B1 verb Neutral #5,000 most common 1 min read

انقلاب کردن

enghelaab kardan /enqelâb kardan/

To revolutionize means to bring about a profound and often disruptive transformation.

Word in 30 Seconds

  • To cause a major, fundamental, and often rapid change.
  • Primarily political, but also used for science, culture, and personal life.
  • Implies a significant shift from one state to another.

Overview

«انقلاب کردن» واژه‌ای پرکاربرد در زبان فارسی است که به معنای ایجاد دگرگونی‌های بزرگ و بنیادین است. این واژه در ابتدا به جنبش‌ها و قیام‌های سیاسی اطلاق می‌شد که منجر به سرنگونی یک نظام حاکم و برقراری نظامی جدید می‌گردید. با گذشت زمان، معنای آن گسترش یافته و برای توصیف تغییرات عظیم و انقلابی در حوزه‌های مختلف علمی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی شخصی نیز به کار می‌رود. در هسته خود، «انقلاب کردن» به معنای تغییر از وضعیتی به وضعیت دیگر، غالباً با سرعتی زیاد و به شکلی ریشه‌ای است.

این فعل معمولاً به صورت «انقلاب کردن در + [حوزه]» یا «انقلاب کردن علیه + [چیزی]» به کار می‌رود. همچنین می‌توان گفت «[چیزی] انقلاب کرد» یا «[کسی] انقلاب کرد». در کاربردهای غیرسیاسی، ممکن است به صورت مجازی برای بیان تغییرات ناگهانی و بزرگ استفاده شود. مثال: «اختراع اینترنت، انقلابی در ارتباطات کرد.» یا «او در زندگی شخصی‌اش انقلاب کرد.»

مهم‌ترین و رایج‌ترین کاربرد این واژه در زمینه‌های سیاسی و تاریخی است؛ مانند «انقلاب مشروطه» یا «انقلاب اسلامی ایران». اما در حوزه‌های دیگر نیز بسیار به کار می‌رود: “انقلاب علمی” (تغییرات اساسی در دانش)، “انقلاب صنعتی” (تغییرات تکنولوژیک عظیم)، “انقلاب فرهنگی” (دگرگونی در ارزش‌ها و باورها)، و حتی در کاربردهای روزمره برای بیان تغییرات بزرگ شخصی یا در یک گروه کوچک. مثال: «این کشف علمی، انقلابی در پزشکی ایجاد کرد.»

«انقلاب کردن» با واژگانی مانند «دگرگون کردن»، «تحول ایجاد کردن»، «تغییر دادن»، «واژگون کردن» و «شورش کردن» هم‌پوشانی معنایی دارد. با این حال، «انقلاب کردن» معمولاً بر مقیاس بزرگتر، عمق بیشتر و سرعت بیشتر تغییر نسبت به «تغییر دادن» یا «تحول ایجاد کردن» تأکید دارد. «شورش کردن» بیشتر بر جنبه اعتراضی و درگیری فیزیکی متمرکز است، در حالی که «انقلاب کردن» نتیجه نهایی و دگرگونی سیستمی را در بر می‌گیرد. «واژگون کردن» نیز بیشتر بر سرنگونی تأکید دارد و لزوماً به معنای ایجاد یک سیستم جدید و پایدار نیست، بلکه بیشتر بر نابودی سیستم قبلی تمرکز دارد.

Examples

1

اختراع چاپ، انقلابی در انتقال دانش ایجاد کرد.

academic

The invention of printing caused a revolution in knowledge transfer.

2

آنها تصمیم گرفتند سبک زندگی خود را کاملاً انقلاب کنند.

informal

They decided to completely revolutionize their lifestyle.

3

انقلاب صنعتی، ساختار اقتصادی جوامع را دگرگون ساخت.

historical

The Industrial Revolution transformed the economic structure of societies.

4

این جنبش اجتماعی در تلاش بود تا علیه بی‌عدالتی انقلاب کند.

political

This social movement sought to revolt against injustice.

Common Collocations

انقلاب کردن در چیزی To revolutionize something
انقلاب کردن علیه کسی/چیزی To revolt against someone/something
انقلاب بزرگی کردن To make a great revolution

Common Phrases

انقلاب کردن در علم

To revolutionize science

انقلاب در صنعت

Revolution in industry

انقلاب در زندگی

Revolution in life

Often Confused With

انقلاب کردن vs تحول ایجاد کردن

'Tahavol Ijad Kardan' (to create transformation) implies change, but often a less drastic or sudden one than 'enqelab kardan'. Revolution suggests a more fundamental, systemic, and often rapid overhaul.

