A1 noun #3,500 پرکاربردترین

سُكَّر

sukkar

مترادف‌ها

حَلَاوَة شَهْد قَنْد

محتوای مرتبط

واژه‌های بیشتر Food & Cooking

أَكَلَ

A1

خوردن غذا با جویدن و بلعیدن آن.

زيت

A1

روغن (Roghan). برای پخت و پز یا ماشین آلات استفاده می شود. مثال: من به روغن زیتون نیاز دارم.

شَرِبَ

A1

نوشیدن مایعات.

أرز

A1

برنج یک دانه خوراکی است که غذای اصلی بسیاری از مردم جهان است و به صورت کته یا پلو پخته می‌شود.

دَجَاج

A1

مرغ یک نوع پرنده خانگی است.

لحم

A1

گوشت یک حیوان (به ویژه پستانداران) که به عنوان غذا استفاده می شود.

لَحْم

A1

گوشت حیوان که به عنوان غذا مصرف می‌شود، به ویژه گوشت قرمز مانند گوشت گاو یا گوسفند. در عربی از مرغ و ماهی متمایز است. مثال: من گوشت کباب شده را خیلی دوست دارم (أنا أحب اللحم المشوي كثيراً). گوشت در غذاهای سنتی خاورمیانه نقش مهمی دارد (اللحم يلعب دوراً مهماً في الأطباق التقليدية).

فواكه

A1

میوه ها بخش های خوراکی گیاهان هستند. 'فواکه' جمع 'فاکهه' است.

بيض

A1

تخم مرغ یک شیء بیضی شکل است که توسط پرندگان گذاشته می‌شود و به عنوان غذا مصرف می‌شود.

دجاج

A1

مرغ/جوجه. پرنده مزرعه‌ای رایج که برای گوشت و تخم‌مرغ نگهداری می‌شود.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!