dem
تعریف
Them
pronounمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر social
tv
A1تلویزیون دستگاهی است که تصویر و صدا را پخش میکند.
avböja
B2رد کردن محترمانه. 'او دعوت را رد کرد.'
beteende
B2رفتار یا کردار. رفتار او نسبت به دیگران بسیار محترمانه بود.
människor
A2plural for human beings
namn
A1name
sällskap
B1همراهی با دیگران یا گروهی از افراد. 'من به همراهی نیاز دارم' میشود 'Jag behöver sällskap'.
vänlig
A2Kind and pleasant.
sig
A1کلمه 'sig' ضمیر انعکاسی سوم شخص در زبان سوئدی است، معادل 'خودش' یا 'خودشان' در فارسی.
träffa
A1ملاقات کردن با کسی (برنامهریزی شده) یا به هدف زدن. 'ما فردا همدیگر را میبینیم' میشود 'Vi träffas imorgon'.
försonlig
B2آشتیجویانه یا بخشنده؛ تمایل به پایان دادن به درگیری.