phonebook
مثال
I looked up his number in the phonebook.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر communication
advice
A2او به من نصیحت خوبی برای آیندهام کرد.
advise
A2به کسی پیشنهاد یا توصیهای برای انجام کاری دادن.
aloud
A2یعنی با صدایی حرف بزنی که بقیه بتونن خوب بشنون.
break the ice
B1انجام دادن یا گفتن کاری که باعث می شود افراد در یک محیط اجتماعی احساس آرامش و راحتی بیشتری داشته باشند، به خصوص هنگام اولین ملاقات. برای کاهش تنش یا ناراحتی در یک گروه استفاده می شود.
communication
B1ارتباط عبارت است از تبادل اطلاعات بین افراد. ارتباط موثر کلید موفقیت در زندگی شخصی و حرفهای است.
complain
A2وقتی از چیزی ناراحتی و میخواهی به بقیه بگویی که از آن موضوع خوشت نمیآید.
congratulate
A2یعنی به خاطر موفقیت یا اتفاق خوبی که برای کسی افتاده، بهش تبریک بگی.
conversation
A2مکالمه یعنی گپ زدن بین دو نفر یا بیشتر.
converse
B2گفتگو کردن؛ صحبت کردن.
disagree
B1مخالف بودن یعنی نظرت با بقیه فرق داشته باشه.