B1 verb

転勤する

تعریف

To transfer (job location); to be relocated.

verb

مثال

来月、大阪支社に転勤することになりました。

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!