B1 noun

源泉

gensen

تعریف

source, fountainhead, spring

noun

مثال

その温泉は源泉掛け流しだ。

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!