المبني للمجهول المركب: 'كان قد فُعل' (شده بود)
Grammar Rule in 30 Seconds
Use the Past Perfect Passive to describe an action that was completed before another point in the past.
- Use the past participle (بن ماضی + ه) of the main verb.
- Add the past participle of 'to be' (شده) followed by 'bud' (بود).
- The subject of the active sentence becomes the agent or is omitted entirely.
نظرة عامة
شدن (shodan) الذي يعني «يصبح». عندما نصل إلى مستوى C1، يصبح استخدام الأزمنة المركبة للمبني للمجهول مثل شده بود (كان قد فُعِل) ضرورة ملحة للارتقاء بأسلوبك في الكتابة الأكاديمية والخطاب الرسمي. هذا النوع من القواعد يمنحك القدرة على إزاحة التركيز من «الفاعل» (الذي قد يكون مجهولاً أو غير مهم) إلى «الحدث» نفسه.درس نوشته شده بود (الدرس كان قد كُتِب). الفرق الجوهري هنا هو أن الفارسية تستخدم صيغة «اسم المفعول» (Past Participle) متبوعة بتصريف الفعل المساعد، مما يجعلها أكثر دقة في تحديد الزمن مقارنة بالعربية التي قد تكتفي بصيغة واحدة للمجهول وتعتمد على سياق الجملة لتحديد الزمن الماضي أو التام. فهمك لهذا النظام سيجعلك تتحدث الفارسية بطلاقة تفوق المتحدثين العاديين، حيث ستتمكن من التحكم في «الزمن» و«الحالة» بدقة متناهية.شدن). في اللغة العربية، نحن نعتمد على «التغيير الصرفي» للفعل (نقل الفعل من المعلوم إلى المجهول)، بينما تعتمد الفارسية على «التركيب التحليلي». الفعل شدن هنا ليس مجرد فعل، بل هو المحرك الذي يحمل علامات الزمن (الماضي، الحاضر، التام) والضمائر.شده بود (shodeh bood)، فنحن نستخدم «اسم مفعول» الفعل شدن وهو شده (أصبح/مُصبح)، ثم نلحقه بـ بود (كان). النتيجة هي «كان قد أصبح مكتوباً»، وهو ما يعادل في العربية «كان قد كُتِب».شدن فقط. هذا يشبه إلى حد ما استخدام «كان» كفعل مساعد في العربية، لكن الفارسية تجبرك على استخدام اسم المفعول دائماً. في العربية، قد نقول «التقرير قد أُنهي»، بينما في الفارسية نقول گزارش تمام شده است (التقرير أصبح مُنهى).شده بود لترتيب الأحداث في القصص أو التقارير، حيث تضع حدثاً في الماضي البعيد (المبني للمجهول) قبل حدث آخر في الماضي البسيط، مما يخلق تسلسلاً زمنياً احترافياً يشبه تماماً الـ Past Perfect Passive في اللغات الغربية ولكنه يتماشى مع الروح الفارسية التي تعشق الدقة.شدن حسب الزمن).نوشتن - كَتَبَ) |شده بود | كان قد كُتِب | نوشته شده بود |شده است | قد كُتِب (للتو/مؤخراً) | نوشته شده است |شده باشد | ربما قد كُتِب | نوشته شده باشد |شدن إلزامي |شده بود.- 1في التقارير الرسمية: عندما تصف إجراءً تم في الماضي قبل إجراء آخر. مثال:
مدارک قبل از جلسه آماده شده بود(كانت الوثائق قد جُهِّزت قبل الاجتماع). هنا نستخدمشده بودلنؤكد أن التحضير انتهى تماماً قبل بدء الجلسة. - 2لرفع الحرج أو المسؤولية: إذا كنت في اجتماع عمل وتريد الإشارة إلى خطأ دون توجيه أصابع الاتهام لشخص معين، استخدم المجهول. مثال:
اشتباهی در محاسبات انجام شده بود(كان قد تم خطأ في الحسابات). هذه الجملة ذكية جداً لأنها لا تقول «أنت أخطأت»، بل تقول «حدث الخطأ». - 3في السرد الأدبي: لتهيئة القارئ لحدث ماضٍ بعيد. مثال:
در آن زمان، شهر توسط دشمن محاصره شده بود(في ذلك الوقت، كانت المدينة قد حوصرت من قبل العدو). هذا الاستخدام يضفي طابعاً درامياً وتاريخياً على النص.
