B2 adjective رسمي 1 دقيقة للقراءة

معوقه

moavaghe /mo.æ.væk.eh/

The word describes any financial or administrative obligation that has passed its due date.

الكلمة في 30 ثانية

  • Refers to payments or tasks delayed past their deadline.
  • Commonly used in banking, legal, and administrative contexts.
  • Implies a formal status of being overdue or outstanding.

بررسی کلی

واژه «معوقه» از ریشه «عوق» به معنای بازداشتن و مانع شدن گرفته شده است. در زبان فارسی معاصر، این واژه به عنوان صفتی برای توصیف هر چیزی که از زمان تعیین‌شده برای انجام یا پرداخت آن گذشته است، به کار می‌رود. این کلمه بار معنایی رسمی و اداری دارد و کمتر در مکالمات روزمره و دوستانه استفاده می‌شود.

الگوهای کاربرد

این واژه معمولاً با اسم‌های انتزاعی یا مالی ترکیب می‌شود. ساختار رایج آن به صورت «[اسم] + معوقه» است (مانند: وام معوقه، حقوق معوقه). گاهی نیز به صورت جمع «معوقات» به عنوان اسم به کار می‌رود که به کل بدهی‌های پرداخت‌نشده اشاره دارد.

زمینه‌های رایج

بیشترین کاربرد این واژه در سیستم‌های بانکی (وام‌های معوقه)، سازمان‌های دولتی (حقوق یا عیدی معوقه) و سیستم‌های قضایی (پرونده‌های معوقه) دیده می‌شود. در واقع، هر جا که یک «موعد» یا «سررسید» وجود داشته باشد و از آن عبور شده باشد، می‌توان از این واژه استفاده کرد.

مقایسه واژگان مشابه

واژه «تأخیری» یا «دیرکرد» نیز به مفهوم مشابهی اشاره دارند، اما «معوقه» بیشتر بر وضعیتِ خودِ بدهی یا کار تأکید دارد، در حالی که «دیرکرد» بیشتر بر جریمه یا بازه زمانی تأخیر تمرکز می‌کند. «معوقه» حالتی ایستا از یک تعهدِ انجام‌نشده را توصیف می‌کند.

أمثلة

1

حقوق معوقه کارگران تا پایان هفته پرداخت می‌شود.

formal

The workers' overdue wages will be paid by the end of the week.

2

بانک مرکزی نرخ سود وام‌های معوقه را اعلام کرد.

academic

The Central Bank announced the interest rate for overdue loans.

3

تعداد زیادی پرونده معوقه در این شعبه وجود دارد.

formal

There are many pending cases in this branch.

4

این قسط معوقه را باید هرچه زودتر تسویه کنی.

everyday

You must settle this overdue installment as soon as possible.

تلازمات شائعة

حقوق معوقه Overdue wages
وام معوقه Overdue loan
پرونده‌های معوقه Pending/Overdue cases

العبارات الشائعة

وصول معوقات

Collection of overdue payments

تعیین تکلیف معوقات

Determining the status of overdue payments

کاهش معوقات بانکی

Reduction of bank overdue loans

يُخلط عادةً مع

معوقه vs عقب‌افتاده

This is the colloquial equivalent of 'moavaghe'. It is used in daily speech for both financial and personal matters.

معوقه vs دیرکرد

This refers to the act of delay or the penalty fee for being late. 'Moavaghe' describes the status of the item itself.

أنماط نحوية

اسم + صفت (حقوق معوقه) صفت + اسم (معوقات بانکی)

How to Use It

ملاحظات الاستخدام

Use 'moavaghe' strictly in formal or professional settings. It carries a sense of obligation and financial weight. Avoid using it to describe simple lateness for appointments.


أخطاء شائعة

People sometimes use it as a verb, which is incorrect. It is an adjective. Also, avoid using it for personal social lateness, as it sounds like a legal indictment.

Tips

💡

Use in Formal Business Contexts

Always use 'moavaghe' when writing official letters to banks or government agencies. It sounds professional and precise compared to casual synonyms.

⚠️

Avoid in Casual Conversations

Do not use this word with friends or family as it sounds overly bureaucratic. Use 'aghab-oftadeh' instead for daily life.

🌍

Economic Context in Iran

In Iran, the term 'motalebat-e moavaghe' (overdue claims) is a frequent headline in financial news regarding banking debts. Understanding this helps in following economic reports.

أصل الكلمة

Derived from the Arabic root 'A-W-Q' (عوق), meaning to hinder or delay. In Persian, it evolved into a technical term for debts or tasks that are hindered by time.

السياق الثقافي

In Iranian economic discourse, 'moavaghe' is a sensitive keyword, often linked to discussions about bank stability and labor rights. It reflects the tension between deadlines and financial capacity.

نصيحة للحفظ

Think of 'Mo-avagh-e' as 'Moved-off-schedule'. If something is moved off the schedule, it becomes overdue.

الأسئلة الشائعة

4 أسئلة

استفاده از این واژه برای کارهای شخصی ممکن است کمی عجیب به نظر برسد؛ زیرا «معوقه» بار اداری و رسمی دارد. برای امور شخصی بهتر است از عباراتی مثل «عقب‌افتاده» استفاده کنید.

هر دو به یک معنا هستند، اما «معوقه» واژه‌ای رسمی و تخصصی است که در متون حقوقی و بانکی کاربرد دارد. «عقب‌افتاده» واژه‌ای عمومی‌تر است که در گفتار روزمره استفاده می‌شود.

خیر، اگرچه کاربرد مالی آن بسیار رایج است، اما برای پرونده‌های قضایی یا کارهای اداری نیز به کار می‌رود. مثلاً «پرونده‌های معوقه» به معنای پرونده‌هایی است که رسیدگی به آن‌ها طولانی شده است.

جمع این واژه «معوقات» است که به مجموعه بدهی‌ها یا کارهای عقب‌افتاده اشاره دارد. مثلاً «پرداخت معوقات کارگران».

اختبر نفسك

fill blank

به دلیل مشکلات مالی، پرداخت اقساط وام من ___ شده است.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: معوقه

چون اقساط پرداخت نشده‌اند، وضعیت آن‌ها معوقه است.

النتيجة: /1

هل كان هذا مفيداً؟
لا توجد تعليقات بعد. كن أول من يشارك أفكاره!