B2 Advanced Syntax 16 min read متوسط

انجام کارها به طور همزمان با 'beim' (اسم مصدر)

با 'beim' می‌تونی هر فعلی رو به یه اسم خنثی تبدیل کنی و خیلی راحت و طبیعی بگی دو تا کار رو همزمان داری انجام میدی. یه جورایی سه تا ابزار جادویی داری: beim, «اسم فعلی», «همزمانی».

Grammar Rule in 30 Seconds

Use 'beim' + {das|n} [verb as noun] to describe two actions happening at the exact same time.

  • Combine 'bei' + 'dem' into 'beim'.
  • Capitalize the infinitive verb to turn it into a noun.
  • Place the phrase at the start or middle of the sentence.
beim + [Verb]ing = Simultaneous Action 🎧 + 🏃 = Beim Laufen Musik hören

مرور کلی

تا حالا شده بخوای یه استوری اینستاگرامی بی‌نقص بذاری اونم وقتی داری تو یه ایستگاه قطار شلوغ راه می‌ری؟ یا شاید سعی کردی یه مسئله پیچیده ریاضی رو در حالی که داری یه «دنر کباب» (Döner) کثیف‌کاری‌دار می‌خوری توضیح بدی؟ اگه اینطوره، همین الانشم تو هنرِ انجام دادن دو کار به صورت همزمان استاد شدی.
در زبان آلمانی، ما یه روش شیک و پرسرعت برای توصیف این چندوظیفگی (multitasking) داریم: استفاده از اسم‌های فعلی با beim. این در واقع میان‌بر نهایی زبانیه. به جای اینکه یه جمله طولانی و قلمبه‌سلمبه با «وقتی داشتم این کار رو می‌کردم» بسازی، فقط کافیه beim رو قبل از یه فعل که با حرف بزرگ شروع شده، ضرب کنی.
بوم! بازدهی فوری. این کار یه اکشن خسته‌کننده رو به یه اسم باحال تبدیل می‌کنه.
این کار توی زبان، معادل استفاده از کلید میان‌بر کیبورد به جای پنج بار کلیک کردن توی منوهای مختلفه.
آلمانی‌زبان‌ها عاشق بهره‌وری هستن. چرا وقتی می‌شه با سه کلمه منظور رو رسوند، از ده کلمه استفاده کنیم؟ ترکیب beim + اسم فعلی، یکی از اون الگوهاییه که باعث می‌شه کمتر شبیه کتاب درسی و بیشتر شبیه یه آدم محلی (Native) به نظر بیای که کلی کار برای انجام دادن داره.
چه در حال beim Zocken (موقع گیم زدن) باشی، چه beim Lernen (موقع درس خوندن)، یا beim Scrollen (موقع اسکرول کردن)، این قاعده بهترین دوستته. این ساختار اون‌قدری رسمی هست که بشه توی مصاحبه کاری ازش استفاده کرد، ولی در عین حال اون‌قدری هم خودمونی هست که توی چت گروهی واتس‌اپ به کار بره. علاوه‌بر این، تو رو از شر نگرانی بابت صرفِ پیچیده فعل‌ها توی جملات پیرو (sub-clauses) خلاص می‌کنه.
فقط سعی نکن موقع خواب ازش استفاده کنی، وگرنه ممکنه خوابِ قواعد گرامری ببینی—که خب، خودش یه جور کابوس خیلی خاصه!

این گرامر چطور کار می‌کنه

در اصل، این قاعده درباره «اسمی‌سازی» (nominalization) هست. این فقط یه کلمه دهن‌پرکن برای اینه که بگیم داریم یه فعل (کار) رو به یه اسم (چیز) تبدیل می‌کنیم. بهش مثل تبدیل کردن یه فیلم به یه عکس ثابت نگاه کن.
در انگلیسی، ما معمولاً این کار رو با کلمات ingدار انجام می‌دیم (مثلاً While eating). در آلمانی، ما شکل مصدر فعل رو برمی‌داریم—همونی که تهش به -en ختم می‌شه—و باهاش مثل یه اسم das جدید رفتار می‌کنیم.
کلمه beim در واقع یه کلمه مخفف شده‌ست. این کلمه ترکیبی از حرف اضافه bei (در/هنگام) و حرف تعریف داتیو خنثی dem هست. از اونجایی که تمام اسم‌های فعلی در آلمانی به‌صورت خودکار خنثی هستن، همیشه از das استفاده می‌کنن.
وقتی این دو تا رو کنار هم می‌ذاری، bei + dem همیشه تبدیل می‌شه به beim. تو هیچ‌وقت bei der یا bei den رو با این اسم‌های فعلی نمی‌بینی. این یه معامله «یه اندازه برای همه» (one-size-fits-all) هست.
مثل اون هودی‌ایه که داری و یه جوری به هر تیپی میاد. قابل پیش‌بینی، قابل اعتماد و واقعاً توی زبانی که پر از پسوندهای پیچیده‌ست، یه جور مایه آرامشه.

