کلبه
When discussing types of dwellings in Persian, کلبه (kolbe) specifically refers to a small, often rustic house, typically found in rural settings. It evokes an image of simplicity and closeness to nature. Unlike a general 'house' (خانه, khāne), a کلبه carries connotations of a cottage, cabin, or hut, often made of wood or natural materials. Understanding this distinction is crucial for nuanced descriptions of different living structures and their associated environments in Persian.
按水平分级的例句
کلبه کوچک است.
The cabin is small.
Simple sentence structure, 'است' (ast) means 'is'.
کلبه زیبا است.
The cabin is beautiful.
Adjective 'زیبا' (zibâ) comes before 'است' (ast).
من یک کلبه میبینم.
I see a cabin.
'من' (man) means 'I', 'میبینم' (mibinam) means 'I see'.
کلبه در جنگل است.
The cabin is in the forest.
'در' (dar) means 'in', 'جنگل' (jangal) means 'forest'.
کلبه چوبی است.
The cabin is wooden.
'چوبی' (choobi) means 'wooden'.
او به کلبه میرود.
He/she goes to the cabin.
'او' (u) means 'he/she', 'به' (be) means 'to', 'میرود' (miravad) means 'goes'.
کلبه سقف قرمز دارد.
The cabin has a red roof.
'سقف' (saqf) means 'roof', 'قرمز' (qermez) means 'red', 'دارد' (dârad) means 'has'.
ما یک کلبه میخواهیم.
We want a cabin.
'ما' (mâ) means 'we', 'میخواهیم' (mikhâhim) means 'we want'.
ما آخر هفته به یک کلبه در جنگل رفتیم.
We went to a cottage in the forest last weekend.
کلبه آنها کنار رودخانه بود و منظره زیبایی داشت.
Their cottage was by the river and had a beautiful view.
او دوست دارد در کلبهای دور از شهر زندگی کند.
He likes to live in a cottage far from the city.
این کلبه کوچک و گرم، بهترین مکان برای استراحت است.
This small and warm cottage is the best place to relax.
کلبه چوبی قدیمی نیاز به تعمیرات داشت.
The old wooden cottage needed repairs.
بچهها از بازی کردن در اطراف کلبه لذت بردند.
The children enjoyed playing around the cottage.
آنها یک کلبه اجاره کردند تا تعطیلات را آنجا بگذرانند.
They rented a cottage to spend their holidays there.
کلبه ما با گلها و درختان احاطه شده بود.
Our cottage was surrounded by flowers and trees.
常见搭配
常用短语
ما یک کلبه در شمال اجاره کردیم.
We rented a cabin in the north.
کلبه آنها کنار رودخانه بود.
Their cabin was by the river.
من دوست دارم در یک کلبه چوبی زندگی کنم.
I like to live in a wooden cabin.
این کلبه خیلی دنج و راحت است.
This cabin is very cozy and comfortable.
برای تعطیلات به کلبه رفتیم.
We went to the cabin for the holidays.
پدربزرگ من یک کلبه قدیمی دارد.
My grandfather has an old cabin.
کنار دریاچه یک کلبه کوچک بود.
There was a small cabin by the lake.
کلبه ما دور از شهر است.
Our cabin is far from the city.
آنها کلبه خودشان را ساختند.
They built their own cabin.
شب را در کلبه گذراندیم.
We spent the night in the cabin.
语法模式
句型
یک [صفت] کلبه
یک کلبه کوچک (a small cottage)
کلبه [مالکیت]
کلبه من (my cottage)
در [مکان] کلبه
در جنگل کلبه (a cottage in the forest)
کلبه [موصوف]
کلبه چوبی (wooden cottage)
کلبه [فعل]
کلبه دارد (has a cottage)
[فعل] در کلبه
زندگی کردن در کلبه (to live in a cottage)
کلبهای که [جمله وصفی]
کلبهای که میسازیم (the cottage we are building)
از کلبه [مکان]
از کلبه بیرون آمد (came out of the cottage)
自我测试 24 个问题
They decided to spend the weekend in the mountain cottage.
The old cottage was surrounded by colorful flowers.
In winter, their cozy cottage was a great place to relax.
Read this aloud:
تصور کنید در یک کلبه زیبا در کنار دریاچه زندگی می کنید. آن را توصیف کنید.
Focus: کلبه
你说的:
Speech recognition is not supported in your browser. Try Chrome or Edge.
Read this aloud:
اگر می توانستید یک کلبه در هر کجای دنیا داشته باشید، کجا می ساختید و چرا؟
Focus: کجا
你说的:
Speech recognition is not supported in your browser. Try Chrome or Edge.
Read this aloud:
بهترین خاطره ای که از یک کلبه دارید چیست؟
Focus: خاطره
你说的:
Speech recognition is not supported in your browser. Try Chrome or Edge.
This sentence describes seeing a beautiful wooden cabin in the mountains. The order follows the natural flow of a Persian sentence.
This sentence explains how an old cabin was repaired and turned into a cozy home. The conjunction 'و' (and) connects the two actions.
