A1 verb ニュートラル #1,800 よく出る 1分で読める

باز کردن

/bɒːz kærdæn/

To open; to unlock

Understanding 'باز کردن' is crucial for Persian learners as it's a fundamental, versatile verb encompassing both literal physical opening and figurative initiation or revelation.

30秒でわかる単語

  • To open, unlock, or initiate actions.
  • Highly versatile, used in all contexts.
  • Neutral register, suitable for formal and informal.
  • Avoid for 'turning on' electronics; use 'roshan kardan'.
  • Common for both literal and figurative 'openings'.

Summary

Understanding 'باز کردن' is crucial for Persian learners as it's a fundamental, versatile verb encompassing both literal physical opening and figurative initiation or revelation.

  • To open, unlock, or initiate actions.
  • Highly versatile, used in all contexts.
  • Neutral register, suitable for formal and informal.
  • Avoid for 'turning on' electronics; use 'roshan kardan'.
  • Common for both literal and figurative 'openings'.

Practice with Daily Objects

To master 'باز کردن', practice using it with everyday items. For example, say 'در را باز کن' (open the door), 'کتاب را باز کردم' (I opened the book), or 'پنجره را باز کنید' (open the window, formal). This helps solidify its literal meaning in common contexts.

Avoid for 'Turning On' Electronics

A common mistake is using 'باز کردن' for 'turning on' electronic devices. Remember, 'باز کردن' means to physically open or initiate, not to power on. Always use 'روشن کردن' (roshan kardan) for turning on lights, TVs, radios, or computers. For instance, 'رادیو را روشن کن' (turn on the radio), not 'رادیو را باز کن'.

Embrace Figurative Uses

'باز کردن' extends far beyond physical actions, deeply embedded in figurative expressions. Phrases like 'دل باز کردن' (to open one's heart/confide) or 'سر صحبت را باز کردن' (to start a conversation) are crucial for natural communication. Understanding these nuances unlocks a deeper cultural connection.

Explore Idiomatic Expressions

For advanced learners, delve into more complex idioms involving 'باز کردن'. Examples include 'چشم باز کردن' (to be born or become aware) or 'گوش باز کردن' (to listen attentively). These expressions add richness to your Persian and demonstrate a higher level of fluency and cultural understanding.

例文

6 / 8
1

لطفاً در را باز کن، مهمان داریم.

Please open the door, we have guests.

2

رئیس جلسه را رأس ساعت ۹ باز کرد.

The manager opened the meeting exactly at 9 o'clock.

3

پنجره رو باز کن، هوا خیلی گرمه.

Open the window, it's very hot.

4

این نظریه، ابعاد جدیدی از مسئله را برای محققان باز می‌کند.

This theory opens new dimensions of the problem for researchers.

5

شرکت ما یک شعبه جدید در پایتخت باز کرده است.

Our company has opened a new branch in the capital.

6

او دلش را به روی حقیقت باز کرد و اشتباهاتش را پذیرفت.

He opened his heart to the truth and accepted his mistakes.

語族

名詞
باز (bāz - open/unlocked), گشایش (goshāyesh - opening, inauguration)
動詞
باز شدن (bāz shodan - to open, intransitive)
副詞
باز (bāz - again, though this is a different homograph)
形容詞
باز (bāz - open, unlocked)
関連
افتتاح (eftetāh - opening ceremony)

覚え方のコツ

Imagine you're at a bustling Persian 'Bazaar' (بازار - bāzār). To start your day, you 'باز کردن' (bāz kardan) your stall, literally 'opening' it for business. Think of a 'kar' (کار - kār, work) that you 'do' (کردن - kardan) to 'open' (باز - bāz) your shop. So, at the 'bazaar', you 'do' the 'work' of 'opening' your stall – 'باز کردن'.

کلیات: معنی، ظرافت‌ها و بار عاطفی

فعل «باز کردن» یکی از پرکاربردترین و اساسی‌ترین افعال در زبان فارسی است که معنای اصلی آن «گشودن» یا «برداشتن مانع» است. این فعل کاربردهای بسیار گسترده‌ای دارد و می‌تواند هم به صورت فیزیکی و هم به صورت مجازی به کار رود. در معنای فیزیکی، به عملی اشاره دارد که چیزی را از حالت بسته یا قفل‌شده به حالت باز درمی‌آورد؛ مثلاً «باز کردن در»، «باز کردن پنجره»، «باز کردن کتاب»، «باز کردن جعبه» یا «باز کردن چمدان». در این موارد، هدف دسترسی به محتویات یا فضای پشت آن است. بار عاطفی این کاربرد معمولاً خنثی است، مگر اینکه با موقعیتی خاص همراه شود؛ مثلاً باز کردن یک هدیه می‌تواند حس شادی و هیجان را منتقل کند، در حالی که باز کردن یک پرونده قضایی ممکن است حس نگرانی یا جدیت را القا کند.