الگوی ساخت

1
ساختن این ساختارها از پیدا کردن یه میز خالی توی کتابخونه اونم هفته فرجه‌های امتحان، راحت‌تره. فقط این سه مرحله رو دنبال کن:
2
با هر مصدر فعلی که می‌خوای شروع کن (مثلاً arbeiten ، essen ، schlafen).
3
حرف اول رو بزرگ بنویس تا به اسم تبدیل بشه (مثلاً Arbeiten ، Essen ، Schlafen).
4
کلمه beim رو دقیقاً قبل از اون بذار.
5
واقعاً همینه. نیازی نیست تهِ کلمه رو تغییر بدی. نیازی نیست جدول صرف فعل رو چک کنی. فقط حرف اول رو بزرگ می‌کنی و تمام.
6
kochen (آشپزی کردن) ← beim Kochen (موقع آشپزی کردن)
7
telefonieren (تلفن حرف زدن) ← beim Telefonieren (موقع تلفن حرف زدن)
8
duschen (دوش گرفتن) ← beim Duschen (موقع دوش گرفتن)
9
نکته حرفه‌ای: اگه فعل پیشوند داره، بذار بهش چسبیده بمونه! fernsehen تبدیل می‌شه به beim Fernsehen. اگه اینجا از هم جداشون کنی، ممکنه یه معلم زبان آلمانی یه جایی، یه قطره اشکِ تنهایی بریزه. اون آدم نباش!

کی استفاده کنیم

هر وقت خواستی درباره دو تا اتفاق حرف بزنی که دقیقاً در یک زمان دارن می‌افتن، از این الگو استفاده کن. همه‌چیز درباره همزمانی (simultaneity) هست. تصور کن توی یه کافه‌ای.
داری قهوه می‌خوری، ولی در عین حال داری مردم رو هم تماشا می‌کنی. می‌تونی بگی:
.Ich beobachte Leute beim Kaffeetrinken
(من مردم رو موقع قهوه خوردن تماشا می‌کنم). خیلی روان به نظر می‌رسه، نه؟
این ساختار در سناریوهای مدرن فوق‌العاده رایجه:
  • تکنولوژی و گیمینگ:
    Mein Handy ist beim Laden abgestürzt
    (گوشیم موقع شارژ شدن کرش کرد/هنگ کرد).
  • شبکه‌های اجتماعی:
    Ich habe das Video beim Scrollen gefunden
    (من این ویدیو رو موقع اسکرول کردن پیدا کردم).
  • کار و تحصیل:
    .Beim Lernen höre ich immer Lo-Fi-Beats
    (موقع درس خوندن، من همیشه به بیت‌های لو-فای گوش می‌دم).
  • زندگی روزمره:
    !Pass beim Aussteigen auf
    (موقع پیاده شدن مراقب باش!).
همچنین برای توصیف وضعیتِ یه چیزی هم عالیه. اگه یه تابلو «در حال کار» ببینی، ممکنه روش نوشته شده باشه
Beim Umbau
(در زمان بازسازی). این نشون می‌ده که اون عمل در حال حاضر داره اتفاق می‌افته.
این یه گرامر خیلی «همین‌جا و همین حالا»یه. اگه درست ازش استفاده کنی، طوری به نظر می‌رسی که انگار پنج ساله برلین زندگی می‌کنی، حتی اگه همین دیروز رسیده باشی و هنوز داری با دستگاه‌های بلیط‌فروشی سر و کله می‌زنی.

