具現化
مثال
彼のアイディアがようやく製品として具現化された。
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر technology
親和性
B2این نرمافزار با سیستمعاملهای مختلف قرابت و سازگاری بالایی دارد.
解析
B2To break down complex data or phenomena into simpler parts to understand their structure or nature. It is more technical/mathematical than 'bunseki' (analysis).
人工知能
B2هوش مصنوعی شبیهسازی فرآیندهای هوش انسانی توسط سیستمهای کامپیوتری است.
添付
B1پیوست کردن یک فایل یا سند به ایمیل یا فرم درخواست. 'لطفاً فایل پیوست را بررسی کنید.'
認証
A1احراز هویت فرآیند تأیید هویت است. 'لطفاً کد احراز هویت را وارد کنید.'
電池
A2باتری که انرژی الکتریکی را برای دستگاهها ذخیره میکند.
閲覧
B2عمل بررسی یا مطالعه اسناد، کتابها یا صفحات وب.
ボタン
A2دکمه ای که برای کار با یک دستگاه فشار می دهید.
充電
B1شارژ کردن باتری. به طور استعاری، استراحت کردن برای بازیابی انرژی.
互換
B2توانایی سیستمها یا نرمافزارهای مختلف برای کار با یکدیگر. 'این نرمافزار با ویندوز ۱۰ سازگار است.'