از سوی دیگر، «باز کردن» کاربردهای مجازی و انتزاعی فراوانی نیز دارد که به معنای «شروع کردن»، «آغاز کردن»، «آشکار کردن»، «حل کردن» یا «تسهیل کردن» است. به عنوان مثال، «باز کردن یک حساب بانکی» به معنای شروع یک رابطه مالی است. «باز کردن یک بحث» به معنای آغاز کردن یک گفت‌وگو یا موضوع جدید است. «دل باز کردن» به معنای اعتراف کردن به احساسات درونی یا درد دل کردن است. «باز کردن یک راز» به معنای فاش کردن آن است. «باز کردن مشکل» به معنای حل کردن یا گره‌گشایی از آن است. در این کاربردهای مجازی، فعل «باز کردن» اغلب به معنای ایجاد گشایش، رفع ابهام یا آغاز یک مسیر جدید است. بار عاطفی در این موارد می‌تواند بسیار متنوع باشد؛ مثلاً «دل باز کردن» معمولاً با حس رهایی و اعتماد همراه است، در حالی که «باز کردن یک پرونده» می‌تواند حس فشار و مسئولیت را به همراه داشته باشد.

الگوهای کاربرد: رسمی/غیررسمی، نوشتاری/گفتاری، کاربرد منطقه‌ای

فعل «باز کردن» در تمام سطوح زبانی، از رسمی‌ترین متون تا محاوره‌های روزمره، به طور گسترده‌ای استفاده می‌شود و از این نظر، یک فعل بسیار انعطاف‌پذیر است. در محیط‌های رسمی و نوشتاری، مانند مقالات علمی، گزارش‌های اداری یا اخبار، به همان شکلی که در بالا توضیح داده شد، به کار می‌رود. مثلاً «بانک مرکزی حساب‌های جدیدی را برای سرمایه‌گذاران باز کرد» یا «این تحقیق افق‌های جدیدی را در علم باز می‌کند».

در زبان گفتاری و محاوره، «باز کردن» به همان شکل اصلی خود استفاده می‌شود، اما گاهی اوقات در برخی مناطق یا لهجه‌ها، فرم‌های کوتاه‌تر یا محاوره‌ای‌تر آن نیز شنیده می‌شود، مانند «وا کردن» که بیشتر در لهجه‌های مرکزی و جنوبی ایران رایج است. مثلاً به جای «در را باز کن»، ممکن است بگویند «در رو وا کن». با این حال، «باز کردن» فرم استاندارد و قابل فهم برای همه فارسی‌زبانان است و هیچ محدودیت منطقه‌ای خاصی در فهم و کاربرد آن وجود ندارد. در متون ادبی نیز این فعل بسیار پرکاربرد است و می‌تواند به زیبایی برای توصیف لحظات گشایش، کشف یا آغاز به کار رود.

زمینه‌های رایج: کار، سفر، رسانه، ادبیات، شبکه‌های اجتماعی

  • کار و محیط اداری: در محیط کار، «باز کردن» کاربردهای فراوانی دارد. مثلاً «باز کردن یک فایل»، «باز کردن یک جلسه»، «باز کردن یک پروژه جدید»، «باز کردن یک حساب کاربری»، «باز کردن یک پرونده» یا «باز کردن یک شعبه جدید». این کاربردها اغلب به معنای شروع یا آغاز یک فعالیت یا دسترسی به اطلاعات است.
  • سفر: در سفر، این فعل برای اشاره به گشودن وسایل یا مسیرها به کار می‌رود. مثلاً «باز کردن چمدان»، «باز کردن نقشه»، «باز کردن راه» (به معنای هموار کردن مسیر) یا «باز کردن مرزها».
  • رسانه و اخبار: در حوزه رسانه، «باز کردن» اغلب به معنای شروع یک برنامه، موضوع یا تحقیقات است. مثلاً «خبرنگار بحث جدیدی را باز کرد»، «این شبکه تلویزیونی کانال جدیدی را باز کرد» یا «پلیس تحقیقات جدیدی را در مورد این پرونده باز کرد».
  • ادبیات: در ادبیات، «باز کردن» می‌تواند هم به معنای فیزیکی و هم به معنای عمیق‌تر و استعاری به کار رود. مثلاً «شخصیت داستان کتاب را باز کرد» (فیزیکی) یا «او دلش را به روی عشق باز کرد» (استعاری به معنای پذیرش و گشودگی عاطفی). همچنین، «باز کردن فصل جدیدی از زندگی» یک استعاره رایج است.
  • شبکه‌های اجتماعی: در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، «باز کردن» برای اشاره به ورود به یک برنامه یا محتوا استفاده می‌شود. مثلاً «باز کردن یک اپلیکیشن»، «باز کردن یک لینک»، «باز کردن یک صفحه» یا «باز کردن یک گفت‌وگو» (شروع چت).

