Aluno
مثال
Ele é um bom aluno.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر education
Aluna
A1Student (female)
aluno/a
A2شاگرد یا دانشجویی که در حال تحصیل است.
aluno(a)
A2دانشآموز سوال بسیار خوبی از معلم پرسید.
Alunos
A2دانشآموزان برای امتحانات نهایی خود مطالعه میکنند. معلم از دانشآموزان به خاطر کار خوبشان تمجید کرد.
analisar
B1بررسی روشمند و دقیق چیزی. تجزیه یک کل به اجزای آن برای درک آن.
ano letivo
A2سال تحصیلی دورهای است که در آن مدارس باز هستند.
aprender
A1یاد گرفتن (Yad gereftan). من می خواهم فارسی یاد بگیرم. او سریع یاد می گیرد.
aula
A1A class or lesson in an educational setting.
axioma
B1یک اصل موضوع یا گزاره است که به عنوان یک حقیقت بدیهی، پذیرفته شده یا آشکار تلقی میشود و به عنوان یک مقدمه اساسی یا نقطه شروع برای استدلال منطقی یا ساخت یک نظریه عمل میکند.
biblioteca
A1کتابخانه (biblioteca) ساختمان یا اتاقی است که شامل مجموعهای از کتابها و نشریات است.