیلات).
این یه ابزار حیاتی برای ارتباط اجتماعیه. فقط ازش برای آرزوی کوتاه شدن لیست گرامر آلمانی استفاده نکن. این آرزوییه که حتی Konjunktiv II هم نمی‌تونه برآورده‌ش کنه.

این گرامر چطور کار می‌کنه

منطقش ساده‌ست: هر چی آرزو «غیرواقعی‌تر» باشه، بیشتر به این حالت نیاز داریم. ما بین آرزوها برای زمان حال و گذشته فرق می‌ذاریم. یه آرزوی زمان حال چیزی شبیه «کاش پولدار بودم» هست.
یه آرزوی گذشته یه حسرته: «کاش بیشتر درس خونده بودم». «غیرواقعی بودن» با شکل فعل مشخص می‌شه. اکثر فعل‌ها از ساختار würde + Infinitiv استفاده می‌کنن.
آسون و مدرنه. اما C1 انتظار بیشتری داره. تو به فرم‌های «قوی» نیاز داری.
اینا همونایی هستن که Umlaut دارن. به wäre (بودم/می‌بودم) و hätte (داشتم/می‌داشتم) فکر کن. این فرم‌ها مثل یه سیگنال عمل می‌کنن.
اونا به شنونده می‌گن: «من الان دارم رویاپردازی می‌کنم». ما همچنین از ترتیب کلمات «تعجبی» استفاده می‌کنیم. گاهی فعل اول میاد.
این درام رو بیشتر می‌کنه. باعث می‌شه آرزوت فوری‌تر به نظر برسه. این معادل زبانی یه آهِ دراماتیک توی یه ویدیوی تیک‌تاکه.

الگوی ساخت

1
برای زمان حال: از فرم würde استفاده کن. این یعنی würde + مصدر در آخر جمله. مثال: Ich würde gerne mehr schlafen.
2
جایگزین «قوی»: ریشه Preterite (گذشته ساده) رو بگیر. اگه می‌شه یه Umlaut اضافه کن. شناسه‌ها رو اضافه کن: -e, -est, -e, -en, -et, -en. مثال: kommen -> kam -> käme.
3
فعل‌های ضروری: sein می‌شه wäre. haben می‌شه hätte. فعل‌های کمکی (Modal verbs) هم Umlaut می‌گیرن: können -> könnte، müssen -> müsste. نکته: sollen و wollen هیچ Umlautای نمی‌گیرن. همون sollte و wollte می‌مونن.
4
برای گذشته (حسرت‌ها): از hätte یا wäre + Partizip II استفاده کن. مثال: Hätte ich das nur gewusst! (کاش فقط اینو می‌دونستم!).
5
پارتیکل‌های «آرزو»: حتماً باید doch، nur یا bloß رو اضافه کنی. اینا به معنی «فقط» یا «کاش» هستن. مثال: Wäre ich doch klüger! بدون doch، شبیه یه سوال عجیب به نظر میاد. با doch، یه آرزوی قلبیه.
6
ترتیب کلمات A: با Wenn شروع کن. فعل می‌ره آخر. Wenn ich doch mehr Zeit hätte!
7
ترتیب کلمات B (نسخه دراماتیک): با فعل شروع کن. Hätte ich doch mehr Zeit! این تو آلمانی محاوره خیلی رایجه. حس «اصیل‌تری» داره.

کی استفاده کنیم

ازش برای «Irreale Wünsche» در زمان حال استفاده کن. تو یه جلسه زوم گیر کردی. آرزو می‌کنی کاش داشتی کوهنوردی می‌کردی.
Wäre ich doch jetzt in den Bergen! ازش برای «Irreale Wünsche» در گذشته (حسرت‌ها) استفاده کن. امتحان رانندگیت رو رد شدی چون das Stop-Schild رو نادیده گرفتی. Wäre ich doch bloß stehen geblieben! ازش برای «Fast-Ereignisse» (اتفاقات نزدیک به وقوع) استفاده کن.
یه چیزی نزدیک بود اتفاق بیفته، اما نیفتاد. Beinahe hätte ich den Bus verpasst! این یه روش خیلی سطح C1 برای استفاده از گرامره. به داستان‌گوییت رنگ و لعاب می‌ده.
همچنین می‌تونی برای سناریوهای «پتانسیل» ازش استفاده کنی. «می‌تونستم اون کار رو بکنم، اما نمی‌خوام». تو کپشن‌های شبکه‌های اجتماعی ازش استفاده کن.
«کاش هر دوشنبه یه جمعه بود». Wäre doch jeder Montag ein Freitag! این نشون می‌ده حس طنز و سطح زبان بالایی داری. همچنین برای «پیشنهادات مودبانه» عالیه.
Du könntest mir vielleicht helfen? زهر کلام رو می‌گیره. باعث می‌شه باکلاس به نظر بیای، نه پرتوقع.