مقایسه با کلمات مشابه

در زبان فارسی، چند فعل دیگر نیز وجود دارند که معنای نزدیک به «باز کردن» دارند، اما هر یک ظرافت‌ها و کاربردهای خاص خود را دارند:

  • گشودن (goshudan): این فعل از نظر معنایی بسیار نزدیک به «باز کردن» است، اما معمولاً رسمی‌تر، ادبی‌تر و کمی شاعرانه‌تر از «باز کردن» است. در متون رسمی و ادبی بیشتر به کار می‌رود و در مکالمات روزمره کمتر شنیده می‌شود. مثلاً «دروازه شهر گشوده شد» یا «او کتابی را گشود».
  • باز نمودن (bāz namudan): این ترکیب نیز رسمی‌تر از «باز کردن» است و بیشتر در متون نوشتاری و اداری به کار می‌رود. معنای آن تقریباً با «گشودن» یکسان است، اما کمی کمتر از آن ادبی است.
  • پاره کردن (pāre kardan): این فعل به معنای «پاره کردن» یا «شکافتن» چیزی برای باز کردن آن است، به خصوص زمانی که با خشونت یا نیروی بیشتری همراه باشد. مثلاً «پاره کردن بسته‌بندی» یا «پاره کردن نامه». در حالی که «باز کردن» می‌تواند به آرامی و با احتیاط نیز انجام شود.
  • شکافتن (shekāftan): این فعل به معنای «از هم باز کردن» چیزی است که به هم چسبیده یا متصل است، معمولاً با ایجاد یک شکاف یا بریدگی. مثلاً «شکافتن میوه» یا «شکافتن کوه». «باز کردن» کلی‌تر است و لزوماً به شکافتن اشاره ندارد.

«باز کردن» عمومی‌ترین و پرکاربردترین گزینه در میان این افعال است و می‌توان آن را در اکثر موقعیت‌ها به کار برد، در حالی که سایر افعال بار معنایی یا سبکی خاص‌تری دارند.

سطح و لحن: چه زمانی مناسب است و چه زمانی باید از آن اجتناب کرد

فعل «باز کردن» از نظر سطح و لحن، یک کلمه خنثی و عمومی است. این بدان معناست که در هر دو بافت رسمی و غیررسمی، نوشتاری و گفتاری، و در هر سنی قابل استفاده است. نیازی به اجتناب از آن در هیچ موقعیتی نیست، مگر اینکه بخواهید عمداً از یک کلمه رسمی‌تر (مانند «گشودن») یا یک کلمه با معنای خاص‌تر (مانند «پاره کردن») استفاده کنید. این فعل هیچ بار منفی یا مثبت ذاتی ندارد و معنای آن کاملاً وابسته به کلمه‌ای است که با آن ترکیب می‌شود. مثلاً «باز کردن یک زخم» می‌تواند منفی باشد، اما «باز کردن یک هدیه» مثبت است.

تنها زمانی که ممکن است از «باز کردن» اجتناب شود، وقتی است که فعل دقیق‌تری برای منظور شما وجود دارد. مثلاً برای روشن کردن یک دستگاه الکترونیکی مانند تلویزیون یا رادیو، به جای «باز کردن»، از فعل «روشن کردن» استفاده می‌شود. «باز کردن رادیو» ممکن است به معنای باز کردن قاب فیزیکی رادیو باشد، نه روشن کردن آن. بنابراین، دقت در انتخاب فعل مناسب برای هر موقعیت خاص مهم است.

