تمام وقت
Full-time, occupying the whole working day.
تمام وقت به معنای اشتغال کامل در طول روز کاری است و در مقابل پاره وقت قرار دارد.
30秒でわかる単語
- Occupying the entire working day.
- Refers to full-time employment or activity.
- Opposite of part-time.
Summary
تمام وقت به معنای اشتغال کامل در طول روز کاری است و در مقابل پاره وقت قرار دارد.
- Occupying the entire working day.
- Refers to full-time employment or activity.
- Opposite of part-time.
Understand Full-Time vs. Part-Time
Recognize that 'تمام وقت' implies a commitment of the entire standard workday, unlike 'پاره وقت'.
Check Specific Hours
While generally 40 hours, the exact definition of 'تمام وقت' can vary, so always clarify if needed.
Work-Life Balance Discussions
'تمام وقت' is a key term in conversations about work-life balance and career commitments in Iran.
例文
4 / 4من به عنوان یک برنامهنویس تمام وقت کار میکنم.
I work as a full-time programmer.
دانشگاه دورههای تمام وقت و پاره وقت ارائه میدهد.
The university offers full-time and part-time courses.
او تصمیم گرفت کار تمام وقت خود را رها کند و کسب و کار خودش را راه بیندازد.
She decided to quit her full-time job and start her own business.
برای این موقعیت شغلی، سابقه کار تمام وقت الزامی است.
For this job position, full-time work experience is mandatory.
語族
覚え方のコツ
Think of 'تمام' as 'total' and 'وقت' as 'time'. So, 'تمام وقت' means 'total time' dedicated to work during the day.
Overview
«تمام وقت» صفتی در زبان فارسی است که به معنای «کل روز کاری» یا «تمام ساعات کاری» است. این عبارت معمولاً برای توصیف شغل، کار، یا فعالیتی به کار میرود که مستلزم حضور یا اشتغال کامل در طول ساعات کاری استاندارد (معمولاً ۸ ساعت در روز و ۴۰ ساعت در هفته) است. در مقابل، «پاره وقت» قرار دارد که به معنای اشتغال کمتر از ساعات استاندارد است.
این صفت معمولاً قبل از اسمهایی مانند «شغل»، «کار»، «کارمند»، «دانشجو»، «دوره»، «برنامه» و غیره میآید تا ماهیت تماموقت بودن آنها را مشخص کند. همچنین میتواند به صورت قیدی برای توصیف نحوه انجام یک فعالیت به کار رود، هرچند کاربرد صفتی آن رایجتر است.
این اصطلاح به طور گسترده در زمینههای شغلی، اداری، تحصیلی و حتی در بحثهای مربوط به تعادل کار و زندگی استفاده میشود. برای مثال، وقتی کسی به دنبال شغل است، ممکن است مشخص کند که به دنبال شغل «تمام وقت» است. در دانشگاهها، دورههایی ممکن است به صورت «تمام وقت» یا «پاره وقت» ارائه شوند.
«دائم» (permanent) بیشتر به وضعیت شغلی اشاره دارد تا ساعات کاری، هرچند بسیاری از مشاغل تمام وقت، دائم نیز هستند. اما یک شغل تمام وقت میتواند موقت (مانند یک پروژه) باشد و یک شغل پاره وقت میتواند دائم باشد.
«پاره وقت» (part-time) نقطه مقابل «تمام وقت» است و به کاری اشاره دارد که ساعات کمتری نسبت به یک شغل تمام وقت استاندارد دارد.
«تمام عیار» (full-fledged) بیشتر برای توصیف چیزی که کاملاً توسعه یافته یا کامل است به کار میرود و ربطی به ساعات کاری ندارد، مگر اینکه در ترکیب با «شغل» یا «برنامه» استفاده شود.
使い方のコツ
The term 'تمام وقت' is very common in professional and academic contexts in Iran. It clearly distinguishes between jobs or activities requiring full daily commitment versus those that are partial. It is generally understood to mean approximately 40 hours per week, but specific company policies may vary.
よくある間違い
Learners might sometimes confuse the number of hours with the permanence of the job. Remember that 'تمام وقت' focuses on the duration of work per day/week, not necessarily job security.
覚え方のコツ
Think of 'تمام' as 'total' and 'وقت' as 'time'. So, 'تمام وقت' means 'total time' dedicated to work during the day.
