瓦解
مثال
内部矛盾最终瓦解了这个强大的团队。
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر sociology
活跃
B1او در کلاس بسیار فعال است.
同化
B2فرایند همگونسازی فرهنگی یا بیولوژیکی.
趋同
B2همگرایی در استانداردهای آموزشی در حال رخ دادن است.
分化
B2To divide into different groups or types; in biology, the process where cells become specialized.
群体
B1گروهی از افراد یا موجودات که ویژگیهای مشترکی دارند.
移民
B1عمل مهاجرت دائم به یک کشور خارجی، یا شخصی که این کار را انجام داده است. این به معنی نقل مکان به یک کشور جدید است.
取向
B2جهتگیری یا تمایل به یک انتخاب خاص.
崇拜
B2To feel great admiration and respect for someone or something, often to the point of worship. It can refer to religious worship or hero worship.