همنشینی‌ها در بستر: جفت‌های کلمه‌ای رایج

همنشینی‌ها (collocations) به ترکیب‌های رایج کلمات اشاره دارند که به طور طبیعی با هم به کار می‌روند. «باز کردن» با طیف وسیعی از اسم‌ها و عبارات ترکیب می‌شود:

  • در را باز کردن: این رایج‌ترین همنشینی است و به معنای گشودن در است. (مثال: لطفاً در را باز کن.)
  • پنجره را باز کردن: گشودن پنجره. (مثال: برای تهویه هوا، پنجره را باز کردم.)
  • کتاب را باز کردن: گشودن کتاب برای خواندن. (مثال: او کتابش را باز کرد و شروع به مطالعه کرد.)
  • چمدان را باز کردن: گشودن چمدان. (مثال: بعد از سفر، چمدانم را باز کردم.)
  • حساب بانکی باز کردن: شروع یک حساب در بانک. (مثال: برای دریافت حقوق، باید یک حساب بانکی باز کنم.)
  • پرونده را باز کردن: شروع یک پرونده قضایی یا اداری. (مثال: پلیس پرونده جدیدی را در مورد سرقت باز کرد.)
  • بحث را باز کردن: شروع یک گفت‌وگو یا موضوع. (مثال: او سر صحبت را باز کرد.)
  • دل باز کردن: درد دل کردن، اعتراف به احساسات. (مثال: او دلش را برای دوستش باز کرد.)
  • راز را باز کردن: فاش کردن یک راز. (مثال: بالاخره راز خود را باز کرد.)
  • مشکل را باز کردن: حل کردن یک مشکل یا گره. (مثال: با کمک هم توانستیم مشکل را باز کنیم.)
  • سفره باز کردن: آماده کردن سفره غذا، یا به معنای مجازی، پذیرایی کردن از مهمان. (مثال: برای مهمان‌ها سفره باز کردیم.)

این همنشینی‌ها نشان‌دهنده تنوع کاربرد و اهمیت این فعل در زبان فارسی هستند. یادگیری این ترکیب‌ها به درک بهتر و استفاده صحیح‌تر از «باز کردن» کمک می‌کند.

使い方のコツ

The verb 'باز کردن' is highly versatile and maintains a neutral register, making it suitable for all levels of formality. It is universally understood across different regions of Iran, though some colloquial variants like 'وا کردن' exist in spoken language. This verb is equally common in both written and spoken Persian, appearing frequently in everyday conversations, formal documents, and online interactions. You should avoid using 'باز کردن' when a more specific verb like 'روشن کردن' (to turn on an appliance) or 'بریدن' (to cut open) is more appropriate, as it can lead to misunderstanding.

よくある間違い

A primary mistake is using 'باز کردن' for 'turning on' electronic devices; always use 'روشن کردن' for this purpose. Another error is confusing it with its intransitive counterpart 'باز شدن' (to open, itself), where the action happens without a direct agent. Learners sometimes overuse 'باز کردن' when more precise verbs, such as 'شکافتن' (to split open) or 'پاره کردن' (to tear open), would be more accurate. While 'گشودن' is a synonym, using it in very casual conversation might sound overly formal, though not strictly incorrect. Avoid literal translations from English phrases that don't have an exact 'open' equivalent in Persian.

覚え方のコツ

Imagine you're at a bustling Persian 'Bazaar' (بازار - bāzār). To start your day, you 'باز کردن' (bāz kardan) your stall, literally 'opening' it for business. Think of a 'kar' (کار - kār, work) that you 'do' (کردن - kardan) to 'open' (باز - bāz) your shop. So, at the 'bazaar', you 'do' the 'work' of 'opening' your stall – 'باز کردن'.

語源

The verb 'باز کردن' is a compound verb in Persian, consisting of the prefix 'باز' (bāz) and the light verb 'کردن' (kardan). 'باز' originates from Middle Persian 'wāz' meaning 'open' or 'unlocked'. 'کردن' is a fundamental verb meaning 'to do' or 'to make'. Together, they literally mean 'to make open'. This construction highlights its ancient roots and its role as a core concept in the language, reflecting a direct and fundamental action.

文化的な背景

'باز کردن' plays a significant role in Persian culture, particularly in expressions related to hospitality and emotional openness. 'سفره باز کردن' (to spread a tablecloth) is a common idiom signifying hosting guests and offering food, reflecting the importance of hospitality. 'دل باز کردن' (to open one's heart) highlights the value of confiding in trusted individuals and sharing personal feelings. It also appears in proverbs and sayings that encourage new beginnings or revealing truths. In modern usage, especially on social media, it's frequently used for initiating discussions or accessing content, mirroring its versatility in everyday life.

