despedir-se
مثال
Ele teve de se despedir dos amigos.
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر communication
a gente
A1یک روش غیررسمی برای گفتن «ما» در زبان پرتغالی. با فعل مفرد استفاده میشود.
a menos que
A2من نمیروم مگر اینکه تو با من بیایی.
a respeito de
A2در مورد؛ در رابطه با.
aconselhar
A2نصیحت کردن، مشورت دادن. 'من به تو نصیحت میکنم که بمانی.' (Aconselho que você fique).
Adeus
A1خداحافظ (Khodahafez - formal). برای خداحافظی رسمی یا نهایی استفاده می شود.
Adeus!
A2واژهای برای خداحافظی که رسمیتر از 'چاو' است.
agradecer
A1To express gratitude or thanks to someone.
aguardar
A1با صبر و حوصله در انتظار کسی یا چیزی بودن.
anunciar
B1اعلام کردن چیزی به صورت عمومی یا رسمی.
aplaudir
A2تشویق کردن به معنای زدن دستها به هم برای نشان دادن تأیید است.