B2 noun رسمي 1 دقيقة للقراءة

اثرگذاری

asargozari /æsærɡozɒːɾiː/

Effectiveness is the measure of how well a goal is achieved.

الكلمة في 30 ثانية

  • The ability to produce a desired result.
  • Focused on achieving specific objectives effectively.
  • Commonly used in professional and academic settings.

بررسی کلی

واژه «اثرگذاری» (Effectiveness) از ترکیب «اثر» و «گذاری» ساخته شده و به توانایی یا کیفیتِ تولید نتیجه اشاره دارد. در دنیای امروز، این واژه نه تنها در علوم پایه، بلکه در مدیریت، روان‌شناسی و سیاست‌گذاری‌های کلان کاربرد گسترده‌ای دارد. زمانی که صحبت از اثرگذاری می‌شود، تمرکز اصلی بر «نتیجه» است، نه لزوماً بر «فرآیند». ۲) الگوهای کاربردی: این واژه معمولاً با فعل‌هایی مانند «سنجیدن»، «افزایش دادن» یا «ارزیابی کردن» به کار می‌رود. ساختار نحوی آن اغلب به صورت «اثرگذاریِ [چیزی] بر [چیزی]» ظاهر می‌شود که نشان‌دهنده رابطه علت و معلولی است. ۳) بافت‌های رایج: در محیط‌های آکادمیک و اداری، این واژه برای بررسی کارایی یک برنامه آموزشی یا یک استراتژی بازاریابی استفاده می‌شود. همچنین در متون علمی، از آن برای سنجش میزان تأثیر یک دارو یا درمان بر بهبود وضعیت بیمار بهره می‌برند. ۴) مقایسه واژگان مشابه: «اثرگذاری» (Effectiveness) با «کارایی» (Efficiency) متفاوت است؛ کارایی به معنای انجام کار با کمترین هزینه و زمان است، در حالی که اثرگذاری صرفاً به تحقق هدف نهایی توجه دارد. همچنین «تأثیر» (Impact) به تغییرات ایجاد شده اشاره دارد، اما «اثرگذاری» به پتانسیل و موفقیتِ یک عامل در ایجاد آن تغییر اشاره می‌کند.

أمثلة

1

اثرگذاری این طرح در کاهش ترافیک مشهود است.

everyday

The effectiveness of this plan in reducing traffic is evident.

2

گزارش ارزیابی اثرگذاری سیاست‌های پولی منتشر شد.

formal

The report on the effectiveness of monetary policies was published.

3

اثرگذاریِ این روش جدید هنوز ثابت نشده است.

informal

The effectiveness of this new method has not been proven yet.

4

پژوهش حاضر به بررسی اثرگذاری مداخلات روان‌شناختی می‌پردازد.

academic

The present study examines the effectiveness of psychological interventions.

تلازمات شائعة

سنجش اثرگذاری Measuring effectiveness
افزایش اثرگذاری Increasing effectiveness
اثرگذاری بالا High effectiveness

العبارات الشائعة

به حداکثر رساندن اثرگذاری

Maximizing effectiveness

فقدان اثرگذاری

Lack of effectiveness

اثرگذاری مثبت

Positive effectiveness

يُخلط عادةً مع

اثرگذاری vs کارایی (Efficiency)

Efficiency focuses on the ratio of output to input (doing things with minimal waste). Effectiveness focuses on whether the desired result was achieved.

اثرگذاری vs تأثیر (Impact)

Impact refers to the long-term or significant change caused by an action. Effectiveness refers to the degree of success in achieving a specific goal.

أنماط نحوية

اثرگذاری [چیزی] بر [چیزی] میزان اثرگذاری افزایش اثرگذاری

How to Use It

ملاحظات الاستخدام

The term 'اثرگذاری' is primarily used in formal and professional contexts. It is frequently found in business reports, scientific papers, and political discourse. In casual conversation, it might sound slightly stiff or overly technical.


أخطاء شائعة

A common mistake is using it as an adjective (e.g., 'این روش اثرگذاری است' which is grammatically incorrect). It should be used as a noun, such as 'این روش اثرگذاری بالایی دارد'. Also, avoid confusing it with 'کارایی' in technical contexts.

Tips

💡

Focus on results over methods

When using this word, emphasize the final outcome. It highlights success in meeting goals rather than the process itself.

⚠️

Do not confuse with efficiency

Many people use these interchangeably, but they are distinct concepts. Effectiveness is about doing the right things, while efficiency is doing things right.

🌍

Professionalism in Persian business culture

Using the term 'اثرگذاری' in formal reports demonstrates a high level of professional vocabulary. It is highly valued in corporate and academic environments.

أصل الكلمة

The word is derived from 'اثر' (effect/trace) and the suffix '-گذاری' (placing/creating). It literally means 'the act of placing an effect' or 'creating an outcome'.

السياق الثقافي

In Persian management culture, 'اثرگذاری' is a key metric for performance reviews. It reflects the value placed on results and productivity in modern Iranian organizations.

نصيحة للحفظ

Think of a target: 'اثرگذاری' is like hitting the bullseye; it is about how well you hit the target you aimed for.

الأسئلة الشائعة

4 أسئلة

اثرگذاری یعنی انجام کارِ درست برای رسیدن به هدف، اما کارایی یعنی انجام کارها به بهترین و کم‌هزینه‌ترین شکل ممکن. شما ممکن است در انجام یک کارِ بی‌فایده بسیار کارآمد باشید، اما اثرگذاری نداشته باشید.

بله، اما بیشتر در محیط‌های کاری یا تحصیلی رایج است. در مکالمات دوستانه، معمولاً از کلمات ساده‌تری مانند «نتیجه‌بخش بودن» استفاده می‌شود.

واژگانی مانند کارآمدی، ثمربخشی، تأثیرگذاری و نتیجه‌بخشی از رایج‌ترین مترادف‌های این واژه در زبان فارسی هستند.

برای سنجش اثرگذاری، باید اهداف مشخصی تعیین کنید و سپس نتایج به دست آمده را با آن اهداف مقایسه کنید. استفاده از شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) بهترین روش برای اندازه‌گیری آن است.

اختبر نفسك

fill blank

مدیر شرکت بر افزایش ___ تبلیغات در فروش محصولات تأکید کرد.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: اثرگذاری

در این جمله، صحبت از نتیجه‌بخش بودنِ تبلیغات است، بنابراین اثرگذاری بهترین انتخاب است.

multiple choice

کدام کلمه با اثرگذاری هم‌معنی است؟

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: ثمربخشی

ثمربخشی به معنای داشتن ثمر و نتیجه است که با اثرگذاری هم‌معنی می‌باشد.

sentence building

دارو / بالا / این / است / اثرگذاری / بسیار

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: اثرگذاری این دارو بسیار بالا است.

ساختار صحیح جمله در فارسی رعایت شده است.

النتيجة: /3

هل كان هذا مفيداً؟
لا توجد تعليقات بعد. كن أول من يشارك أفكاره!