오염시키다
To pollute, to contaminate an environment with harmful substances.
مثال
공장을 무단으로 가동해서 강물을 오염시켰습니다.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر nature
~에 대한
A2یک عبارت دستوری به معنای 'درباره' یا 'در مورد'.
~게
A2پسوندی که صفتها را به قید تبدیل میکند، مشابه 'بهصورتِ' در فارسی.
공기
A1Air, atmosphere.
몽땅
B1All of it, entirely, completely.
온갖
B1انواع و اقسام، همه نوع. قبل از اسم برای نشان دادن تنوع زیاد استفاده می شود.
~을/를 따라서
A2نشاندهنده حرکت یا عملی است که در امتداد چیزی یا با پیروی از یک الگو انجام میشود. 'قدم زدن در امتداد رودخانه' یا 'پیروی از دستورالعملها'.
동물
A1animal
개미
A1A small insect typically living in large colonies.
주위에
A2Surrounding something or someone; around.
그대로
A2Without changing; as it is.