毫不犹豫地
Without hesitation; decisively; immediately.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر emotions
有点
A1کمی؛ تا حدی. قبل از صفت برای بیان یک حالت کمی منفی استفاده میشود.
一点
A1کمی؛ مقدار کمی از چیزی.
可恶
A2Hateful; detestable; abominable.
心不在焉
A2Absent-minded; preoccupied.
接受地
A2او انتقادات را با پذیرا بودن گوش داد.
成就感
B1احساس پیشرفت و موفقیتی که پس از انجام یک کار دشوار به دست میآید.
撒娇
A2To act like a spoiled child; to act cute.
上瘾
B1به چیزی معتاد شدن، اغلب به درجه ای ناسالم، که ترک آن دشوار می شود.
沉迷
A2او چنان غرق در بازیهای کامپیوتری است که درسهایش را فراموش کرده است.
敬佩
B1تحسین کردن؛ عمیقاً احترام گذاشتن. برای ابراز احترام زیاد به شخصیت یا اعمال کسی استفاده میشود.