machine
مثال
La machine à laver est en panne.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر technology
appareil
A2A device or tool used for a particular purpose.
appareil photo
A2یک دستگاه نوری که برای ثبت تصاویر ثابت روی یک رسانه عکاسی استفاده می شود. از یک بدنه و یک لنز تشکیل شده است.
application
A2یک برنامه کامپیوتری که برای هدفی خاص طراحی شده است (اپلیکیشن).
automatisation
B1اتوماسیون به معنای استفاده از ماشینآلات برای انجام کارها بدون دخالت انسان است.
câble
A2یک سیم ضخیم که برای انتقال برق یا داده استفاده می شود.
casque
A2یک وسیله سخت که برای محافظت روی سر گذاشته میشود (کلاه ایمنی).
charger
A2بارگیری کالا در وسیله نقلیه
chargeur
A2شارژر گوشی موبایل.
chiffrement
A1رمزنگاری فرآیند تبدیل اطلاعات قابل خواندن به فرمتی غیرقابل خواندن برای حفظ محرمانگی آن است.
clavier
A2صفحه کلید لپ تاپ جدید من بسیار بی صدا و ارگونومیک است. پیانیست با ظرافت و مهارت بی نظیری صفحه کلید را لمس کرد.