B2 adjective رسمي 1 دقيقة للقراءة

ملزم

molzam /mel.zɒːm/

Being 'melzam' means you are obligated or bound to do something due to rules, agreements, or circumstances.

الكلمة في 30 ثانية

  • Bound by duty, contract, or necessity.
  • Indicates an obligation or requirement.
  • Often used in legal, formal, and everyday contexts.

Overview

«ملزم» صفتی است که بر وجود یک اجبار، تعهد یا وظیفه دلالت دارد. این اجبار می‌تواند ناشی از عوامل مختلفی باشد، از جمله قراردادهای حقوقی، قوانین دولتی، مسئولیت‌های اخلاقی، یا حتی شرایطی که فرد را ناگزیر به اقدامی خاص می‌کند. در واقع، وقتی کسی ملزم است، گزینه‌ی دیگری جز انجام آن کار ندارد یا انجام آن کار برایش ضروری است.

این صفت معمولاً به همراه فعل «بودن» یا «شدن» به کار می‌رود. همچنین می‌تواند با حرف اضافه «به» یا «در قبال» برای مشخص کردن موضوع تعهد استفاده شود. گاهی اوقات، به صورت مفعول یا مسند در جمله ظاهر می‌شود.

کلمه «ملزم» در زمینه‌های مختلفی کاربرد دارد:

۱. حقوقی و قراردادی: در قراردادها، افراد یا شرکت‌ها در قبال تعهدات خود ملزم هستند.

۲. قانونی و اداری: شهروندان در قبال قوانین کشور ملزم به رعایت آن‌ها هستند.

۳. اخلاقی و اجتماعی: افراد ممکن است در قبال خانواده یا جامعه خود احساس الزام کنند.

۴. ضرورت و ناچاری: گاهی شرایط، فرد را ملزم به اتخاذ تصمیمی خاص می‌کند.

«موظف» شباهت زیادی به «ملزم» دارد و اغلب به وظایف شغلی یا قانونی اشاره می‌کند. با این حال، «ملزم» می‌تواند دامنه وسیع‌تری از اجبارها را در بر گیرد.

«متعهد» بیشتر بر جنبه‌ی داوطلبانه و قلبیِ انجام وظیفه تأکید دارد، در حالی که «ملزم» بار معنایی اجبار و ناچاری بیشتری را منتقل می‌کند.

«ناگزیر» بر فقدان انتخاب و ناچاری محض تأکید دارد و می‌تواند شدیدتر از «ملزم» باشد.

أمثلة

1

طبق قانون، همه رانندگان ملزم به رعایت سرعت مجاز هستند.

everyday

According to the law, all drivers are obligated to observe the speed limit.

2

شرکت در قبال مشتریان خود در خصوص کیفیت محصولات ملزم به پاسخگویی است.

formal

The company is bound to be accountable to its customers regarding product quality.

3

با این وضعیت، چاره‌ای جز قبول پیشنهاد ندارم؛ ملزم به این کارم.

informal

Given this situation, I have no choice but to accept the offer; I'm compelled to do so.

4

محققان ملزم به رعایت اصول اخلاقی در پژوهش‌های خود هستند.

academic

Researchers are obliged to adhere to ethical principles in their studies.

تلازمات شائعة

ملزم به انجام کاری بودن To be obligated to do something
ملزم به رعایت چیزی بودن To be bound to observe something
ملزم به پاسخگویی بودن To be accountable / obliged to answer

العبارات الشائعة

ملزم به رعایت حجاب

Obligated to observe hijab

ملزم به پرداخت جریمه

Obliged to pay a fine

ملزم به انجام وظایف

Bound to perform duties

يُخلط عادةً مع

ملزم vs متعهد

'Melzam' implies an external or unavoidable obligation, often legal or contractual. 'Mota'ahhed' suggests a voluntary commitment, often based on a promise or strong personal conviction.

ملزم vs ناگزیر

'Melzam' points to a duty or requirement. 'Naguzir' emphasizes the lack of choice or alternative, highlighting inevitability or compulsion.

