to drive
مثال
He learned to drive when he was sixteen.
محتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر travel
abroad
B1یعنی خارج از کشور خودت باشی یا به یه کشور دیگه سفر کنی.
aeroplane
A2هواپیما وسیلهای موتوری با بال است که در هوا پرواز میکند.
airport
A1مکانی که هواپیماها در آن نشست و برخاست می کنند. مسافران برای سوار شدن به پرواز خود به آنجا می روند.
avenue
A2A wide street or road with trees along it.
baggage
A2چمدونها و کیفهایی که موقع سفر با خودت میبری.
bike
A2دوچرخه یا موتورسیکلت؛ وسیله نقلیه ای با دو چرخ. برای حمل و نقل یا ورزش استفاده می شود.
bus stop
A2همونجایی که وایمیستی تا سوار اتوبوس بشی یا ازش پیاده بشی.
cabin
A2کلبه یه خونه کوچیک و خودمونیه، مخصوصا تو روستا.
came
A1کلمه 'came' زمان گذشته فعل 'come' است. به این معنی که کسی یا چیزی در گذشته به مکانی آمده است.
camp
A2جایی در فضای باز که مردم برای مدتی در چادر یا سرپناههای موقت میمانند.