A1 اسم(Noun) #2,000 پرکاربردترین 1 دقیقه مطالعه

dialogue

دیالوگ ابزاری برای پل زدن بین افکار، شخصیت‌ها و فرهنگ‌هاست که فراتر از یک گفتگوی ساده، به دنبال ایجاد درک متقابل است.

دیالوگ چیست و چه حسی دارد؟

وقتی از کلمه Dialogue استفاده می‌کنیم، داریم درباره چیزی فراتر از یک گپ و گفت معمولی حرف می‌زنیم. دیالوگ در انگلیسی، برخلاف کلمه Conversation که بیشتر به مکالمه‌های روزمره اشاره دارد، بار معنایی هنری و ساختارمندتری دارد. تصور کنید در حال خواندن یک رمان شاهکار هستید؛ آن بخش‌هایی که شخصیت‌ها با هم حرف می‌زنند تا داستان پیش برود، همان دیالوگ است. این کلمه حس «ارتباط هدفمند» را منتقل می‌کند.در دنیای هنر، دیالوگ یعنی وقتی یک نقاش مدرن از سبک‌های کلاسیک الهام می‌گیرد، انگار بین هنر امروز و دیروز یک دیالوگ برقرار کرده است. استفاده از این واژه نشان‌دهنده هوش کلامی شماست. وقتی می‌خواهید بگویید دو نفر یا دو جریان فکری در حال تعامل هستند، به جای کلمات ساده، از دیالوگ استفاده کنید. این کلمه به شنونده حس می‌دهد که شما به عمق ماجرا نگاه می‌کنید و فقط به دنبال رد و بدل کردن کلمات نیستید، بلکه به دنبال ساختن یک پل فکری هستید.

ریشه‌شناسی و تبار این کلمه

این واژه ریشه در یونانی باستان دارد. ترکیب dia به معنای «از میان» یا «بین» و logos به معنای «کلمه» یا «سخن». در واقع دیالوگ یعنی سخنی که از میان دو نفر عبور می‌کند و به نفر دیگر می‌رسد. این مفهوم بسیار شبیه به مفهوم «گفتگو» در زبان فارسی است که از «گفتن» و «گو» (از مصدر گفتن) تشکیل شده و به معنای رد و بدل کردن سخن است.در طول تاریخ، دیالوگ به عنوان ابزاری برای رسیدن به حقیقت شناخته شده است؛ همان‌طور که سقراط در دیالوگ‌هایش با شاگردانش سعی می‌کرد به حقیقت برسد. در زبان فارسی، ما از واژه «دیالوگ» در تئاتر و سینما دقیقاً به همین شکل استفاده می‌کنیم، اما در انگلیسی، این واژه دایره معنایی وسیع‌تری دارد که شامل دیپلماسی و تفاهم بین‌المللی هم می‌شود.

چگونه و کجا از دیالوگ استفاده کنیم؟

شما می‌توانید از دیالوگ در موقعیت‌های مختلفی استفاده کنید. رایج‌ترین کاربرد آن در نقد فیلم و ادبیات است: The dialogue in this movie is brilliant (دیالوگ‌های این فیلم درخشان است). اما در محیط‌های کاری و رسمی، وقتی می‌خواهید بگویید باید با طرف مقابل صحبت کنیم تا به توافق برسیم، می‌گویید: We need to keep the dialogue open (باید درهای گفتگو را باز نگه داریم).نکته مهم این است که دیالوگ همیشه دوطرفه است. اگر کسی یک‌طرفه حرف می‌زند، آن «مونولوگ» (Monologue) یا تک‌گویی است. پس هر وقت خواستید بر «تعامل»، «همفکری» و «مشارکت» تأکید کنید، دیالوگ بهترین انتخاب است. معادل‌های فارسی آن مثل «گفتگو»، «مذاکره» یا «تبادل نظر» هستند، اما دیالوگ یک رنگ و بوی خاص فرهنگی و هنری دارد که کلمات دیگر ندارند.

دیالوگ در فرهنگ ما و آن‌ها

در فرهنگ ایرانی، ما به «گفتگو» بسیار اهمیت می‌دهیم. ضرب‌المثل «با گفتگو مشکلات حل می‌شود» نشان‌دهنده جایگاه این مفهوم در فرهنگ ماست. اما در فرهنگ انگلیسی‌زبان، کلمه Dialogue اغلب با مفهوم «دموکراسی» و «شنیدن صدای مخالف» گره خورده است.وقتی در غرب می‌گویند Interfaith dialogue (گفتگوی بین ادیان)، منظورشان یک جلسه رسمی برای رسیدن به صلح است. در حالی که در ایران، ما بیشتر از کلمه «نشست» یا «جلسه» استفاده می‌کنیم. تفاوت اصلی در این است که دیالوگ در فرهنگ غربی، یک ابزار برای حل منازعه (Conflict Resolution) است، اما در فرهنگ ما، گاهی گفتگو بیشتر جنبه تعارف و معاشرت پیدا می‌کند. یادگیری این کلمه به شما کمک می‌کند تا در محیط‌های بین‌المللی، جدی‌تر و حرفه‌ای‌تر به نظر برسید.