اشتباهات رایج

حتی بهترین‌های ما هم گاهی سوتی می‌دن. رایج‌ترین اشتباه؟ فراموش کردنِ بزرگ نوشتن حرف اول (Capitalization)! یادت باشه، لحظه‌ای که beim رو قبل از فعل می‌ذاری، اون فعل دیگه یه اسمه. اسم‌ها در آلمانی همیشه با حرف بزرگ شروع می‌شن. اگه beim essen رو با 'e' کوچک بنویسی، کیبورد آلمانیت ممکنه واقعاً سعی کنه باهات دعوا کنه!
یه تله دیگه، استفاده از حرف تعریف اشتباهه. از اونجایی که همه فعل‌های اسمی‌شده خنثی (das) هستن، حتماً باید از beim (مخفف bei dem) استفاده کنی. استفاده از bei der یا فقط bei بدون حرف تعریف، سوتی کلاسیکیه که نشون می‌ده هنوز داری انگلیسی فکر می‌کنی.
در نهایت، فعل رو بیش از حد پیچیده نکن. نیازی نیست پسوندهایی مثل -ung یا -heit رو اضافه کنی. فقط از همون مصدر خام استفاده کن. Beim Arbeiten عالیه. Beim Arbeite یه فاجعه‌ست. مثل این می‌مونه که بخوای روی یه «شنیتسل» (Schnitzel) سنتی، آناناس بریزی—بعضی چیزها اصلاً قرار نیست اتفاق بیفتن، حالا فرقی نمی‌کنه چقدر غذاهای تجربی رو دوست داشته باشی.

مقایسه با الگوهای مشابه

ممکنه با خودت فکر کنی: «صبر کن، نمی‌تونم فقط از während استفاده کنم؟» چرا، می‌تونی! ولی یه تفاوت سبکی وجود داره. während یه حرف ربطه که معمولاً یه جمله پیرو کامل رو با فاعل و فعل صرف‌شده شروع می‌کنه (مثلاً
...Während ich esse
). اما beim یه میان‌بر حرف اضافه‌ایه.
  • Während:
    .Während ich lernte, habe ich Musik gehört
    (طولانی، رسمی، یه جورایی دهن آدم رو خسته می‌کنه).
  • Beim:
    .Beim Lernen habe ich Musik gehört
    (کوتاه، ضربتی، خیلی طبیعی).
همچنین کلمه zum هم وجود داره. در حالی که beim توصیف می‌کنه که *چه زمانی* یه چیزی داره اتفاق می‌افته (همزمانی)، zum اغلب *هدف* یا *علت* یه چیزی رو توصیف می‌کنه.
  • Beim Essen = موقع غذا خوردن.
  • Zum Essen = برایِ غذا خوردن (مثلاً من یه چنگال لازم دارم zum Essen).
انتخاب بین این دو تا مثل انتخاب بین دوچرخه و ماشینه. هر دو تو رو به مقصد می‌رسونن، ولی یکی برای یه گشت‌و‌گذار سریع توی مرکز شهر خیلی بهتره. beim دوچرخه زبانیِ توئه—سریع، چابک و عالی برای پیش بردن مکالمات روزمره.

سؤالات رایج

س: آیا beim با هر فعلی کار می‌کنه؟
ج: تقریباً! هر فعلی که یک عمل یا فرآیند رو توصیف کنه، عالی جواب می‌ده. با فعل‌های وجهی (مثل beim Können) یه کم عجیب غریب می‌شه، ولی برای ۹۹ درصد فعل‌ها، اکیه.
س: این ساختار رسمیه یا غیررسمی؟
ج: هر دو! هم توی ایمیل‌های کاری می‌بینیش (
...Beim nächsten Meeting
) و هم توی متن‌های دوستانه (
.Beim Zocken bin ich unschlagbar
- موقع گیم زدن شکست‌ناپذیرم). یه آچار فرانسه واقعیه.
س: اگه فعل مفعول مستقیم داشته باشه چی؟
ج: اغلب می‌تونی اون‌ها رو با هم ترکیب کنی (کلمه مرکب بسازی)! Kaffee trinken تبدیل می‌شه به beim Kaffeetrinken. این کار باعث می‌شه اسم طولانی و ترسناک به نظر برسه، ولی خیلی آلمانی‌طوره و خیلی هم باحاله.
س: می‌تونم برای زمان گذشته هم ازش استفاده کنم؟
ج: قطعاً. خودِ ساختار beim زمان خاصی نداره. فعل اصلیِ جمله بهت می‌گه که اون اتفاق کی افتاده.
Ich habe beim Laufen gefroren
(موقع دویدن یخ زدم).
س: چرا فقط از اسم فاعل (همون شکل -end) استفاده نکنیم؟
ج: آلمانی در واقع خیلی کمتر از اون چیزی که انگلیسی از running استفاده می‌کنه، از اسم فاعل (مثل laufend) استفاده می‌کنه. برای «موقع دویدن»، معمولاً beim Laufen انتخاب طبیعی‌تریه.
س: جکی (جوکی) درباره این نکته گرامری وجود داره؟
ج: به یه دانش‌آموز آلمانی که موقع غذا خوردن درس می‌خونه چی می‌گن؟ یه beim-Essen-Lerner (درس‌خونِ-موقعِ-غذا-خوردن). خیلی خب، من دیگه برم (خودم در رو می‌بندم).