انقلاب کردن vs شورش کردن

'Shurush Kardan' (to rebel, to riot) focuses more on the act of uprising or protest, often involving conflict. 'Enqelab Kardan' refers to the broader process and outcome of fundamental change, which may or may not involve initial rebellion.

Grammar Patterns

انقلاب کردن + در + اسم (مکان/مفهوم) انقلاب کردن + علیه + اسم فاعل + انقلاب کرد

How to Use It

Usage Notes

The verb 'انقلاب کردن' is potent and typically describes significant, far-reaching changes. It's often used in historical, political, and scientific contexts. While it can be used metaphorically for personal life, overuse for minor adjustments should be avoided to maintain its impact.


Common Mistakes

Confusing 'انقلاب کردن' with minor changes like 'تغییر دادن' (to change) or 'اصلاح کردن' (to reform). The scale and depth of change implied by 'انقلاب کردن' are much greater. Also, equating it solely with violent uprising ignores its broader meaning of fundamental transformation.

Tips

💡

Think Big: Fundamental Transformation

Remember that 'انقلاب کردن' signifies a major shift, not just a small adjustment. It's about changing the very foundation.

⚠️

Avoid Overuse in Minor Changes

Using 'انقلاب کردن' for trivial matters can dilute its powerful meaning. Reserve it for truly significant transformations.

🌍

Historical Significance in Iran

The term 'انقلاب' (revolution) holds immense historical weight in Iran, particularly concerning the 1979 revolution. Be mindful of this context.

Word Origin

The word 'انقلاب' (enqelab) comes from the Arabic root 'q-l-b', meaning 'to turn' or 'to overturn'. 'Enqelab' literally means 'a turning over' or 'a revolution'. The verb form 'انقلاب کردن' is a Persian construction using the noun.

Cultural Context

In Persian culture, the concept of 'enqelab' is strongly tied to major historical events, most notably the Islamic Revolution of 1979. This imbues the word with a sense of profound societal transformation and political upheaval.

Memory Tip

Imagine a spinning top ('top' sounds like 'enqelab') that suddenly flips over and changes its entire orientation – that's a revolution!

Frequently Asked Questions

4 questions

خیر، اگرچه بسیاری از انقلاب‌های تاریخی با خشونت همراه بوده‌اند، اما خود واژه «انقلاب کردن» لزوماً به معنای خشونت نیست. این واژه به دگرگونی بنیادین اشاره دارد که می‌تواند مسالمت‌آمیز یا همراه با درگیری باشد.

«انقلاب کردن» معمولاً به تغییرات بسیار بزرگتر، عمیق‌تر و سریع‌تر اشاره دارد تا «تحول ایجاد کردن». تحول می‌تواند تدریجی و جزئی باشد، اما انقلاب یک دگرگونی اساسی و ریشه‌ای است.

می‌توان از آن در زمینه‌های علمی (مانند انقلاب علمی)، صنعتی (انقلاب صنعتی)، فرهنگی، هنری، اقتصادی و حتی در زندگی شخصی افراد برای توصیف تغییرات بزرگ و ناگهانی استفاده کرد.

در معنای اصلی و تاریخی خود، اغلب به سرنگونی حکومت اشاره دارد. اما در کاربردهای امروزی، می‌تواند به هر نوع تغییر بنیادین و دگرگونی اساسی در هر سیستمی، چه سیاسی و چه غیرسیاسی، اطلاق شود.

Test Yourself

fill blank

پیشرفت علم پزشکی در قرن بیستم، در درمان بیماری‌ها ______________ کرد.

Correct! Not quite. Correct answer: انقلاب

پیشرفت علم پزشکی در قرن بیستم یک دگرگونی بسیار بزرگ و بنیادین بوده است، بنابراین استفاده از «انقلاب کردن» مناسب‌تر از سایر گزینه‌ها است.

multiple choice

این اختراع جدید، نحوه تفکر ما را درباره انرژی‌های پاک کاملاً «انقلاب کرد».

Correct! Not quite. Correct answer: به طور اساسی تغییر داد

«انقلاب کردن» به معنای ایجاد تغییرات بنیادین و اساسی است، که این گزینه به بهترین شکل آن را توصیف می‌کند.

sentence building

کلمات کلیدی: اینترنت، ارتباطات، جهان

Correct! Not quite. Correct answer: اینترنت در ارتباطات جهان انقلاب کرد.

این جمله نشان می‌دهد که اینترنت تغییری عظیم و بنیادین در نحوه ارتباطات جهانی ایجاد کرده است، که معنای اصلی «انقلاب کردن» را می‌رساند.

Score: /3

Was this helpful?

Comments (0)

Login to Comment
No comments yet. Be the first to share your thoughts!