Afzudan means to add something to something else, increasing its quantity or number.
Wort in 30 Sekunden
- To add something to something else.
- Common in cooking, math, and social contexts.
- Synonymous with 'اضافه کردن'.
Overview
فعل «افزودن» یکی از افعال پرکاربرد در زبان فارسی است که به معنی اضافه کردن، زیاد کردن، یا پیوستن به چیزی است. این فعل در سطوح مختلف زبانی، از مکالمات روزمره گرفته تا متون رسمی و علمی، کاربرد دارد. یادگیری این فعل و نحوهی استفاده از آن به درک بهتر جملات و همچنین توانایی بیان منظور در موقعیتهای مختلف کمک شایانی میکند.
«افزودن» معمولاً به صورت متعدی به کار میرود، یعنی نیاز به مفعول دارد. در این حالت، فاعل چیزی را به مفعول اضافه میکند. ساختار رایج آن به صورت «فاعل + مفعول + حرف اضافه (به/بهِ) + متمم» است. برای مثال: «او مقداری شکر به چای اضافه کرد.» همچنین میتواند به صورت «فاعل + مفعول + حرف اضافه (به/بهِ) + متمم» نیز استفاده شود. در برخی موارد، «افزودن» میتواند به صورت لازم نیز به کار رود، هرچند کمتر رایج است و معمولاً به معنی «زیاد شدن» یا «رشد کردن» است، مانند: «جمعیت شهر به سرعت افزود.»
این فعل در موقعیتهای گوناگونی استفاده میشود:
آشپزی و دستور غذا
«دو قاشق آرد به مخلوط بیفزایید.»
محاسبات ریاضی
«عدد پنج را به هفت اضافه کنید.»
روابط اجتماعی
«او دوستی قدیمی به جمع ما افزود.»
صحبت در مورد رشد و افزایش
«تعداد بازدیدکنندگان وبسایت افزایش یافته است.»
افزودن ویژگی یا قابلیت
«این مدل جدید، امکانات بیشتری را اضافه کرده است.»
کلمات مشابهی با «افزودن» وجود دارند که کاربردشان کمی متفاوت است:
- اضافه کردن: این کلمه مترادف بسیار نزدیکی برای «افزودن» است و در بیشتر موارد قابل جایگزینی با آن است. هر دو فعل در زبان فارسی رایج هستند.
- زیاد کردن: این فعل بیشتر بر روی افزایش کمیت تمرکز دارد. مثلاً «چراغ را زیاد کن» به معنی بلند کردن صدا یا نور است، در حالی که «شکر را زیاد کن» به معنی افزایش مقدار شکر است. «افزودن» میتواند به معنی زیاد کردن باشد اما مفهوم اضافه شدن یک عنصر جدید را نیز در بر میگیرد.
- ضمیمه کردن: این فعل معمولاً برای اضافه کردن چیزی به صورت رسمی یا به عنوان پیوست استفاده میشود، مانند «ضمیمه کردن مدارک به نامه».
- پیوستن: این فعل بیشتر به معنی ملحق شدن به یک گروه یا مکان است و کمتر برای اضافه کردن اشیاء به کار میرود.
Beispiele
لطفاً کمی شکر به چای من اضافه کنید.
everydayPlease add a little sugar to my tea.
دولت برای کنترل تورم، سیاستهای پولی جدیدی را افزود.
formalThe government introduced new monetary policies to control inflation.
یه سیبزمینی دیگه هم بنداز تو غذا.
informalThrow another potato into the food.
این تحقیق، دادههای جدیدی به دانش موجود افزود.
academicThis research added new data to the existing knowledge.
Häufige Kollokationen
Häufige Phrasen
چیزی به چیزی افزودن
to add something to something
به جمع افزودن
to add to the group
Wird oft verwechselt mit
'Peyvastan' (to join) is used when a person or entity becomes part of a group or place. 'Afzudan' is for adding an object or quantity to something else.
'Kam kardan' is the direct opposite of 'afzudan', meaning to subtract or reduce.
Grammatikmuster
How to Use It
Nutzungshinweise
The verb 'afzudan' is very common in everyday Persian. It can be used in both spoken and written contexts. While 'ezafe kardan' is often used interchangeably, 'afzudan' can sometimes sound slightly more formal or literary.
