مقداراً
Quantitatively, in terms of quantity.
مثال
محصولات مقداراً بیشتر از آنچه انتظار داشتیم تولید شد.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر numbers
اعشار
B1بخش کسری یک عدد در مبنای ده.
اعشاری
B1Decimal, pertaining to decimals.
عددنویسی
B1عددنویسی به معنای نوشتن اعداد با استفاده از ارقام و رعایت قواعد ارزش مکانی است. این واژه در آموزش ریاضی کاربرد فراوانی دارد.
عددی
B1Numerical, pertaining to numbers.
عدم دقت
B1Inaccuracy or imprecision; the state of being inexact.
عرضی
B1مربوط به پهنا یا جهت افقی؛ هر چیزی که در جهت عرض قرار دارد، مانند مقطع عرضی.
اضافه
B1بخش یا مقداری که به چیزی افزوده شود؛ مازاد بر نیاز یا اندازه معمول.
افزایش یافتن
B1بیشتر شدن، بالا رفتن، زیاد شدن (فعل لازم). مثال: قیمتها افزایش یافت. دمای هوا افزایش مییابد.
افزایشی
B1Increasing, incremental, growing.
آمار
B1Statistics, census, data.