نکات طلایی برای فارسی‌زبانان

اولین نکته این است که تلفظ آن را درست یاد بگیرید: DAI-uh-log. بسیاری از فارسی‌زبانان آن را اشتباه تلفظ می‌کنند. نکته دوم اینکه دیالوگ را با Conversation اشتباه نگیرید. اگر با دوستتان در حال خوردن چای هستید، از Conversation استفاده کنید، اما اگر دارید درباره یک بحث فلسفی یا سیاسی یا یک سناریوی فیلم حرف می‌زنید، Dialogue انتخاب هوشمندانه‌تری است.سعی کنید این کلمه را در جملات ترکیبی استفاده کنید. مثلاً به جای اینکه بگویید «ما حرف زدیم»، بگویید «ما یک دیالوگ سازنده داشتیم» (We had a constructive dialogue). این کار سطح انگلیسی شما را بلافاصله ارتقا می‌دهد. همچنین به یاد داشته باشید که دیالوگ همیشه به معنای توافق نیست؛ گاهی دیالوگ یعنی دو نفر با وجود اختلاف نظر، همچنان در حال صحبت هستند.

A1

دیالوگ یعنی وقتی دو نفر با هم حرف می‌زنند. مثل وقتی در فیلم‌ها دو نفر به هم سلام می‌کنند و جواب می‌دهند. این کلمه در انگلیسی برای صحبت‌های توی فیلم یا کتاب خیلی استفاده می‌شود.

A2

وقتی دو نفر در یک داستان یا نمایش با هم صحبت می‌کنند، به آن دیالوگ می‌گوییم. مثلاً در کلاس زبان، تمرین‌های دونفره شما هم یک نوع دیالوگ است.

B1

دیالوگ به معنای تبادل کلامی بین دو نفر است. در تحلیل فیلم، وقتی می‌گوییم دیالوگ‌های فیلم خوب است، یعنی حرف‌هایی که شخصیت‌ها به هم می‌زنند جذاب و با معنی است.

B2

این واژه در سطوح بالاتر برای توصیف تعامل بین دو گروه یا دو طرز فکر استفاده می‌شود. مثلاً وقتی دو کشور برای صلح با هم حرف می‌زنند، می‌گوییم آن‌ها در حال انجام دیالوگ هستند.

C1

در این سطح، دیالوگ فراتر از کلمات است. ما از آن برای توصیف تبادل فرهنگی یا هنری استفاده می‌کنیم. مثلاً دیالوگ بین نقاشی سنتی و مدرن؛ یعنی این دو سبک با هم در حال ارتباط هستند.

C2

در سطح پیشرفته، دیالوگ به معنای یک فرآیند دیالکتیکی برای کشف حقیقت است. این واژه در متون فلسفی و سیاسی برای نشان دادن عمق تعاملات انسانی و فکری به کار می‌رود.

راهنمای تلفظ

بریتانیایی ˈdaɪ.ə.lɒɡ

Sounds like 'die-uh-log'

آمریکایی ˈdaɪ.ə.lɑːɡ

Sounds like 'die-uh-lawg'

خطاهای رایج

  • Mispronouncing the 'dia' part
  • Adding an extra syllable
  • Stress on the wrong syllable

هم‌قافیه با

monologue prologue epilogue travelogue analog

سطح دشواری

خواندن 2/5

Easy to read

نوشتن 2/5

Easy to use

صحبت کردن 2/5

Easy to say

گوش دادن 2/5

Easy to hear

بعداً چه یاد بگیریم؟

پیش‌نیازها

بعداً یاد بگیرید

پیشرفته

dialectic interlocutor

گرامر لازم

Countable Nouns

A dialogue

Articles

The dialogue

Verb-Noun Collocations

Engage in dialogue

مثال‌ها بر اساس سطح

1

The dialogue in the movie is simple.

استفاده از صفت برای توصیف دیالوگ

2

Write a short dialogue.

جمله امری

3

We practiced a dialogue.

زمان گذشته

4

Read the dialogue aloud.

قید حالت

5

I like this dialogue.

فعل ساده

1

The dialogue was funny.

2

They had a long dialogue.

3

Can you write a dialogue?

4

The characters have a dialogue.

5

I learned a new dialogue.

1

The dialogue between them was tense.

2

We need more dialogue in this project.

3

The film has great dialogue.

4

They opened a dialogue about peace.

5

The dialogue reflects their culture.

