B1 noun 격식체 1분 분량

محکوم

mahkoom /mæhˈkuːm/

Mahkoom refers to someone officially declared guilty of a crime or something officially condemned.

30초 단어

  • Declared guilty by a court of law.
  • Can also mean strongly criticized or denounced.
  • Common in legal, news, and social contexts.

Overview

واژه «محکوم» در زبان فارسی، عمدتاً به فردی اطلاق می‌شود که از سوی یک مرجع قضایی، گناهکار شناخته شده و در نتیجه، مجازاتی برای او تعیین گردیده است. این حکم قضایی می‌تواند شامل حبس، جریمه نقدی، یا مجازات‌های دیگر باشد. در معنای عام‌تر و غیرحقوقی، «محکوم» می‌تواند به معنای کسی باشد که مورد سرزنش شدید، تقبیح، یا مخالفت علنی قرار گرفته است. این کاربرد معمولاً در مباحث اجتماعی، سیاسی یا اخلاقی دیده می‌شود.

در کاربرد حقوقی، «محکوم» به عنوان فاعل یا مفعول جمله ظاهر می‌شود. برای مثال: «متهم به حبس ابد محکوم شد» (در اینجا «متهم» فاعل است که «محکوم» شده) یا «دادگاه، او را مجرم شناخت و محکوم کرد» (در اینجا «او» مفعول است). در معنای غیرحقوقی، بیشتر به صورت وصفی به کار می‌رود: «رفتار او محکوم است» یا «این اقدام از سوی جامعه محکوم شد».

۱. حقوقی و قضایی: در گزارش‌های خبری مربوط به دادگاه‌ها، پرونده‌های جنایی، احکام قضایی و روند دادرسی. مثال: «قاضی، متهم را به پرداخت جریمه نقدی محکوم کرد.»

۲. سیاسی و اجتماعی: در بیانیه‌ها، مقالات و اظهارنظرهایی که به محکوم کردن یک عمل، سیاست یا رفتار خاص می‌پردازند. مثال: «جامعه جهانی، این حمله تروریستی را محکوم کرد.»

۳. اخلاقی: در بحث‌هایی که به نقد و تقبیح اعمال غیراخلاقی یا ناپسند می‌پردازند. مثال: «دروغگویی عملی است که از نظر اخلاقی محکوم است.»

کلمات «مجرم»، «متهم»، «گناهکار» و «تقبیح شده» همگی با «محکوم» ارتباط معنایی دارند اما تفاوت‌هایی بین آن‌ها وجود دارد:

  • مجرم (Criminal): فردی که جرمی را مرتکب شده است. «محکوم» نتیجه نهایی تشخیص جرم توسط دادگاه است، در حالی که «مجرم» به خود عمل ارتکابی اشاره دارد.
  • متهم (Accused/Defendant): فردی که جرمی به او نسبت داده شده و تحت پیگرد قانونی است، اما هنوز گناهکاری‌اش اثبات نشده است. «محکوم» کسی است که گناهکاری‌اش اثبات شده.
  • گناهکار (Sinner/Guilty): این واژه بار معنایی اخلاقی یا مذهبی بیشتری دارد و لزوماً به معنای مجرم از دیدگاه قانون نیست. «محکوم» بار حقوقی دارد.
  • تقبیح شده (Condemned/Denounced): این واژه بیشتر در معنای غیرحقوقی به کار می‌رود و به معنای مورد سرزنش یا مخالفت شدید قرار گرفتن است، بدون اینکه لزوماً جنبه قضایی داشته باشد. «محکوم» می‌تواند این معنا را نیز داشته باشد اما معنای اصلی آن حقوقی است.

예시

1

قاضی، متهم را به پرداخت ۵۰ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم کرد.

legal

The judge sentenced the defendant to pay a fine of 50 million Tomans.

2

این اقدام غیرانسانی از سوی تمام سازمان‌های حقوق بشری محکوم شد.

formal

This inhumane act was condemned by all human rights organizations.

3

کارش اونقدر بد بود که همه محکومش کردن.

informal

His work was so bad that everyone condemned him.

4

در علم اخلاق، برخی رفتارها ذاتاً نادرست و محکوم تلقی می‌شوند.

academic

In ethics, certain behaviors are considered inherently wrong and condemned.

자주 쓰는 조합

محکوم کردن To condemn
محکوم به حبس Sentenced to prison
محکوم به پرداخت جریمه Sentenced to pay a fine
محکومیت Conviction / Sentence

자주 쓰는 구문

محکوم به اعدام

Sentenced to death

محکوم به زندان

Sentenced to prison

حکم محکومیت

Judgment of conviction / Sentence

자주 혼동되는 단어

محکوم vs متهم (Moteham)

'Moteham' refers to someone accused of a crime, who is still presumed innocent until proven guilty. 'Mahkoom' is someone who has been found guilty by a court.

محکوم vs مجرم (Mojrem)

'Mojrem' is a general term for a criminal, someone who committed a crime. 'Mahkoom' specifically refers to the legal verdict and sentencing.