اشتباهات رایج

  1. 1فراموش کردن Umlaut. اگه بگی Ich hatte به جای Ich hätte، داری درباره واقعیت گذشته حرف می‌زنی. شنونده گیج می‌شه. فکر می‌کنن واقعاً پول رو داشتی.
  2. 2فراموش کردن پارتیکل‌ها. Wäre ich reich! شبیه یه دستور یا سواله. doch یا nur رو اضافه کن. Wäre ich doch reich! حالا داری درست حسابی رویاپردازی می‌کنی.
  3. 3استفاده از würde برای sein و haben. در حالی که Ich würde reich sein از نظر فنی قابل فهمه، خیلی «سطح A1» به نظر میاد. تو C1، باید حتماً از wäre و hätte استفاده کنی.
  4. 4قاطی کردن wenn و als. یادت باشه: wenn برای شرطی/فرضیه. als برای یه نقطه زمانی خاص در گذشته واقعیه.
  5. 5ترتیب کلمات اشتباه در جملات wenn. فعل صرف شده همیشه پرواز می‌کنه می‌ره اون آخرِ آخر. نذار وسط ول بچرخه.
  6. 6استفاده از würde با افعال کمکی. هرگز نگو Ich würde können. بگو Ich könnte. کوتاه‌تر و درست‌تره.
  7. 7قاطی کردن فرم‌های گذشته. یادت باشه که افعال «حرکتی» هنوزم تو گذشته wäre می‌گیرن. Wäre ich doch nach Paris gefahren! (نه hätte).

مقایسه با الگوهای مشابه

Konjunktiv II رو با Indikativ مقایسه کن. Indikativ واقعیته: Ich habe kein Geld. (من پول ندارم). Konjunktiv II رویاست: Hätte ich doch Geld! (کاش پول داشتم!).
با Konjunktiv I مقایسه کن. Konjunktiv I برای نقل قول غیرمستقیمه. ازش استفاده می‌کنی تا حرف یکی دیگه رو گزارش بدی بدون اینکه صحتش رو تایید کنی. Konjunktiv II درباره دنیای فرضی خودته.
با Futur I مقایسه کن. Futur I چیزیه که اتفاق خواهد افتاد: Ich werde reisen. Konjunktiv II چیزیه که *می‌شد* اتفاق بیفته اگه شرایط فرق می‌کرد: Ich würde reisen, wenn...
در نهایت، فرم würde رو با فرم‌های «قوی» مقایسه کن. در آلمانی مدرن، würde پیش‌فرض ۹۰٪ فعل‌هاست. اما برای «۲۰ فعل برتر» (sein, haben, kommen, gehen, wissen)، فرم قوی خیلی رایج‌تره.
استفاده از würde kommen به جای käme غلط نیست، اما käme خیلی شیک‌تر به نظر میاد. این تفاوت بین پوشیدن یه هودی و یه کت‌شلوار دست‌دوز برای مصاحبه‌ست.

سؤالات رایج

Q

Can I use würde for everything?

تو صحبت‌های محاوره، اکثراً آره. ولی برای sein، haben و افعال کمکی، خیلی «خارجی» به نظر میاد. از wäre و hätte استفاده کن.

Q

What is the difference between doch and nur in wishes?

اونا اکثراً قابل جایگزینی هستن. Doch یه کم تأکیدی‌تره. Bloß اغلب نشون‌دهنده یه کم ناامیدی یا حسرت شدیده.

Q

Do I need wenn?

نه! نسخه «فعل اول» (Hätte ich...) در واقع تو صحبت‌های احساسی رایج‌تره. ضرب‌دارتره.

Q

Is this only for C1?

اصولش رو تو B1 یاد می‌گیری. اما تو C1، باید فرم‌های قوی بی‌قاعده و ظرافت‌های پارتیکل‌ها رو استاد بشی. باید بتونی تو بحث‌های پیچیده راحت ازش استفاده کنی.

