매각하다
تعریف
To sell off, to dispose of (assets).
verbمثال
회사는 불필요한 자산을 매각하기로 결정했습니다.
مثال
회사는 불필요한 자산을 매각하기로 결정했습니다.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر business
에 대한
A2درباره؛ در مورد؛ مربوط به. برای اتصال دو اسم استفاده میشود (مثلاً کتابی درباره کره).
~대하여
A2به معنای 'درباره' یا 'در مورد'. برای نشان دادن موضوع یک گفتگو یا نوشته استفاده میشود.
대해서
A2درباره؛ در مورد.
에 대해
A2عبارتی به معنای 'درباره' یا 'در مورد'.
풍요롭다
A2فراوان، مرفه یا غنی بودن.
관철하다
B2پیش بردن اراده یا خواستههای خود علیرغم دشواریها. 'او بالاخره حرف خود را به کرسی نشاند.'
~에 따라
B1بسته به، بر طبق. برای بیان اینکه چیزی به عاملی بستگی دارد یا از قانونی پیروی میکند استفاده میشود.
에 따라
A2بسته به شرایط، تصمیم میگیرم. (بسته به / بر اساس)
에 의하면
B1طبق اخبار، این عبارت به معنای 'بر اساس' است. برای مثال: 'طبق روزنامه، فردا باران میبارد.'
계좌번호
A2شماره حساب بانکی. برای حواله و پرداخت های الکترونیکی در کره استفاده می شود.