例文

1

لطفاً در را باز کن، مهمان داریم.

everyday

Please open the door, we have guests.

2

رئیس جلسه را رأس ساعت ۹ باز کرد.

formal

The manager opened the meeting exactly at 9 o'clock.

3

پنجره رو باز کن، هوا خیلی گرمه.

informal

Open the window, it's very hot.

4

این نظریه، ابعاد جدیدی از مسئله را برای محققان باز می‌کند.

academic

This theory opens new dimensions of the problem for researchers.

5

شرکت ما یک شعبه جدید در پایتخت باز کرده است.

business

Our company has opened a new branch in the capital.

6

او دلش را به روی حقیقت باز کرد و اشتباهاتش را پذیرفت.

literary

He opened his heart to the truth and accepted his mistakes.

7

پلیس تحقیقات گسترده‌ای را در مورد حادثه باز کرد.

formal

The police opened extensive investigations into the incident.

8

بسته‌ام را باز کردم تا هدیه تولدم را ببینم.

everyday

I opened my package to see my birthday gift.

語族

名詞
باز (bāz - open/unlocked), گشایش (goshāyesh - opening, inauguration)
動詞
باز شدن (bāz shodan - to open, intransitive)
副詞
باز (bāz - again, though this is a different homograph)
形容詞
باز (bāz - open, unlocked)
関連
افتتاح (eftetāh - opening ceremony)

文法パターン

فاعل + مفعول + باز کردن (مثال: او در را باز می‌کند.) فاعل + مفعول (غیر مستقیم) + مفعول (مستقیم) + باز کردن (مثال: من برای او یک حساب باز کردم.) با + اسم (ابزار) + مفعول + باز کردن (مثال: با کلید در را باز کرد.) برای + اسم (هدف) + مفعول + باز کردن (مثال: برای او پرونده جدیدی باز کردند.) اسم مصدر (باز کردن) + مفعول (مثال: باز کردن این جعبه سخت است.) مفعول + را + باز کردن (مثال: کتاب را باز کن.)

Practice with Daily Objects

To master 'باز کردن', practice using it with everyday items. For example, say 'در را باز کن' (open the door), 'کتاب را باز کردم' (I opened the book), or 'پنجره را باز کنید' (open the window, formal). This helps solidify its literal meaning in common contexts.

Avoid for 'Turning On' Electronics

A common mistake is using 'باز کردن' for 'turning on' electronic devices. Remember, 'باز کردن' means to physically open or initiate, not to power on. Always use 'روشن کردن' (roshan kardan) for turning on lights, TVs, radios, or computers. For instance, 'رادیو را روشن کن' (turn on the radio), not 'رادیو را باز کن'.

Embrace Figurative Uses

'باز کردن' extends far beyond physical actions, deeply embedded in figurative expressions. Phrases like 'دل باز کردن' (to open one's heart/confide) or 'سر صحبت را باز کردن' (to start a conversation) are crucial for natural communication. Understanding these nuances unlocks a deeper cultural connection.

Explore Idiomatic Expressions

For advanced learners, delve into more complex idioms involving 'باز کردن'. Examples include 'چشم باز کردن' (to be born or become aware) or 'گوش باز کردن' (to listen attentively). These expressions add richness to your Persian and demonstrate a higher level of fluency and cultural understanding.

自分をテスト

fill blank

کلمه مناسب را در جای خالی قرار دهید.

لطفاً در را _______.

正解! おしい! 正解:

«باز کردن» به معنای گشودن است و در اینجا برای درخواست مودبانه باز کردن در استفاده می‌شود. سایر گزینه‌ها معنای متفاوتی دارند.

multiple choice

کدام جمله به معنی «شروع کردن یک بحث» است؟

کدام گزینه صحیح است؟

正解! おしい! 正解:

عبارت «سر صحبت را باز کردن» به معنای شروع کردن یک گفت‌وگو یا بحث است. گزینه‌های دیگر به معنای گشودن فیزیکی یا آغاز یک رابطه مالی هستند.

sentence building

با کلمات داده شده یک جمله معنی‌دار بسازید.

با کلمات «من»، «چمدان»، «باز کردن» یک جمله بسازید.

正解! おしい! 正解:

این جمله یک فاعل (من)، مفعول (چمدانم) و فعل (باز کردم) دارد و به معنای گشودن چمدان است. سایر ترتیب‌ها ممکن است از نظر گرامری صحیح نباشند.

error correction

جمله زیر را تصحیح کنید.

