صبغ
مثالها بر اساس سطح
صبغت الفتاة شعرها باللون البني.
The girl dyed her hair brown.
Past tense فعل ماضي
هل يمكنك صبغ هذه الطاولة باللون الأبيض؟
Can you paint this table white?
Present tense فعل مضارع
قرر الرسام صبغ الجدران بألوان زاهية.
The painter decided to paint the walls with bright colors.
Past tense فعل ماضي
تستخدم هذه الشركة مواد طبيعية لصبغ الأقمشة.
This company uses natural materials to dye fabrics.
Present tense فعل مضارع
نحتاج إلى صبغ السياج قبل فصل الشتاء.
We need to paint the fence before winter.
Present tense فعل مضارع
تعتبر عملية صبغ الصوف من الصناعات التقليدية.
The process of dyeing wool is considered a traditional industry.
Noun (مصدر) from the verb صبغ
صبغت الأم الثوب القديم ليصبح جديدًا.
The mother dyed the old dress to make it new.
Past tense فعل ماضي
هل جربت يومًا صبغ الأخشاب بنفسك؟
Have you ever tried painting wood yourself?
Noun (مصدر) from the verb صبغ
خودت رو بسنج 6 سوال
This sentence demonstrates the common usage of 'صبغ' (to paint) with an artist painting wood in bright colors.
This sentence shows 'صبغ' (to dye) in the context of dying hair a new color.
Here, 'صبغ' (to paint) is used to describe the need to repaint the walls of a room.
/ 6 درست
نمره کامل!
مثال
صبغ الجدار باللون الأزرق.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر colors
عكس
B1وقتی نور یا رنگ از یه سطح برمیگرده، از این فعل استفاده میکنی.
عَتْمَة
A1یه حالت تاریکی عمیق یا کمنوری. برای توصیف جایی که نور بهش نمیرسه استفاده میشه.
ابيضّ
B1سفید شدن یا رنگ پریدن، مثلاً وقتی کسی از ترس یا پیری رنگش میپرد.
أضاء
A2این فعل یعنی با نور، چیزی رو روشنتر کنی.
احمرّ
B1قرمز شدن، مثلاً وقتی کسی از خجالت سرخ میشود.
اخضرّ
B1سبز شدن، مثلاً وقتی گیاهان رشد میکنند یا برگها جوانه میزنند.
اختار
A1وقتی بین چند تا گزینه، باید یکی رو انتخاب کنی، از این فعل استفاده میکنی.
امتص
B1یعنی نور یا یه رنگ خاص رو به خودش جذب کنه، مثل پارچه تیره.
اصفرّ
B1زرد شدن، مثل برگهای پاییزی یا کاغذهای قدیمی.
إِشْرَاق
A1نور ملایم و درخشانی که موقع طلوع خورشید دیده میشه. حس تازگی و روشنایی رو منتقل میکنه.