This sentence expresses a dream of owning a small cabin in the forest. The structure 'رویای من این است که...' (My dream is that...) introduces the desire.
Which of these words is a synonym for 'کلبه'?
While 'خانه' is a general word for 'house', among the given options, it is the closest synonym to 'کلبه' (a small, simple house). The other options refer to larger or more elaborate dwellings.
In which setting would you most likely find a 'کلبه'?
A 'کلبه' is typically found in a rural area, often implying a peaceful and rustic setting, aligning with 'منطقه روستایی آرام' (quiet rural area).
Which of the following describes a typical characteristic of a 'کلبه'?
The definition specifies 'especially one built of wood in a rural area' and 'simple house', making 'ساخته شده از چوب با طراحی ساده' (built of wood with a simple design) the most accurate characteristic.
A 'کلبه' is usually a large, luxurious building.
A 'کلبه' is defined as a 'small, simple house', which contradicts the idea of it being large and luxurious.
It is common to find a 'کلبه' in a bustling city center.
The definition states a 'کلبه' is typically found 'in a rural area', making it uncommon in a bustling city center.
The primary building material for many 'کلبه's is wood.
The definition explicitly mentions 'especially one built of wood', supporting this statement.
Imagine you are an architect tasked with designing a modern, luxurious 'کلبه'. Describe your design, focusing on how you would integrate traditional elements with contemporary features. Include details about the materials, layout, and unique selling points.
Well written! Good try! Check the sample answer below.
Sample answer
من برای طراحی یک کلبه لوکس و مدرن، ترکیبی از چوب سدر و سنگ طبیعی را در نظر میگیرم. سقف شیبدار با پنجرههای بزرگ، نور طبیعی فراوان را به داخل هدایت میکند. در چیدمان داخلی، فضای نشیمن باز با شومینه سنگی و آشپزخانهای با وسایل پیشرفته تعبیه خواهم کرد. اتاق خوابها در طبقه بالا با بالکنهایی مشرف به طبیعت، حس آرامش را به ارمغان میآورند. ویژگی منحصر به فرد این کلبه، سیستم هوشمند کنترل دما و روشنایی، و همچنین استخر کوچکی در فضای باز خواهد بود.
You are a travel writer exploring a remote, picturesque village. Describe your experience staying in a 'کلبه' there. What were the pros and cons of this type of accommodation? How did it enhance or detract from your overall travel experience?
Well written! Good try! Check the sample answer below.
Sample answer
اقامت در یک کلبه چوبی در روستای کوهستانی، تجربهای بینظیر بود. از مزایای آن میتوان به آرامش مطلق، نزدیکی به طبیعت بکر و حس اصالت اشاره کرد. صدای رودخانه و بوی چوب در کلبه، روحی تازه به من میبخشید. اما از معایب آن، نبود امکانات رفاهی مدرن مانند اینترنت پرسرعت و گرمایش مرکزی بود. با این حال، این اقامت ساده و به دور از تجملات، به من این امکان را داد که عمیقتر با فرهنگ محلی و سادگی زندگی روستایی آشنا شوم و تجربه سفرم را غنیتر کرد.
Write a short story (approximately 150-200 words) where a 'کلبه' plays a central role. It could be a place of refuge, a mystery, or a setting for an important event. Develop characters and a plot around the significance of the 'کلبه'.
Well written! Good try! Check the sample answer below.
Sample answer
در دل جنگل انبوه، کلبهای قدیمی و متروک قرار داشت. سارا که از هیاهوی شهر خسته شده بود، به آنجا پناه آورد. کلبه دیوارهای سنگی و سقف چوبی داشت که با خزه پوشیده شده بود. او هر شب صدای خشخش برگها را میشنید و احساس میکرد کلبه رازی در دل دارد. یک روز، هنگام مرتب کردن وسایل قدیمی، نامهای زرد شده را پشت شومینه پیدا کرد. نامه از عشقی گمشده و گنجی پنهان در همان کلبه حکایت داشت. سارا که کنجکاو شده بود، شروع به جستجو کرد و هر گوشه از کلبه برایش معنایی جدید پیدا کرد. کلبه دیگر فقط یک پناهگاه نبود، بلکه دریچهای به گذشتهای پر رمز و راز بود که زندگی سارا را برای همیشه تغییر داد.
کدام یک از موارد زیر توصیف کلبه را بهتر بیان میکند؟ (Which of the following best describes the cabin?)
Read this passage:
در دورترین نقطه از روستا، جایی که جاده خاکی به پایان میرسید و جنگل انبوه آغاز میشد، کلبهای کوچک و دنج قرار داشت. سقف شیبدارش با کاهگل پوشیده شده بود و دودکشی سنگی از میان آن سر به فلک کشیده بود. پنجرههای چوبی کوچکش، به دشتهای سرسبز و کوههای مهآلود مشرف بود. درون کلبه، بوی چوب و خاک نمخورده در هم آمیخته بود و اجاق گلی در گوشهای، گرما و زندگی را به ارمغان میآورد. اینجا پناهگاه پیرمردی بود که سالها از دنیا بریده بود و تنها با طبیعت و کتابهایش زندگی میکرد.
