yordam bermoq
To help
محتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر social
birga
A1Together
boy
A1Rich; wealthy
demoq
A1گفتن یا نامیدن. برای نقل قول مستقیم استفاده میشود.
do'st
A1Friend
gapirmoq
A1صحبت کردن؛ حرف زدن.
ha
A1Yes
javob bermoq
A1پاسخ دادن به یک سوال یا تماس. 'او به نامه من پاسخ داد.'
kambag'al
A1Poor
salom
A1سلام. به طور غیررسمی بین دوستان استفاده می شود.
so'ramoq
A1To ask