جمله «او تلویزیون را باز کرد تا اخبار را ببیند.» چه اشکالی دارد؟

正解! おしい! 正解:

برای دستگاه‌های الکترونیکی مانند تلویزیون، از فعل «روشن کردن» به معنای «turn on» استفاده می‌شود. «باز کردن» به معنای گشودن فیزیکی است و در اینجا مناسب نیست.

スコア: /4

ビジュアル学習ツール

Word Family

باز کردن

Nouns

  • باز
  • گشایش
  • افتتاح

Verbs

  • باز شدن

Adjectives

  • باز

Usage Contexts

Academic

  • باز کردن ابعاد جدید (opening new dimensions)

Daily Life

  • در را باز کردن (opening the door)
  • چمدان را باز کردن (opening the suitcase)

Business

  • حساب بانکی باز کردن (opening a bank account)
  • شعبه جدید باز کردن (opening a new branch)

よくある質問

10 問

تفاوت اصلی در سطح رسمی بودن آنهاست. «باز کردن» یک فعل عمومی و رایج در مکالمات روزمره و متون عادی است. اما «گشودن» بیشتر در متون ادبی، رسمی و شاعرانه به کار می‌رود و لحنی فاخرتر دارد. هر دو به معنای «گشودن» هستند، اما «باز کردن» کاربرد گسترده‌تری دارد.

بله، کاملاً. «باز کردن» در بسیاری از موارد به معنای «شروع کردن» یا «آغاز کردن» یک فعالیت، یک بحث، یک پروژه یا یک حساب است. مثلاً «باز کردن یک کسب و کار جدید» یا «باز کردن سر صحبت».

«باز کردن» هم برای اشیاء فیزیکی (مثل در، کتاب، چمدان) و هم برای مفاهیم انتزاعی و مجازی (مثل دل، بحث، راز، حساب) به کار می‌رود. این یکی از ویژگی‌های مهم و کاربردی این فعل است که آن را بسیار انعطاف‌پذیر می‌کند.

برای درخواست مودبانه، می‌توانید از فرم امری فعل به همراه کلمه «لطفاً» استفاده کنید. مثلاً «لطفاً در را باز کنید» (برای مخاطب محترم یا جمع) یا «لطفاً پنجره را باز کن» (برای مخاطب صمیمی). افزودن «می‌توانید...» نیز مودبانه است: «می‌توانید در را باز کنید؟».

به خودی خود، «باز کردن» بار معنایی خنثی دارد. اما وقتی با کلمات یا موقعیت‌های منفی ترکیب شود، می‌تواند این بار را بگیرد. مثلاً «باز کردن یک زخم» (به معنای تازه کردن یک مشکل قدیمی) یا «باز کردن یک پرونده قضایی» (که ممکن است استرس‌زا باشد).

خیر، این یک اشتباه رایج است. برای روشن کردن دستگاه‌های الکترونیکی مانند تلویزیون، رادیو، کامپیوتر یا لامپ، باید از فعل «روشن کردن» استفاده شود. «باز کردن رادیو» به معنای گشودن قاب فیزیکی رادیو است، نه روشن کردن آن.

«باز کردن» یک فعل متعدی است، یعنی نیاز به مفعول دارد و فاعل عملی را روی مفعول انجام می‌دهد (مثلاً: من در را باز کردم). اما «باز شدن» یک فعل لازم (ناگذر) است، یعنی خود به خود اتفاق می‌افتد یا عملی بدون فاعل مشخص انجام می‌شود (مثلاً: در باز شد). این دو فعل از نظر گرامری متفاوت هستند.

بله، کاملاً. «باز کردن یک کسب و کار» یا «باز کردن یک مغازه/شرکت» یک کاربرد بسیار رایج و صحیح برای شروع یک فعالیت تجاری است. این عبارت به معنای آغاز به کار و راه‌اندازی است.

برای شروع یک موضوع جدید در صحبت، عبارت «باز کردن سر صحبت» یا «باز کردن یک بحث» بسیار رایج و مناسب است. این عبارت نشان می‌دهد که شما قصد دارید گفت‌وگویی را آغاز کنید یا به موضوعی جدید بپردازید.

بله، اصطلاحات زیادی با «باز کردن» وجود دارد. مثلاً «دل باز کردن» (درد دل کردن)، «چشم باز کردن» (متولد شدن یا آگاه شدن)، «گوش باز کردن» (با دقت گوش دادن) و «سفره دل باز کردن» (تمام رازها و دردهای دل را گفتن).

役に立った?
まだコメントがありません。最初に考えをシェアしましょう!