1

The play is famous for its witty dialogue.

2

We should encourage a constructive dialogue.

3

The dialogue between the two artists is inspiring.

4

They failed to establish a dialogue.

5

The dialogue highlights the main conflict.

1

The dialogue serves as a metaphor for the struggle.

2

He engaged in a deep intellectual dialogue.

3

The dialogue between East and West is essential.

4

The script relies heavily on sharp dialogue.

5

A meaningful dialogue requires active listening.

1

The dialogue transcends mere words and reaches the soul.

2

His work is a constant dialogue with the past.

3

The diplomatic dialogue stalled after the incident.

4

The dialogue is a masterpiece of subtext.

5

They initiated a cross-cultural dialogue.

ترکیب‌های رایج

open a dialogue
meaningful dialogue
witty dialogue
foster dialogue
internal dialogue
maintain a dialogue
break off dialogue
constructive dialogue
engage in dialogue
written dialogue

اغلب اشتباه گرفته می‌شود با

dialogue در مقابل

الگوهای دستوری

{"why":"\u062f\u06cc\u0627\u0644\u0648\u06af \u0628\u0631\u0627\u06cc \u0635\u062d\u0628\u062a\u200c\u0647\u0627\u06cc \u062f\u0648\u0633\u062a\u0627\u0646\u0647 \u062e\u06cc\u0644\u06cc \u0631\u0633\u0645\u06cc \u0627\u0633\u062a.","correct":"I had a conversation with my friend.","mistake":"I had a dialogue with my friend."} {"why":"\u062d\u0631\u0641 \u0627\u0636\u0627\u0641\u0647 \u062f\u0631 \u0628\u0631\u0627\u06cc \u062f\u06cc\u0627\u0644\u0648\u06af \u062f\u0631 \u06a9\u062a\u0627\u0628 \u062f\u0631\u0633\u062a\u200c\u062a\u0631 \u0627\u0633\u062a.","correct":"The dialogue in the book.","mistake":"The dialogue of the book."} {"why":"\u0627\u0632 \u0641\u0639\u0644 have \u0627\u0633\u062a\u0641\u0627\u062f\u0647 \u0645\u06cc\u200c\u0634\u0648\u062f.","correct":"They are having a dialogue.","mistake":"They are doing a dialogue."} {"why":"\u062f\u06cc\u0627\u0644\u0648\u06af \u0628\u0627\u0631 \u0645\u0639\u0646\u0627\u06cc\u06cc \u0639\u0645\u06cc\u0642\u200c\u062a\u0631\u06cc \u062f\u0627\u0631\u062f.","correct":"Dialogue is a structured exchange.","mistake":"Dialogue is just talking."} {"why":"\u062a\u0641\u0627\u0648\u062a \u062a\u0639\u062f\u0627\u062f \u0627\u0641\u0631\u0627\u062f \u062f\u0631\u06af\u06cc\u0631 \u062f\u0631 \u06af\u0641\u062a\u06af\u0648.","correct":"They are opposites.","mistake":"Monologue and dialogue are the same."}

اصطلاحات و عبارات

"Open a dialogue"

Start a discussion

We opened a dialogue with the neighbors.

neutral

"Internal dialogue"

Self-talk or thoughts

Her internal dialogue was very critical.

neutral

"Keep the dialogue going"

Continue talking

We must keep the dialogue going.

neutral

"A dialogue of the deaf"

People not listening to each other

The meeting was a dialogue of the deaf.

formal

"Break off dialogue"

Stop talking

They broke off dialogue immediately.

formal

"Enter into a dialogue"

Begin a formal discussion

They entered into a dialogue about the contract.

formal

الگوهای جمله‌سازی

B1

Subject + had + a + dialogue + with

I had a dialogue with my boss.

A2

The + dialogue + was + adjective

The dialogue was intense.

B2

Engage + in + dialogue

They engaged in dialogue.

B2

Open + a + dialogue + about

We opened a dialogue about the issue.

C1

Fostering + dialogue + is + important

Fostering dialogue is important.

خانواده کلمه

اسم‌ها

dialogue conversation

فعل‌ها

dialogue to engage in dialogue (rare/non-standard)

صفت‌ها

dialogic relating to dialogue

مرتبط

monologue opposite (one person)

نحوه استفاده

اشتباهات رایج

[{"mistake": "I had a dialogue with my friend.", "correct": "I had a conversation with my friend.", "why": "دیالوگ برای صحبت‌های دوستانه خیلی رسمی است."}, {"mistake": "The dialogue of the book.", "correct": "The dialogue in the book.", "why": "حرف اضافه در برای دیالوگ در کتاب درست‌تر است."}, {"mistake": "They are doing a dialogue.", "correct": "They are having a dialogue.", "why": "از فعل have استفاده می‌شود."}, {"mistake": "Dialogue is just talking.", "correct": "Dialogue is a structured exchange.", "why": "دیالوگ بار معنایی عمیق‌تری دارد."}, {"mistake": "Monologue and dialogue are the same.", "correct": "They are opposites.", "why": "تفاوت تعداد افراد درگیر در گفتگو."}]

