换言之
تعریف
In other words; that is to say.
phraseمثال
他对这个项目非常投入,换言之,他把所有精力都放在上面了。
مثال
他对这个项目非常投入,换言之,他把所有精力都放在上面了。
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر daily_life
朝九晚五
B2از نه تا پنج؛ ساعات کاری منظم.
未免
B2کمی بیش از حد؛ واقعاً (دلالت بر افراط دارد). 'این قیمت کمی بیش از حد بالا است.'
废弃
B2رها کردن یا متوقف کردن استفاده از چیزی به طور دائمی (مانند کارخانه یا قانون).
恪守
B2To scrupulously observe; to strictly adhere to.
反常
B2هوا امروز بسیار غیرطبیعی است. (توصیف انحراف از حالت عادی.)
充裕
B2فراوان؛ کافی. اغلب برای زمان یا پول استفاده می شود.
充沛
B2فراوان؛ پر از انرژی. به عنوان مثال: 'او پر از انرژی است (精力充沛)'.
门禁卡
B2یک کارت تردد که برای باز کردن درهای الکترونیکی در ساختمانها استفاده میشود.
门禁
B2Access control (system).
配件
B2Fittings; accessories; spare parts.