B1
verb
#5,000 پرکاربردترین
穿破
To wear out; to wear till it's broken.
chuānpò
رتبه 5,000
مثال
这双鞋我已经穿破了。
محتوای مرتبط
مفید بود؟
نظرات (0)
برای نظر دادن وارد شوید
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک میگذارد!