두부
تعریف
Tofu.
nounمثال
저는 김치찌개에 두부를 많이 넣는 것을 좋아해요.
مثال
저는 김치찌개에 두부를 많이 넣는 것을 좋아해요.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر cooking
데우다
A2گرم کردن چیزی مانند غذا یا شیر که سرد شده است.
끓여지다
A2جوشانده شدن؛ پخته شدن با جوشیدن.
소스
A1سس مایع یا نیمه جامد که برای طعم دادن با غذا سرو می شود.
적당하다
A1مناسب یا شایسته بودن. برای مقدار یا موقعیتها استفاده میشود.
볶음
A1یک غذای تفت داده شده کرهای. با پختن سریع مواد روی حرارت زیاد تهیه میشود.
양파
A1پیاز. یک سبزی لایهلایه که در آشپزی کرهای بسیار مهم است. نام آن به معنی 'پیازچه غربی' است.
국자
A1'국자' ملاقهای است که برای سرو سوپ یا خورشت استفاده میشود.
썰리다
A2بریده شدن یا قطعهقطعه شدن به صورت لایههای نازک. معمولاً در آشپزی یا به صورت استعاری برای حذف پستهای اینترنتی استفاده میشود.
묽다
A1این سوپ خیلی رقیق (watery) است؛ دیگر آب اضافه نکن.
끓어오르다
A1به جوش آمدن؛ غلیان کردن. همچنین برای احساسات شدیدی که از درون برمیخیزند مانند خشم استفاده میشود.