Formation of Beim-Construction

Preposition Article Verb (Infinitive) Result
bei
dem
essen
beim Essen
bei
dem
laufen
beim Laufen
bei
dem
arbeiten
beim Arbeiten
bei
dem
lesen
beim Lesen
bei
dem
schlafen
beim Schlafen
bei
dem
fahren
beim Fahren

Meanings

The 'beim' construction is used to express that an action is occurring simultaneously with another action. It effectively turns a verb into a noun to describe the 'during' phase of an activity.

1

Simultaneity

Two actions happening at the same time.

“Beim Warten auf den Bus habe ich telefoniert.”

“Beim Arbeiten trinke ich viel Kaffee.”

Reference Table

Reference table for انجام کارها به طور همزمان با 'beim' (اسم مصدر)
فعل اصلی اسم فعلی جمله مثال ترجمه فارسی
essen
{das|n} Essen
Sei vorsichtig `beim Essen`!
موقع غذا خوردن مواظب باش!
arbeiten
{das|n} Arbeiten
Ich höre Musik `beim Arbeiten`.
موقع کار کردن موسیقی گوش میدم.
fahren
{das|n} Fahren
Nicht simsen `beim Fahren`!
موقع رانندگی پیامک نده!
lernen
{das|n} Lernen
Ich mache Pausen `beim Lernen`.
موقع درس خوندن استراحت می‌کنم.
laden
{das|n} Laden
Das Handy wird warm `beim Laden`.
موقع شارژ شدن گوشی داغ میشه.
duschen
{das|n} Duschen
Ich singe gerne `beim Duschen`.
موقع دوش گرفتن دوست دارم آواز بخونم.
zocken
{das|n} Zocken
Er isst Pizza `beim Zocken`.
موقع بازی کردن پیتزا می‌خوره.

طیف رسمیت

رسمی
Beim Arbeiten konsumiere ich Kaffee.

Beim Arbeiten konsumiere ich Kaffee. (Workplace)

خنثی
Beim Arbeiten trinke ich Kaffee.

Beim Arbeiten trinke ich Kaffee. (Workplace)

غیر رسمی
Beim Arbeiten schlürfe ich Kaffee.

Beim Arbeiten schlürfe ich Kaffee. (Workplace)

عامیانه
Beim Arbeiten zieh ich mir Kaffee rein.

Beim Arbeiten zieh ich mir Kaffee rein. (Workplace)

The Beim-Construction Map

beim

Actions

  • Essen eating
  • Arbeiten working
  • Laufen running

مثال‌ها بر اساس سطح

1

Beim Essen lese ich.

While eating, I read.

1

Beim Laufen höre ich Musik.

While running, I listen to music.

1

Beim Warten auf den Zug habe ich gelesen.

While waiting for the train, I read.

1

Beim Durchsuchen der Daten fand ich den Fehler.

While searching through the data, I found the error.

1

Beim Abwägen der Argumente wurde mir die Entscheidung klar.

While weighing the arguments, the decision became clear to me.

1

Beim Eruieren der Ursachen stießen wir auf unerwartete Komplikationen.

While determining the causes, we encountered unexpected complications.

به‌راحتی اشتباه گرفته می‌شود

Doing things at the same time with 'beim' (Verbal Nouns) در مقابل während vs. beim

Both mean 'while', but 'während' needs a clause.

اشتباهات رایج

beim essen

beim Essen

Nouns must be capitalized.

bei dem Essen

beim Essen

Always contract bei + dem.