Q

Does it always mean a wish?

نه همیشه. می‌تونه یه درخواست مودبانه یا یه جمله شرطی «اگه» باشه. اما برای «آرزوها»، پارتیکل‌ها نشونه اصلی هستن.

Konjunktiv II of 'sein' and 'haben'

Person sein (to be) haben (to have)
ich
wäre
hätte
du
wärest
hättest
er/sie/es
wäre
hätte
wir
wären
hätten
ihr
wäret
hättet
sie/Sie
wären
hätten

Meanings

Konjunktiv II is the mood used to describe non-factual situations, such as wishes, polite requests, or hypothetical conditions.

1

Hypothetical Condition

Describing a situation that is not currently true.

“Wenn ich reich wäre, würde ich ein Haus kaufen.”

“An deiner Stelle würde ich das nicht tun.”

2

Polite Request

Softening a request to sound more polite.

“Könnten Sie mir bitte helfen?”

“Würden Sie bitte das Fenster schließen?”

3

Wishes

Expressing a desire for something different.

“Ich wünschte, ich wäre jetzt am Strand.”

“Wenn es doch nur regnen würde!”

Reference Table

Reference table for ای کاش! تسلط بر بیان آرزوها در آلمانی (Konjunktiv II)
نوع آرزو ساختار مثال آلمانی معنی فارسی
آرزوی حال
Wäre / Hätte + doch/nur
Wäre ich doch reich!
کاش پولدار بودم!
حسرت گذشته
Hätte / Wäre + Partizip II + doch/nur
Hätte ich das nur getan!
کاش فقط اون کار رو انجام داده بودم!
آرزو با فعل کمکی
Könnte / Müsste + doch/nur
Könnte ich doch fliegen!
کاش می‌تونستم پرواز کنم!
با کلمه Wenn
Wenn... + فعل در آخر
Wenn er doch käme!
اگه فقط اون می‌اومد!
فعل‌های رایج (kommen)
Käme
Käme er doch pünktlich!
کاش به موقع می‌اومد!
فعل‌های رایج (wissen)
Wüsste
Wüsste ich das nur!
کاش فقط این رو می‌دونستم!

طیف رسمیت

رسمی
Könnten Sie mir bitte behilflich sein?

Könnten Sie mir bitte behilflich sein? (Asking for assistance)

خنثی
Könnten Sie mir bitte helfen?

Könnten Sie mir bitte helfen? (Asking for assistance)

غیر رسمی
Könntest du mir helfen?

Könntest du mir helfen? (Asking for assistance)

عامیانه
Hilfste mir mal?

Hilfste mir mal? (Asking for assistance)

آرزوهای غیرواقعی (Irreale Wünsche)

Konjunktiv II

آرزوهای حال

  • wäre بودم/بودی
  • hätte داشتم/داشتی
  • würde می‌شد

حسرت‌های گذشته

  • wäre gewesen بوده بودم
  • hätte gehabt داشته بودم

ذرات تاکیدی

  • doch فقط/آخه
  • nur فقط
  • bloß کاش فقط

واقعیت در مقابل آرزو

واقعیت (Indikativ)
Ich bin müde. من خسته‌ام.
Ich habe kein Geld. پول ندارم.
آرزو (Konjunktiv II)
Wäre ich doch wach! کاش بیدار بودم!
Hätte ich doch Geld! کاش پول داشتم!

چطوری یه آرزو بسازیم؟

1

آرزو برای زمان حاله؟

YES
از wäre/hätte یا würde استفاده کن
NO
از wäre/hätte + Partizip II استفاده کن
2

می‌خوای احساسی به نظر بیای؟

YES
جمله رو با فعل شروع کن
NO
جمله رو با ...Wenn شروع کن
3

ذره تاکیدی اضافه کردی؟

YES
عالیه! حالا شبیه یه آلمانی‌زبان شدی.
NO ↓

فرم‌های قوی و ضروری

زندگی روزمره

  • wäre
  • hätte
  • würde
⚙️

فعل‌های کمکی

  • könnte
  • müsste
  • dürfte
📚

محبوب‌های سطح C1

  • wüsste
  • käme
  • ließe

مثال‌ها بر اساس سطح

1

Ich hätte gern einen Kaffee.

I would like a coffee.

1

Ich würde gern nach Berlin reisen.

I would like to travel to Berlin.