語源
The term is a direct Persian translation of the English concept 'full-time'. 'تمام' means 'all' or 'complete', and 'وقت' means 'time'. It's a straightforward and literal construction.
文化的な背景
In Iranian culture, like many others, the concept of a 'تمام وقت' job is often associated with stability and career progression. It's the standard expectation for many individuals entering the workforce.
例文
من به عنوان یک برنامهنویس تمام وقت کار میکنم.
everydayI work as a full-time programmer.
دانشگاه دورههای تمام وقت و پاره وقت ارائه میدهد.
academicThe university offers full-time and part-time courses.
او تصمیم گرفت کار تمام وقت خود را رها کند و کسب و کار خودش را راه بیندازد.
everydayShe decided to quit her full-time job and start her own business.
برای این موقعیت شغلی، سابقه کار تمام وقت الزامی است.
formalFor this job position, full-time work experience is mandatory.
語族
よく使う組み合わせ
よく使うフレーズ
کار تمام وقت کردن
to work full-time
به صورت تمام وقت
on a full-time basis
よく混同される語
'تمام وقت' implies working the entire standard workday, whereas 'پاره وقت' (part-time) refers to working fewer hours than a standard full-time schedule.
'تمام وقت' (full-time) describes the number of hours worked, while 'دائم' (permanent) describes the nature of employment security, indicating it's not temporary or fixed-term.
文法パターン
Understand Full-Time vs. Part-Time
Recognize that 'تمام وقت' implies a commitment of the entire standard workday, unlike 'پاره وقت'.
Check Specific Hours
While generally 40 hours, the exact definition of 'تمام وقت' can vary, so always clarify if needed.
Work-Life Balance Discussions
'تمام وقت' is a key term in conversations about work-life balance and career commitments in Iran.
自分をテスト
جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:
او به دنبال یک شغل ______ است تا بتواند تمام وقت روی پروژههایش کار کند.
کلمه «تمام وقت» با مفهوم کار کردن روی پروژهها در طول روز سازگار است.
کدام گزینه بهترین تعریف برای «تمام وقت» است؟
کدام گزینه به بهترین شکل معنای «تمام وقت» را توصیف میکند؟
این گزینه به طور دقیق به مفهوم اشتغال کامل در طول روز کاری اشاره دارد.
کلمات زیر را مرتب کنید تا یک جمله معنیدار بسازید:
کار - من - تمام وقت - هستم - در
این ترتیب کلمات یک جمله صحیح و رایج را تشکیل میدهد.
スコア: /3
よくある質問
4 問«تمام وقت» به شغلی اطلاق میشود که ساعات کاری استاندارد یک روز کامل را پوشش میدهد (معمولاً ۴۰ ساعت در هفته). «پاره وقت» به شغلی گفته میشود که ساعات کاری کمتری دارد.
خیر، «تمام وقت» میتواند برای توصیف فعالیتهای دیگر مانند تحصیل، دوره آموزشی، یا حتی یک پروژه نیز به کار رود تا نشان دهد که تمام زمان و تمرکز فرد را به خود اختصاص میدهد.
نه لزوماً. یک شغل تمام وقت میتواند موقت باشد، مثلاً برای یک دوره مشخص یا یک پروژه. اما در بسیاری از موارد، مشاغل تمام وقت، دائمی هستند.
به طور کلی، ۴۰ ساعت کار در هفته به عنوان تمام وقت در نظر گرفته میشود، اما این عدد ممکن است بسته به کشور، صنعت و توافقات شغلی کمی متفاوت باشد.
関連フレーズ
関連語彙
workの関連語
عایدی
B1Earnings, income; money received, especially on a regular basis, for work or investments.
عملکرد
B1Performance; the action or process of carrying out or accomplishing an action, task, or function.
عمل کردن
A2To perform an action or function; to operate.
عملی
B1Practical, functional; relating to actual experience or use.
عملیاتی
B1Operational, functional, practical.
اضافه کار
B2Work done in addition to one's regular working hours.
اضافه کاری
B1Overtime; time spent working in addition to one's normal working hours.
اضافه کاری کردن
B1To do overtime; to work beyond normal working hours.
اداره
A1A place where administrative work is done; an office.
اداره کردن
B1To manage, run, or administer an organization or task.