iskola
تعریف
School
nounمحتوای مرتبط
واژههای بیشتر education
buta
A1احمق نباش، بیا اینجا.
ceruza
A1Pencil; used for writing or drawing.
diák
A1Student
egyetem
A1دانشگاه؛ مؤسسه آموزش عالی. 'او به دانشگاه میرود' به مجاری میشود: 'Egyetemre jár'.
ért
A1فهمیدن چیزی. او همه چیز را میفهمد.
füzet
A1Notebook or exercise book.
ír
A1او هر روز در دفتر خاطراتش مینویسد.
kérdez
A1Asks
könyv
A1Book
okos
A1Smart