문법 패턴

فاعل + به + مفعول + محکوم شدن (مثال: او به حبس محکوم شد) فاعل + مفعول + را + محکوم کردن (مثال: دادگاه او را محکوم کرد) محکوم + به + (اسم/مصدر) (مثال: محکوم به پرداخت، محکوم به شکست)

How to Use It

📝

사용 참고사항

The word 'mahkoom' is primarily used in formal contexts, especially legal and journalistic reporting. While it can be used informally to mean 'condemned' or 'criticized', its core meaning is tied to legal judgment. Ensure the context clarifies whether a legal sentence or social disapproval is implied.


⚠️

자주 하는 실수

Learners sometimes confuse 'mahkoom' (convicted) with 'moteham' (accused). Remember that 'moteham' precedes 'mahkoom' in the legal process. Also, avoid using 'mahkoom' in a legal sense when you simply mean 'criticized' in casual conversation; 'انتقاد کردن' (to criticize) or 'تقبیح کردن' (to condemn) might be more appropriate.

Tips

💡

Understand Legal vs. Social Meaning

Remember that 'mahkoom' has a primary legal meaning (found guilty) and a secondary social meaning (condemned).

⚠️

Distinguish from 'Moteham'

Do not confuse 'mahkoom' (convicted) with 'moteham' (accused), as the legal status is fundamentally different.

🌍

Public Condemnation

In Iranian society, public opinion and official statements often 'condemn' (محکوم می‌کنند) actions considered wrong, reflecting the broader usage of the word.

📖

어원

The word 'mahkoom' comes from the Arabic root 'h-k-m' (حكم), meaning 'to judge' or 'to rule'. It specifically derives from the passive participle form, indicating something that has been judged or ruled upon.

🌍

문화적 맥락

In legal contexts, a 'mahkoom' (convicted person) faces societal consequences beyond legal punishment, including social stigma. Public condemnation ('mahkoom kardan') of certain actions, like corruption or betrayal, is a common theme in media and public discourse.

🧠

암기 팁

Think of a 'Mah-KOOM' who is 'KOOM'-ed out of society by the court's sentence. Or, imagine a 'Mah-KOOM' being 'Mah-KOOM'-ed (marked) as guilty.

자주 묻는 질문

4 질문

«متهم» فردی است که جرمی به او نسبت داده شده و تحت پیگرد قانونی قرار دارد، اما هنوز گناهکاری‌اش اثبات نشده است. در مقابل، «محکوم» کسی است که دادگاه او را گناهکار تشخیص داده و مجازات او را تعیین کرده است.

خیر، علاوه بر معنای اصلی حقوقی (کسی که گناهکار شناخته شده)، «محکوم» می‌تواند به معنای «تقبیح شده» یا «مورد سرزنش شدید قرار گرفته» نیز به کار رود، به خصوص در مباحث اجتماعی و سیاسی.

وقتی یک رفتار یا عمل ناپسند به شدت مورد انتقاد قرار می‌گیرد، می‌توان گفت که آن عمل «محکوم» است. برای مثال: «این رفتار خشونت‌آمیز از سوی همه محکوم شد.»

«محکوم» در اصل اسم است، اما می‌تواند به عنوان صفت نیز به کار رود، به ویژه در ترکیباتی مانند «شخص محکوم» یا «حکم محکومیت». همچنین در معنای غیرحقوقی، «محکوم» (تقبیح شده) به عنوان صفت عمل می‌کند.

셀프 테스트

fill blank

جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:

دادگاه، او را به جرم اختلاس به ۱۰ سال حبس ___ کرد.

✓ 정답! ✗ 아쉬워요. 정답: محکوم

کلمه «محکوم کرد» به معنای تعیین مجازات توسط دادگاه است.

multiple choice

کدام گزینه بهترین تعریف برای «محکوم» در جمله زیر است؟ «جامعه جهانی این جنایت را محکوم کرد.»

در جمله «جامعه جهانی این جنایت را محکوم کرد»، منظور از «محکوم کرد» چیست؟

✓ 정답! ✗ 아쉬워요. 정답: جنایت را تقبیح و سرزنش کرد

در این بافت، «محکوم کرد» به معنای ابراز مخالفت شدید و تقبیح عمل است، نه معنای حقوقی آن.

sentence building

کلمات زیر را مرتب کنید تا یک جمله معنی‌دار بسازید:

کلمات: «او»، «شد»، «محکوم»، «جعل»، «اسناد»، «به»، «پرداخت»

✓ 정답! ✗ 아쉬워요. 정답: او به جرم جعل اسناد به پرداخت جریمه محکوم شد.

این جمله ساختار دستوری صحیح و معنای روشنی دارد و کاربرد حقوقی کلمه «محکوم» را نشان می‌دهد.

🎉 점수: /3

도움이 되었나요?
아직 댓글이 없습니다. 첫 번째로 생각을 공유하세요!