ungerade
مثال
Drei ist eine ungerade Zahl.
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر numbers
abrunden
A2این فعل یعنی گرد کردن یه چیزی یا یه صحبت رو قشنگ تموم کردن.
absolut
A2مطلق؛ کامل و بدون هیچ قید و شرطی.
abziehen
A2یعنی یه قسمتی از یه کل رو کم کنی، مثلاً از یه قبض پول کم کنی.
addieren
A2جمع کردن به معنای ترکیب دو یا چند عدد برای به دست آوردن یک کل است. این یک عملیات پایه ریاضی است.
analysieren
A2تجزیه و تحلیل کردن
angeben
A21. اظهار کردن، قید کردن (اطلاعات). مثال: لطفا آدرس خود را قید کنید. 2. پز دادن، لاف زدن. مثال: او همیشه با ماشین جدیدش پز می دهد.
Anordnung
B1نحوه چیدمان یا مرتب کردن اشیاء در یک فضای مشخص.
anschließend
B1سپس، پس از آن. ما غذا خوردیم و سپس رفتیم.
Anstieg
B1بالا رفتن یا افزایش، که معمولاً برای قیمتها، دما یا اعداد به کار میره.
anteilig
B1این یعنی که یه چیزی به نسبت یه قسمت یا سهم مشخصی تقسیم شده یا انجام شده.