B2 adjective

जर्जर

jarjar

تعریف

مخروبه، فرسوده، در وضعیت خرابی یا ویرانی.

adjective

مثال

वह जर्जर इमारत जल्द ही ढहने वाली है।

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!