کدام یک از موارد زیر توصیف کلبه را بهتر بیان میکند؟ (Which of the following best describes the cabin?)
متن به وضوح اشاره میکند که کلبه «کوچک و دنج» است، در «دورترین نقطه از روستا» و «جاده خاکی به پایان میرسید» قرار دارد، و سقفش با «کاهگل» پوشیده شده و «دودکشی سنگی» دارد که همگی نشانههای یک مکان سنتی و روستایی هستند.
متن به وضوح اشاره میکند که کلبه «کوچک و دنج» است، در «دورترین نقطه از روستا» و «جاده خاکی به پایان میرسید» قرار دارد، و سقفش با «کاهگل» پوشیده شده و «دودکشی سنگی» دارد که همگی نشانههای یک مکان سنتی و روستایی هستند.
چرا کلبههای چوبی در مناطق کوهستانی محبوب هستند؟ (Why are wooden cabins popular in mountainous regions?)
Read this passage:
کلبههای چوبی در مناطق کوهستانی اغلب به دلیل مقاومت در برابر شرایط آب و هوایی سخت و همچنین قابلیت عایقبندی طبیعی، مورد توجه قرار میگیرند. استفاده از چوب در ساختار اصلی، نه تنها زیبایی خاصی به آنها میبخشد، بلکه حس گرمی و آرامش را به ساکنان منتقل میکند. بسیاری از این کلبهها، در فصول سرد سال به عنوان پناهگاه کوهنوردان و گردشگران مورد استفاده قرار میگیرند و در فصول گرم، مکانی ایدهآل برای فرار از شلوغی شهر هستند. با این حال، نگهداری از آنها به دلیل احتمال پوسیدگی چوب و حمله حشرات، نیازمند مراقبت ویژه است.
چرا کلبههای چوبی در مناطق کوهستانی محبوب هستند؟ (Why are wooden cabins popular in mountainous regions?)
متن بیان میکند که «کلبههای چوبی در مناطق کوهستانی اغلب به دلیل مقاومت در برابر شرایط آب و هوایی سخت و همچنین قابلیت عایقبندی طبیعی، مورد توجه قرار میگیرند.»
متن بیان میکند که «کلبههای چوبی در مناطق کوهستانی اغلب به دلیل مقاومت در برابر شرایط آب و هوایی سخت و همچنین قابلیت عایقبندی طبیعی، مورد توجه قرار میگیرند.»
در افسانههای قدیمی ایرانی، کلبهها چه نقشی ایفا میکنند؟ (What role do cabins play in old Persian legends?)
Read this passage:
در افسانههای قدیمی ایرانی، گاهی اوقات کلبهها نمادی از پناهگاه، آرامش و شروعی دوباره هستند. شخصیتهای داستانی پس از سختیهای فراوان، اغلب به کلبهای دورافتاده پناه میبرند تا زخمهای خود را التیام بخشند و برای نبردهای آینده آماده شوند. این کلبهها، با سادگی و دوری از تجملات، فضایی را برای تأمل و خودشناسی فراهم میکنند. آنها مکانی برای کشف حقیقت و یافتن راه حل برای مشکلات پیچیده زندگی هستند. در واقع، کلبه در این داستانها، بیش از یک مکان فیزیکی، یک حالت روحی و روانی را نشان میدهد.
در افسانههای قدیمی ایرانی، کلبهها چه نقشی ایفا میکنند؟ (What role do cabins play in old Persian legends?)
متن به وضوح میگوید: «گاهی اوقات کلبهها نمادی از پناهگاه، آرامش و شروعی دوباره هستند.» و اشاره دارد که «شخصیتهای داستانی پس از سختیهای فراوان، اغلب به کلبهای دورافتاده پناه میبرند تا زخمهای خود را التیام بخشند و برای نبردهای آینده آماده شوند.»
متن به وضوح میگوید: «گاهی اوقات کلبهها نمادی از پناهگاه، آرامش و شروعی دوباره هستند.» و اشاره دارد که «شخصیتهای داستانی پس از سختیهای فراوان، اغلب به کلبهای دورافتاده پناه میبرند تا زخمهای خود را التیام بخشند و برای نبردهای آینده آماده شوند.»
/ 24 correct
Perfect score!
相关内容
更多home词汇
آب پاش
A2A container with a spout for watering plants, watering can.
آباژور
A2Lampshade, table lamp.
آبگرم
B1Hot water.
آبگرمکن
A2An appliance that heats water for domestic use.
آبکش
A2A colander, a bowl with holes for draining food.
آبمیوه گیری
A2An appliance used for extracting juice from fruit or vegetables.
آبنما
B1A decorative structure that produces a stream or jet of water.
آبیاری کردن
B1To supply water to land or crops to aid growth; to water plants.
اجاق
A1Stove or cooker, for heating or cooking food.
اجاق گاز
A1Stove, gas cooker.