A2 noun خنثی #2,500 رایج‌ترین 1 دقیقه مطالعه

چهره

chehreh /tʃeh.ɾɛ/

Chehreh represents both the physical face and the metaphorical identity of a subject.

واژه در 30 ثانیه

  • Refers to the front part of the human head.
  • Used to describe physical appearance or abstract aspects.
  • Commonly used in both formal and informal Persian.

بررسی کلی

کلمه «چهره» یکی از پرکاربردترین واژگان زبان فارسی است که برای توصیف صورت انسان به کار می‌رود. این واژه بار معنایی خنثی دارد و در موقعیت‌های مختلف از محاوره تا متون ادبی استفاده می‌شود. ۲) الگوهای کاربردی: این واژه هم برای توصیف فیزیکی (مثلاً چهره‌ای زیبا) و هم برای توصیف انتزاعی (مثلاً چهره واقعی یک ماجرا) به کار می‌رود. همچنین در ترکیب با افعالی مانند «نمایان شدن» یا «تغییر کردن» ساختارهای متنوعی می‌سازد. ۳) زمینه‌های رایج: در ادبیات برای توصیف زیبایی، در اخبار برای اشاره به افراد مشهور (چهره‌های سیاسی یا هنری) و در گفتگوهای روزمره برای توصیف حالات روحی که در صورت نمایان است، کاربرد دارد. ۴) مقایسه با کلمات مشابه: کلمه «صورت» مترادف مستقیم چهره است، اما «چهره» کمی ادبی‌تر و باوقارتر به نظر می‌رسد. «رو» یا «رخ» نیز در متون کلاسیک به جای چهره استفاده می‌شوند، اما در زبان روزمره «چهره» و «صورت» رایج‌ترین انتخاب‌ها هستند.

📝

نکات کاربردی

Chehreh is versatile and works in almost any register. It is slightly more expressive than 'soorat'. Use it when you want to emphasize the person's expression or character rather than just the anatomy.

⚠️

اشتباهات رایج

Beginners sometimes use 'chehreh' for inanimate objects incorrectly. While you can say 'the face of the city', avoid using it for 'the face of a clock', where 'soorat' or 'safheh' is required.

💡

راهنمای حفظ

Think of 'Chehreh' as 'Cheer-eh'. A happy face brings 'cheer'.

📖

ریشه کلمه

Derived from Middle Persian 'dihr' or 'dihrag'. It has evolved to represent the visible aspect of a person.

🌍

بافت فرهنگی

The concept of 'Chehreh' is central to Iranian social interaction, where 'saving face' (abroo) is deeply linked to one's public identity.

مثال‌ها

1

چهره او در عکس بسیار شاد است.

everyday

His/her face is very happy in the photo.

2

او یکی از چهره‌های برجسته علمی کشور است.

formal

He is one of the country's prominent scientific figures.

3

چهره‌ات را در هم نکش!

informal

Don't frown!

4

تغییر چهره شهر در فصل بهار دیدنی است.

academic

The change in the city's appearance in spring is spectacular.

خانواده کلمه

اسم
چهره
فعل
چهره‌پردازی کردن
صفت
چهره‌گشا

ترکیب‌های رایج

چهره خندان Smiling face
تغییر چهره Changing appearance / Disguise
چهره‌پردازی Makeup / Visagism

عبارات رایج

چهره به چهره

Face to face

درهم کشیدن چهره

To frown

چهره واقعی

True colors / Real face

اغلب اشتباه گرفته می‌شود با

چهره vs صورت

Soorat is the most common anatomical term for the face, while Chehreh carries a slightly more aesthetic or metaphorical weight.

الگوهای دستوری

چهره + [صفت] چهره + [مضاف‌الیه] [فعل] + چهره
💡

Use Chehreh for more elegant descriptions

When writing formal letters or essays, prefer 'chehreh' over 'soorat' to sound more sophisticated and precise.

⚠️

Avoid using in medical contexts

In strictly medical or anatomical texts, 'soorat' is often preferred as it is considered more neutral and clinical.

🌍

Symbolism of faces in Persian poetry

In classical Persian poetry, the face is often compared to the moon or the sun, symbolizing light and divine beauty.

خودت رو بسنج

fill blank

جمله زیر را با گزینه مناسب کامل کنید.

او با دیدن خبر، ___ خود را تغییر داد.

✓ درسته! ✗ نه دقیقاً. پاسخ صحیح: چهره

فعل تغییر دادن در کنار واژه چهره به معنای تغییر حالت صورت است.

🎉 امتیاز: /1

سوالات متداول

4 سوال

خیر، این دو کلمه در اکثر مواقع به جای هم به کار می‌روند. با این حال، چهره کمی زیباتر و رسمی‌تر از صورت تلقی می‌شود.

معمولاً برای حیوانات از واژه «صورت» یا «کله» استفاده می‌شود. استفاده از «چهره» برای حیوانات در متون ادبی و فانتزی برای شخصیت‌پردازی مجاز است.

بله، وقتی می‌گوییم «او یک چهره شناخته شده است»، منظورمان فردی است که در جامعه شهرت یا نقش مهمی دارد.

صفت‌هایی مثل زیبا، خندان، غمگین، بشاش و درهم‌رفته معمولاً با این واژه ترکیب می‌شوند.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!