نکات

💡

ریشه‌یابی

به یاد داشته باشید که دیا به معنای دو است، پس دیالوگ یعنی دو نفر.
💡

تلفظ صحیح

روی هجای اول تأکید کنید: DAI-uh-log.
🌍

بافتار

در محیط‌های رسمی از دیالوگ استفاده کنید تا حرفه‌ای‌تر به نظر برسید.
💡

تطابق

دیالوگ همیشه با فعل‌های جمع یا دو نفره می‌آید.
💡

تفاوت

همیشه تفاوت بین دیالوگ و مونولوگ را در ذهن داشته باشید.
💡

نوشتن

در داستان‌نویسی، دیالوگ‌ها باید با علامت نقل‌قول مشخص شوند.
💡

شنیدار

به پادکست‌های مصاحبه گوش دهید تا دیالوگ‌های واقعی را بشنوید.
💡

تمرین

با یک دوست سناریو بنویسید و دیالوگ‌ها را اجرا کنید.

ریشه کلمه

Greek

معنای اصلی: Conversation or discourse

راهنمای حفظ

دیالوگ: دی (دو) + لوگ (سخن) = سخنِ بینِ دو نفر

سوالات متداول

5 سوال
بیشتر در متن‌های هنری و رسمی استفاده می‌شود اما در گفتگوهای عادی هم کاربرد دارد.
دیالوگ بیشتر بر تعامل و تفاهم تأکید دارد، بحث ممکن است به مشاجره ختم شود.
بله، اما کلمه مکالمه (conversation) برای دوستان صمیمی رایج‌تر است.
بله، در هنر می‌گوییم دیالوگ بین رنگ‌ها و فرم‌ها.
به خاطر ترکیب حروف صدادار، کمی تمرین نیاز دارد.

خودت رو بسنج

fill blank A1

They had a long ___.

درسته! نه دقیقاً. پاسخ صحیح: dialogue

Dialogue means conversation.

multiple choice A2

Which means a conversation?

درسته! نه دقیقاً. پاسخ صحیح: dialogue

Dialogue is a conversation.

true false B1

A monologue involves two people.

درسته! نه دقیقاً. پاسخ صحیح: نادرست

Monologue is one person.

match pairs B1

Word

معنی

همه جفت شدند!

Match definitions.

sentence order B2

کلمات زیر رو بزن تا جمله رو بسازی
درسته! نه دقیقاً. پاسخ صحیح:

Subject-verb-adjective.

امتیاز: /5

محتوای مرتبط

واژه‌های بیشتر art

acrylic

A1

رنگ اکریلیک یک رنگ مصنوعی است که خیلی سریع خشک می‌شود و پس از خشک شدن ضدآب است؛ به همین دلیل کار با آن راحت است.

act

A1

پرده یعنی یه بخش اصلی توی تئاتر یا نمایش. یه قسمت بزرگه که چند تا صحنه کوچیک داره.

acting

A1

بازیگری یعنی نقش یه آدم دیگه رو توی تئاتر یا فیلم بازی کنی. برای تعریف کردن یه داستان، وانمود می‌کنی که اون آدم هستی.

aesthetics

A1

یعنی طرز فکر در مورد زیبایی و هنر، یا اینکه یه چیزی چطور به نظر میاد و آیا دوستش داریم یا نه. مربوط به اینه که چی رو زیبا می‌دونیم.

balance

A1

یعنی چطور قسمت‌های یه اثر هنری چیده شدن که ثابت به نظر بیان و یه طرفه نباشن. یه وزن بصری متعادل ایجاد می‌کنه.

carving

A1

A carving is an object or a piece of art made by cutting away material from wood, stone, or other hard substances. It is created using tools like knives or chisels to form a specific shape or pattern.

ceramics

A1

وسایلی هستن که از گل ساخته شدن و توی یه کوره خیلی داغ پخته شدن. شامل چیزایی مثل بشقاب، فنجون و مجسمه‌های قشنگ میشه.

charcoal

A1

Charcoal is a black material made by burning wood with very little air. In art, it is used as a stick or pencil for drawing dark lines and shadows on paper.

choreographer

A1

طراح رقص یا کوریوگرافر کسیه که حرکات رقص رو برای یه اجرا طراحی و تنظیم می‌کنه و به رقصنده‌ها یاد می‌ده چطور حرکت کنن.

choreography

A1

Choreography is the art of planning and arranging movements for a dance or performance. It involves deciding exactly how and where performers move on a stage to music.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!