1

Wenn ich Zeit hätte, würde ich mehr lesen.

If I had time, I would read more.

1

Könnten Sie mir bitte bei diesem Projekt helfen?

Could you please help me with this project?

1

Wäre ich an deiner Stelle, hätte ich anders gehandelt.

If I were in your place, I would have acted differently.

1

Es wäre wünschenswert, wenn die Beteiligten eine Einigung fänden.

It would be desirable if the parties involved found an agreement.

به‌راحتی اشتباه گرفته می‌شود

If Only! Master German Wishes (Konjunktiv II) در مقابل Konjunktiv I vs II

I is for reported speech, II is for hypotheticals.

اشتباهات رایج

Ich will ein Bier.

Ich hätte gern ein Bier.

Too direct.

Wenn ich Zeit habe, würde ich reisen.

Wenn ich Zeit hätte, würde ich reisen.

Wrong tense in if-clause.

Ich würde haben ein Auto.

Ich hätte gern ein Auto.

Wrong word order.

Ich würde gegangen sein.

Ich wäre gegangen.

Wrong auxiliary.

الگوهای جمله‌سازی

Wenn ich ___ wäre, würde ich ___.

Real World Usage

Ordering food constant

Ich hätte gern das Schnitzel.

🎯

قدرت ذرات تاکیدی

هیچ‌وقت Konjunktiv II رو برای آرزو بدون کلمات 'doch'، 'nur' یا 'bloß' به کار نبر. بدون این‌ها، آرزوی تو شبیه سوال به نظر می‌رسه. مثلاً
Hätte ich Zeit?
یه سواله، اما
Hätte ich doch Zeit!
یه آرزوی قشنگه.
⚠️

تله‌ی Würde

در سطح C1، ممتحن‌ها اصلاً دوست ندارند ببیند که از 'würde sein' یا 'würde haben' استفاده می‌کنی. همیشه از فرم‌های اصیل یعنی wäre و hätte استفاده کن تا نشون بدی به بن‌های بی‌قاعده مسلطی.
💬

غر زدن مودبانه

آلمانی‌ها معمولاً از Konjunktiv II برای شکایت کردن به شکلی که از نظر اجتماعی پذیرفته شده باشه استفاده می‌کنن. مثلاً به جای اینکه بگن 'خیلی صدا زیاده'، ممکنه بگن:
Wäre es doch nur etwas leiser!

Smart Tips

Use 'hätte gern' instead of 'will'.

Ich will Kaffee. Ich hätte gern Kaffee.

تلفظ

/vɛːrə/

Umlauts

Ensure the 'ä' in 'wäre' is pronounced clearly.

Polite request

Könnten Sie mir bitte helfen? (rising intonation)

Signals politeness

حفظ کنید

روش یادسپاری

Wäre, hätte, würde – keep the reality out of the hood!

تداعی تصویری

Imagine a cloud bubble above your head. Everything inside the bubble is your dream, using Konjunktiv II. Everything outside is the real world.

Rhyme

Wenn ich Zeit hätte, würde ich reisen, das ist die Art, Wünsche zu beweisen.

Story

I am sitting in a cafe. I think: 'If I were a millionaire (wäre), I would buy this cafe (würde). I would have (hätte) many friends here.'

شبکه واژگان

würdewärehättekönntemüsstedürfte

چالش

Write 3 sentences about what you would do if you won the lottery.

نکات فرهنگی

Germans value indirectness in requests to avoid being rude.

Derived from Old High German subjunctive forms.

شروع‌کننده‌های مکالمه

Was würdest du tun, wenn du im Lotto gewinnen würdest?

موضوعات نگارش

Beschreibe deinen Traumtag.

اشتباهات رایج

Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح

Test Yourself

جای خالی رو با فرم درست Konjunktiv II پر کن.

___ ich doch gestern früher ins Bett gegangen! (sein)

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Wäre
چون فعل 'gehen' حرکتی هست، فعل کمکی ما 'sein' هست که در حالت Konjunktiv II برای اول شخص می‌شه 'wäre'.
کدوم جمله یه آرزوی غیرواقعی درسته؟

طبیعی‌ترین جمله رو انتخاب کن:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Hätte ich doch nur mehr Zeit!
ساختار 'فعل در اول جمله' برای آرزوها خیلی رایجه و 'hätte' فرم درست فعل 'haben' هست.
اشتباه رو پیدا و اصلاح کن.