Beim ich esse, lese ich.

Beim Essen lese ich.

Do not use a subject in the beim-phrase.

Beim er arbeitete, hörte er Musik.

Beim Arbeiten hörte er Musik.

Avoid clauses after beim.

الگوهای جمله‌سازی

Beim ___ höre ich gerne ___.

Beim ___ habe ich ___ bemerkt.

Real World Usage

Texting very common

Beim Warten auf dich!

Work Email common

Beim Durchsicht der Unterlagen...

Social Media constant

Beim Wandern in den Alpen.

Travel Announcement common

Beim Aussteigen bitte vorsichtig sein.

Cooking App common

Beim Rühren die Hitze reduzieren.

Job Interview occasional

Beim Arbeiten im Team bin ich sehr kommunikativ.

🎯

اسم‌های مرکب بساز

گاهی می‌تونی چند تا کلمه رو با هم ترکیب کنی و یه اسم فعلی طولانی‌تر بسازی که خیلی طبیعی و آلمانیه. مثلاً تصور کن داری تلویزیون می‌بینی و یهو یه چیزی یادت میاد، می‌تونی بگی: beim Fernsehen. یا داری قهوه می‌خوری و یه فکری به سرت میزنه: beim Kaffeetrinken.
⚠️

مواظب باش، 'bei der' ممنوع!

این نکته رو هیچ‌وقت فراموش نکن! اسم‌های فعلی که با این روش ساخته میشن، همیشه خنثی هستن و داتیو (Dativ) هم میشن. پس همیشه باید از 'beim' استفاده کنی. حتی اگه فکر می‌کنی فعل اصلی زنانه یا مردانه است، اسم فعلی همیشه 'das' هست. برای همین همیشه beim Schlafen داریم.
💬

روی تابلوها و علائم

اگه آلمان بری، این ساختار رو خیلی روی تابلوهای عمومی یا علائم هشدار دهنده می‌بینی. مثلاً برای هشدار دادن تو یه ساختمون نیمه‌کاره، ممکنه ببینی:
Vorsicht beim Betreten der Baustelle
(مواظب باش موقع ورود به کارگاه ساختمانی). این یه نشونه از آلمانی واقعی و روزمره‌ست.

Smart Tips

Use 'beim' to group your morning tasks.

Ich esse und ich lese. Beim Essen lese ich.

Use 'beim' to introduce a process.

Wenn wir das Projekt machen, brauchen wir... Beim Durchführen des Projekts brauchen wir...

Use 'beim' to save words.

Während ich laufe, höre ich Musik. Beim Laufen höre ich Musik.

Use 'beim' to set the scene.

Ich wartete auf den Bus und ich dachte nach. Beim Warten auf den Bus dachte ich nach.

تلفظ

b-eye-m

Contraction

Pronounce 'beim' as one syllable: /baɪm/.

Rising-Falling

Beim Essen ↗, lese ich ↘.

The beim-phrase is the topic.

حفظ کنید

روش یادسپاری

Remember: 'Beim' is 'By-em' (by the), and you always capitalize the action to make it a noun.

تداعی تصویری

Imagine a person with headphones on (listening) while jogging. The headphones are labeled 'Beim' and the running shoes are labeled 'Laufen'.

Rhyme

Beim plus the verb, capitalized and clear, makes the action happen while you are here.

Story

I was 'Beim Kochen' (cooking). Suddenly, 'Beim Schneiden' (cutting) I cut my finger. 'Beim Warten' (waiting) for the doctor, I read a book.

شبکه واژگان

EssenArbeitenLaufenSchlafenLesenFahrenSprechen

چالش

Describe your entire morning routine using only 'beim' phrases for 5 minutes.

نکات فرهنگی

Using 'beim' in emails is seen as professional and efficient.

Students often use it to describe multitasking.

Used in announcements.

Derived from the Middle High German 'bi dem', which evolved into the contraction 'beim'.

شروع‌کننده‌های مکالمه

Was machst du beim Pendeln?

Hörst du Musik beim Arbeiten?

Was hast du beim Warten auf den Bus gemacht?

Wie konzentrierst du dich beim Lernen?

موضوعات نگارش

Beschreibe deinen Morgen.
Wie verbringst du deine Zeit im Zug?
Reflektiere über deine Arbeitseffizienz.
Schreibe eine kurze Geschichte über einen chaotischen Tag.