أنماط نحوية

فاعل + ملزم + به + مصدر/اسم فاعل + ملزم + است/بود فاعل + در قبال + مفعول + ملزم + به + مصدر/اسم

How to Use It

📝

ملاحظات الاستخدام

The word 'melzam' is frequently used in formal and official contexts, such as legal documents, contracts, and administrative communications. While it can appear in everyday speech, it often carries a more serious tone than synonyms like 'mo'avazaf'. Ensure the context warrants the formality.


⚠️

أخطاء شائعة

Using 'melzam' when a simpler word like 'bayad' (must) would suffice can make the language sound unnecessarily stiff. Also, ensure the correct preposition (often 'be' or 'dar qebal-e') follows 'melzam' when specifying the object of the obligation.

Tips

💡

Understand the source of obligation

Recognize whether the obligation comes from a contract, law, duty, or circumstance to grasp the nuance of 'melzam'.

⚠️

Avoid overuse in casual talk

While usable, 'melzam' can sound overly formal in very casual conversations. Consider simpler alternatives if appropriate.

🌍

Importance of commitment in Persian culture

Fulfilling obligations and commitments ('vazifa' and 'ahd') is highly valued in Persian culture, making words like 'melzam' relevant.

📖

أصل الكلمة

The word 'melzam' originates from the Arabic root 'l-z-m' (لزم), meaning to stick to, adhere to, or be necessary. It entered Persian through Islamic scholarship and administrative language.

🌍

السياق الثقافي

In Iranian culture, fulfilling one's duties and commitments is highly regarded. The concept of being 'melzam' aligns with the societal emphasis on responsibility, reliability, and honoring agreements, whether formal or informal.

🧠

نصيحة للحفظ

Think of a 'melzam' as someone 'locked' into a duty. The 'mel' sound might remind you of 'mellah' (navy) – sailors are locked into their duty by the service contract.

الأسئلة الشائعة

4 أسئلة

«ملزم» معمولاً به اجباری اشاره دارد که ریشه در یک قرارداد، قانون یا وظیفه دارد و اغلب جنبه رسمی‌تری دارد. «مجبور» می‌تواند به اجبارهای فیزیکی یا شرایطی اشاره کند که انتخاب دیگری باقی نمی‌گذارد.

نه همیشه. اگرچه «ملزم» به معنای عدم اختیار است، اما می‌تواند به تعهدات مثبت مانند پایبندی به قول یا انجام مسئولیت نیز اشاره کند.

این کلمه در مکاتبات اداری، قراردادها، مباحث حقوقی و همچنین در موقعیت‌های روزمره که نیاز به بیان تعهد یا وظیفه است، کاربرد فراوان دارد.

با مطالعه متن‌های رسمی، اخبار و قراردادها و توجه به جملاتی که این کلمه در آن‌ها به کار رفته است. همچنین، تمرین ساختن جملات با این کلمه می‌تواند بسیار مفید باشد.

اختبر نفسك

fill blank

جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:

طبق قرارداد، شرکت فروشنده ______ به تحویل کالا در تاریخ مقرر است.

✓ صحيح! ✗ ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: ملزم

کلمه «ملزم» به معنای ناگزیر بودن به انجام کاری طبق قرارداد است.

multiple choice

کدام گزینه بهترین مترادف برای «ملزم» در جمله زیر است؟

همه شهروندان در قبال قانون ملزم به رعایت آن هستند.

✓ صحيح! ✗ ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: موظف

«موظف» به معنای داشتن وظیفه و الزام به انجام آن است و شباهت معنایی زیادی با «ملزم» دارد.

sentence building

با استفاده از کلمات داده شده، جمله‌ای بسازید که مفهوم «ملزم» را برساند:

قرارداد - کارفرما - کارگر - پرداخت حقوق - ملزم

✓ صحيح! ✗ ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: کارفرما طبق قرارداد ملزم به پرداخت حقوق کارگر است.

این جمله به درستی نشان می‌دهد که کارفرما به دلیل قرارداد، وظیفه پرداخت حقوق را دارد.

🎉 النتيجة: /3

هل كان هذا مفيداً؟
لا توجد تعليقات بعد. كن أول من يشارك أفكاره!