Häufige Fehler
Learners might confuse 'afzudan' with verbs like 'peyvastan' (to join) or 'kardan' (to do). Ensure the context clearly indicates adding an item or quantity.
Tips
Use 'Afzudan' for adding items.
This verb is perfect for describing the act of putting something extra into a mixture or collection.
Distinguish from 'joining'.
If someone is joining a group, use 'پیوستن' (peyvastan) instead of 'افزودن'.
Hospitality often involves adding.
In Persian culture, offering more food or drink is a sign of hospitality, a concept related to 'افزودن'.
Wortherkunft
The word 'afzudan' comes from Middle Persian and is related to the concept of increase or growth.
Kultureller Kontext
In Persian culture, offering guests more food or drink is a common gesture of hospitality, demonstrating the principle of 'adding' to what one has.
Merkhilfe
Think of 'afzudan' as 'adding fuel to the fire' – you're increasing something that's already there.
Häufig gestellte Fragen
4 Fragenدر زبان فارسی معیار، «افزودن» و «اضافه کردن» تقریباً مترادف هستند و در بیشتر موارد میتوانند به جای یکدیگر استفاده شوند. هر دو به معنی زیاد کردن یا پیوستن چیزی به چیزی دیگر هستند.
معمولاً «افزودن» متعدی است و نیاز به مفعول دارد (چیزی را افزودن). اما در برخی موارد نادر، میتواند به صورت لازم به کار رود و به معنی «زیاد شدن» یا «رشد کردن» باشد.
اگر منظور شما صرفاً «پیوستن» به یک گروه یا مکان است، فعل «پیوستن» مناسبتر است. همچنین برای اضافه کردن مدارک یا فایلها به صورت رسمی، «ضمیمه کردن» کاربرد بیشتری دارد.
خیر، «افزودن» در هر دو سطح زبانی رسمی و غیررسمی کاربرد دارد و انتخاب بین آن و «اضافه کردن» بیشتر به سلیقه یا عادت گوینده بستگی دارد.
Teste dich selbst
لطفاً دو قاشق چایخوری نمک به ___.
کلمه «اضافه کنید» به معنی افزودن است و با جمله مطابقت دارد.
کدام فعل به معنی «اضافه کردن» است؟
«افزودن» مترادف «اضافه کردن» است.
کلمات: من، آب، به، چای، اضافه کردم
این ساختار صحیحترین حالت برای بیان اضافه کردن آب به چای است.
Ergebnis: /3
Summary
Afzudan means to add something to something else, increasing its quantity or number.
- To add something to something else.
- Common in cooking, math, and social contexts.
- Synonymous with 'اضافه کردن'.
Use 'Afzudan' for adding items.
This verb is perfect for describing the act of putting something extra into a mixture or collection.
Distinguish from 'joining'.
If someone is joining a group, use 'پیوستن' (peyvastan) instead of 'افزودن'.
Hospitality often involves adding.
In Persian culture, offering more food or drink is a sign of hospitality, a concept related to 'افزودن'.
Beispiele
4 von 4لطفاً کمی شکر به چای من اضافه کنید.
Please add a little sugar to my tea.
دولت برای کنترل تورم، سیاستهای پولی جدیدی را افزود.
The government introduced new monetary policies to control inflation.
یه سیبزمینی دیگه هم بنداز تو غذا.
Throw another potato into the food.
این تحقیق، دادههای جدیدی به دانش موجود افزود.
This research added new data to the existing knowledge.
Related Content
Verwandtes Vokabular
Mehr general Wörter
عادتوار
C1As a matter of habit; habitually.
عادی
A1Conforming to the usual or standard type; normal or ordinary.
عافیت
B2Well-being; the state of being comfortable, healthy, or happy.
عاجل
B2Requiring immediate attention or action; urgent.
عاقبت
C1The outcome or result of an action or event.
عاقل
A1Having or showing experience, knowledge, and good judgment; wise.
عالمگیر
C1Universal, worldwide, or affecting all parts of the world.
عالی
A1Excellent; extremely good or outstanding.
عام
B1General, common, public.
اعم از
B2Including; whether (used to introduce options).