اشتباهات رایج

Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح

Test Yourself

جای خالی رو با شکل صحیح فعل 'lernen' پر کن.

Ich höre oft Musik ___(lernen).

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: beim Lernen
ما از 'beim' (مخفف bei dem) استفاده می‌کنیم و حرف اول 'Lernen' رو بزرگ می‌نویسیم چون اینجا نقش اسم رو داره.
کدوم جمله درسته؟ چند گزینه‌ای

جمله‌ای رو انتخاب کن که از نظر گرامری برای رانندگی درسته.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Nicht telefonieren beim Fahren.
اسم‌ها تو آلمانی همیشه با حرف بزرگ نوشته میشن و اسم‌های فعلی همیشه با 'beim' میان.
اشتباه رو پیدا کن و درستش کن. Error Correction

Find and fix the mistake:

Ich habe beim essen mein Glas umgekippt.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Ich habe beim Essen mein Glas umgekippt.
کلمه 'Essen' باید با حرف بزرگ نوشته بشه چون یه اسمه که با حرف اضافه 'beim' استفاده شده.

Score: /3

تمرین‌های عملی

8 exercises
Fill in the correct form.

___ (essen) lese ich.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Beim Essen
Capitalize the noun.
Choose the correct sentence. چند گزینه‌ای

Which is correct?

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Beim Laufen höre ich Musik.
Verb must be in second position.
Fix the error. Error Correction

Find and fix the mistake:

Beim arbeiten ich trinke Kaffee.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Beim Arbeiten trinke ich Kaffee.
Verb second rule.
Transform using 'beim'. Sentence Transformation

Während ich koche, höre ich Radio.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Beim Kochen höre ich Radio.
Correct structure.
Match the activity. جفت کردن

Match:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: All of the above
All are logical.
Order the words. Sentence Building

höre / ich / Beim / Musik / Arbeiten

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Beim Arbeiten höre ich Musik.
Correct order.
Conjugate/Nominalize. Conjugation Drill

schlafen -> ?

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: beim Schlafen
Infinitive + n.
Is this rule true? True False Rule

Can I use 'beim' for different subjects?

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: False
Usually requires the same subject.

Score: /8

Practice Bank

8 exercises
جای خالی رو پر کن پر کردن جای خالی

Sei vorsichtig ___ (Einsteigen).

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: beim Einsteigen
به آلمانی ترجمه کن ترجمه

While working, I drink a lot of water.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Beim Arbeiten trinke ich viel Wasser.
جفت‌ها رو با هم جور کن جفت کردن

Match the pairs:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: schreiben : beim Schreiben
کلمات رو به ترتیب درست قرار بده Sentence Reorder

beim / ich / Telefonieren / lache / immer

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Both are correct.
اشتباه رو پیدا کن Error Correction

Wir reden viel bei dem Essen.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Wir reden viel beim Essen.
کدوم درسته؟ چند گزینه‌ای

While showering, I have the best ideas.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Beim Duschen habe ich die besten Ideen.
جای خالی رو پر کن پر کردن جای خالی

Was machst du ___ (Warten)?

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: beim Warten
به آلمانی ترجمه کن ترجمه

The phone crashed while updating.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Das Handy ist beim Updaten abgestürzt.

Score: /8

سوالات متداول (8)

Yes, as long as it is an action that can be performed over a duration.

It is neutral and used in all contexts.

Because it becomes a noun.

Yes, 'Beim Laufen habe ich Musik gehört'.

Use 'während' instead.

Always 'beim'.

Yes, but it is less common.

Yes, but it is less common.

Scaffolded Practice

1

1

2

2

3

3

4

4

Mastery Progress

Needs Practice

Improving

Strong

Mastered

In Other Languages

Spanish high

Al + infinitivo

Spanish uses 'al' (a + el), German uses 'beim' (bei + dem).

French moderate

En + participe présent

French uses the gerund, German uses a nominalized infinitive.

Japanese high

〜ながら (nagara)

Japanese attaches a suffix to the verb stem.

Arabic moderate

أثناء (athna'a)

Arabic uses a noun-based preposition.

Chinese moderate

一边...一边... (yībiān...yībiān...)

Chinese repeats the structure for both actions.

Learning Path

Prerequisites

Was this helpful?
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!