almoçar
تعریف
To have lunch
verbمحتوای مرتبط
واژههای بیشتر food
abacate
A2Avocado.
abacaxi
A2آباکاشی کلمه پرتغالی برای آناناس است، میوه ای گرمسیری شیرین و آبدار با پوست خاردار و گوشت زرد.
abóbora
A2کدو تنبل. 'سوپ کدو تنبل خوشمزه است.' / 'کدو تنبل بزرگ است.'
abobrinha
A2Zucchini (Brazilian Portuguese).
abre-latas
A2دربازکن قوطی ابزاری است برای باز کردن قوطیهای کنسرو.
abridor
A2A tool for opening bottles or cans.
abridor de latas
A2درببازکن کنسرو ابزاری است که برای باز کردن قوطیهای فلزی غذا استفاده میشود.
abundante
A2موجود یا در دسترس به مقدار زیاد؛ فراوان. باران امسال فراوان بود.
acabado
A2تمام شده، کامل شده یا مصرف شده. همچنین میتواند فردی بسیار خسته را توصیف کند.
açafrão
A2زعفران گرانترین ادویه جهان است که از گل کروکوس به دست میآید.