Wenn ich doch reich wäre, ich würde kaufen ein Haus.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Wenn ich doch reich wäre, würde ich ein Haus kaufen.
در آلمانی اگه جمله با 'wenn' شروع بشه، جمله دوم باید با فعل شروع بشه (جایگاه V2).

Score: /3

تمرین‌های عملی

1 exercises
Fill in the blank.

Wenn ich Zeit ___, würde ich kommen.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: hätte
Hypothetical condition requires Konjunktiv II.

Score: /1

Practice Bank

10 exercises
جای خالی رو پر کن پر کردن جای خالی

___ du mir doch bloß geholfen! (haben)

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Hättest
کلمات رو مرتب کن تا یه آرزو بسازی Sentence Reorder

doch | wäre | ich | jetzt | Paris | in | !

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Wäre ich doch jetzt in Paris!
به آلمانی ترجمه کن ترجمه

کاش می‌تونستم عالی آلمانی حرف بزنم!

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Könnte ich doch nur perfekt Deutsch sprechen!
اشتباه رو اصلاح کن Error Correction

Hätte ich doch nur ein Hund!

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Hätte ich doch nur einen Hund!
واقعیت رو با آرزو مطابقت بده جفت کردن

موقعیت‌ها رو به آرزوی متناسب وصل کن:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: All matched
کدوم جمله شبیه یه نیتیو سطح C1 هست؟ چند گزینه‌ای

بیان حسرت برای پارتی که نرفتی:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Wäre ich doch bloß zur Party gegangen!
جای خالی رو پر کن پر کردن جای خالی

___ er doch nur öfter anrufen! (würde/wäre/hätte)

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Würde
فرم فعل رو اصلاح کن Error Correction

Wenn ich das wusste, hätte ich dir geholfen.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Wenn ich das gewusst hätte, hätte ich dir geholfen.
کلمات رو مرتب کن Sentence Reorder

ich | hätte | doch | Pizza | weniger | gegessen | !

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Hätte ich doch weniger Pizza gegessen!
ترجمه به آلمانی ترجمه

ترجمه کن: 'کاش دیگه جمعه بود!'

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Wäre es doch schon Freitag!

Score: /10

سوالات متداول (1)

For almost all verbs to create the conditional.

Scaffolded Practice

1

1

Mastery Progress

Needs Practice

Improving

Strong

Mastered

In Other Languages

Spanish high

Condicional

Spanish uses a dedicated conditional tense.

French high

Conditionnel

French uses specific verb endings.

Japanese moderate

Tara/ba forms

Japanese is agglutinative.

Arabic partial

Law + past

Arabic uses particles.

Chinese low

Yao shi... jiu...

Chinese has no conjugation.

English high

Would + verb

English is less inflected.

Learning Path

Prerequisites

Related Grammar Rules

A1

درخواست‌های محترمانه با 'möchten' (مایل بودن)

تا حالا شده موقع قهوه سفارش دادن به یه زبون دیگه، حس کنی خیلی بی‌ادبی؟ نگران نباش، فقط تو اینطوری نیستی. توی آلمانی، گفت...

B2

نقل قول غیرمستقیم در آلمانی (Konjunktiv I): گزارش گفته‌های دیگران

Overview تا حالا شده بچگی‌ها بازی «تلفن» کرده باشی؟ یه چیزی رو در گوشِ دوستت پچ‌پچ می‌کنی، اون به یکی دیگه می‌گه، و آخر...

B2

گزارش گفته‌های دیگران: شکل‌های خاص فعل «بودن» (Konjunktiv I: sein)

Overview تا حالا شده توی یه سایت خبری آلمانی بچرخی یا یه وبلاگ مد و فشن باکلاس رو چک کنی و کلمه `sei` رو جایی ببینی که ا...

B2

جملات شرطی آلمانی: آرزوها و فرضیات (Konjunktiv II)

### Overview در زبان آلمانی، مفهومی به نام `Konjunktiv II` وجود دارد که در دستور زبان فارسی به آن «وجه التزامی» یا «وجه...

B2

نقل قول از دیگران: افعال وجهی (Konjunktiv I)

تا حالا شایعه‌ای تو تیک‌تاک شنیدی و خواستی دقیقاً همون چیزی که گفته شده رو به دوستات بگی بدون اینکه به نظر بیاد داری از...

Was this helpful?
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!