C1 adjective رسمي 1 دقيقة للقراءة

محصور

mahsour /mæh.suːr/

Mahsour signifies being enclosed or restricted within a defined space or boundary.

محصور في 30 ثانية

  • Describes something enclosed or surrounded by physical or abstract boundaries.
  • Commonly used in formal, architectural, or geographical contexts in Persian.
  • Implies a lack of freedom to move beyond certain limits.

بررسی کلی

واژه «محصور» اسم مفعول از ریشه عربی «حصر» است که در لغت به معنای در تنگنا قرار دادن، احاطه کردن و محدود ساختن می‌باشد. در زبان فارسی، این واژه به عنوان یک صفت عالی برای توصیف حالتِ احاطه شدن توسط چیزی به کار می‌رود. این احاطه شدن می‌تواند فیزیکی (مانند دیوار) یا مفهومی (مانند محدودیت‌های ذهنی) باشد. ۲) الگوهای کاربرد: این صفت معمولاً با حرف اضافه «در» یا «به» همراه می‌شود. ساختار «محصور در...» پرکاربردترین شکل آن است که نشان می‌دهد سوژه در میان چه چیزی قرار گرفته است. ۳) بافت‌های رایج: در معماری و شهرسازی، برای توصیف فضاهای بسته یا حیاط‌هایی که دور تا دور آن‌ها بنا وجود دارد استفاده می‌شود. در جغرافیا، اصطلاح تخصصی «کشورهای محصور در خشکی» (Landlocked countries) برای کشورهایی که به دریا راه ندارند به کار می‌رود. در ادبیات و روانشناسی نیز برای توصیف انسانی که در افکار یا سنت‌های خود زندانی شده است، کاربرد دارد. ۴) مقایسه با واژگان مشابه: تفاوت اصلی «محصور» با «محدود» در این است که محصور بر جنبه‌ی «احاطه شدن فیزیکی و مکانی» تأکید دارد، در حالی که محدود بیشتر به معنای داشتن مرزهای کمی یا کیفی است. همچنین نسبت به واژه «بسته»، محصور بار ادبی و رسمی بیشتری دارد و نشان‌دهنده وجود یک مانع محیطی (حصار) است که دور تا دور سوژه را گرفته است.

أمثلة

1

حیاط خانه با پرچین‌های سبز محصور شده است.

everyday

The house courtyard is enclosed by green hedges.

2

این منطقه توسط نیروهای نظامی محصور گشته است.

formal

This area has been surrounded by military forces.

3

او خود را در دنیای کتاب‌هایش محصور کرده بود.

informal

He had confined himself within the world of his books.

4

افغانستان یکی از کشورهای محصور در خشکی در آسیا است.

academic

Afghanistan is one of the landlocked countries in Asia.

تلازمات شائعة

محصور در خشکی Landlocked
فضای محصور Enclosed space
محصور میان کوه‌ها Surrounded by mountains

العبارات الشائعة

محصور در چهاردیواری

Confined within four walls

منطقه محصور

Restricted/Enclosed area

يُخلط عادةً مع

محصور مقابل محدود
Mahdood means limited in quantity or scope, while Mahsour means physically or conceptually enclosed.
محصور مقابل محاصره
Mohasereh is the act of besieging (active), while Mahsour is the state of being surrounded (passive/adjective).

أنماط نحوية

محصور در [اسم] محصور به [اسم] توسط [اسم] محصور شدن

كيفية الاستخدام

ملاحظات الاستخدام

Mahsour is primarily a formal word. In everyday speech, people might use 'dore-sho gereftan' (surrounded it), but in writing or formal speeches, Mahsour is the standard term for describing boundaries and enclosures.


أخطاء شائعة

A common mistake is using Mahsour when you mean 'limited time' (Mahdoodiat-e zamani). Mahsour is strictly for spatial or conceptual containment, not for temporal limits.

نصائح

💡

Use in formal and technical descriptions

This word is perfect for formal writing, especially when describing geography or architecture.
⚠️

Avoid using for simple daily closures

Don't use it for a closed door; use it for something surrounded by a perimeter.
🌍

Geographical importance in Persian politics

The phrase 'landlocked' is essential in Persian geopolitics, translated as 'Mahsour dar khoshki'.

أصل الكلمة

Derived from the Arabic root H-S-R (حصر), which relates to restricting, counting, or surrounding something to prevent escape.

السياق الثقافي

In Iranian architecture, the concept of 'Mahsour' is central to 'Darouni-gari' (introversion), where houses are enclosed around a central courtyard to provide privacy.

نصيحة للحفظ

Think of the Persian word 'Hessar' which means fence. 'Mahsour' is the thing that is inside the 'Hessar'.

الأسئلة الشائعة

4 أسئلة
محصور بیشتر به معنای احاطه شدن فیزیکی توسط موانع است، اما محدود به معنای داشتن مرز در مقدار یا اندازه است.
خیر، این کلمه برای مفاهیم انتزاعی مثل محصور بودن در افکار یا محصور بودن در زمان نیز به کار می‌رود.
این کلمه از ریشه عربی «حصر» به معنای تنگنا و احاطه کردن گرفته شده است.
واژگانی مانند «آزاد»، «رها»، «باز» و «نامحدود» متضادهای اصلی آن هستند.

اختبر نفسك

fill blank

باغ قدیمی با دیوارهای بلند سنگی ___ شده بود.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: محصور

چون صحبت از احاطه شدن باغ توسط دیوار است، واژه محصور صحیح است.

multiple choice

کشورهای ___ در خشکی.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: محصور

اصطلاح استاندارد جغرافیایی در فارسی 'محصور در خشکی' است.

sentence building

در - انسان - نباید - افکار - باشد - محصور - قدیمی

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: انسان نباید در افکار قدیمی محصور باشد

این جمله ساختار دستوری صحیح برای بیان یک مفهوم انتزاعی را دارد.

النتيجة: /3

هل كان هذا مفيداً؟
لا توجد تعليقات بعد. كن أول من يشارك أفكاره!