- 1خطأ في تصريف
شدن: يميل المتحدث بالعربية إلى نسيان تصريف الفعل المساعد والاكتفاء بـشدهفقط. السبب هو التداخل اللغوي (L1 Interference)؛ فنحن في العربية نكتفي بكلمة واحدة للمجهول (كُتِب)، فيظن الطالب أننوشتهوحدها تكفي. الصواب هو تذكر أنشدههنا تعمل كاسم مفعول، وتحتاج دائماً إلىبودأواستلتكتمل الجملة. - 2الخلط بين الماضي البسيط والمبني للمجهول المركب: أحياناً يستخدم الطالب
نوشته شد(كُتِبَ - ماضٍ بسيط) عندما يقصدنوشته شده بود(كان قد كُتِبَ - ماضٍ بعيد). هذا يحدث لأن العربية لا تفرق دائماً بينهما في سياق المجهول بنفس الوضوح. تذكر دائماً: إذا كان الحدث قد اكتمل قبل نقطة زمنية أخرى في الماضي، استخدمشده بود. - 3استخدام الفاعل مع المجهول: يقع البعض في خطأ إضافة الفاعل بعد
توسط(من قبل) بشكل مبالغ فيه. في الفارسية، كما في العربية، يفضل حذف الفاعل تماماً في المجهول. استخدامتوسطبكثرة يجعل الجملة تبدو «مترجمة» من لغة أجنبية وليست فارسية أصيلة.
نوشته شد | ماضٍ بسيط مجهول (وقع الحدث) | نامه نوشته شد (كُتِبَ الخطاب) |نوشته شده بود | ماضٍ بعيد مجهول (اكتمل قبل الماضي) | نامه نوشته شده بود (كان الخطاب قد كُتِب) |نوشته میشود | مضارع مجهول (يُكتب الآن/عادة) | نامه نوشته میشود (يُكتب الخطاب) |نوشته شد و نوشته شده بود هو «الاستمرارية الزمنية». نوشته شد هي نقطة في الماضي، أما نوشته شده بود فهي حالة استقرت في الماضي قبل حدث آخر. تخيل أنك تحكي قصة؛ نوشته شد هي الفعل الذي تحكيه، و نوشته شده بود هي الخلفية التي حدثت قبل أن تبدأ القصة.- 1س: هل يمكن استخدام
گشتهبدلاً منشدهكفعل مساعد؟
گشته بود بدلاً من شده بود. لكن في الفارسية الحديثة (C1)، شده بود هي المعيار والأكثر شيوعاً.- 1س: هل يؤثر جنس الفاعل (مذكر/مؤنث) على تركيب المجهول؟
نامه نوشته شده بود (الخطاب - مذكر بالعربية) و کتاب نوشته شده بود (الكتاب - مذكر بالعربية) تستخدم نفس الصيغة تماماً.- 1س: متى أستخدم المبني للمجهول في الفارسية؟
Past Perfect Passive Conjugation
| Person | Affirmative | Negative | Interrogative |
|---|---|---|---|
|
1st Sing.
|
نوشته شده بودم
|
نوشته نشده بودم
|
آیا نوشته شده بودم؟
|
|
2nd Sing.
|
نوشته شده بودی
|
نوشته نشده بودی
|
آیا نوشته شده بودی؟
|
|
3rd Sing.
|
نوشته شده بود
|
نوشته نشده بود
|
آیا نوشته شده بود؟
|
|
1st Plur.
|
نوشته شده بودیم
|
نوشته نشده بودیم
|
آیا نوشته شده بودیم؟
|
|
2nd Plur.
|
نوشته شده بودید
|
نوشته نشده بودید
|
آیا نوشته شده بودید؟
|
|
3rd Plur.
|
نوشته شده بودند
|
نوشته نشده بودند
|
آیا نوشته شده بودند؟
|
Meanings
This construction expresses an action that was completed prior to another past event or time reference.
Completed Prior Action
An action finished before another past point.
“غذا خورده شده بود.”
“در بسته شده بود.”
Reference Table
| الزمن | القاعدة | مثال فارسي | الترجمة |
|---|---|---|---|
|
الماضي النقلي المجهول
|
اسم المفعول + شده است
|
نوشته شده است
|
لقد كُتب / قد كُتب
|
|
الماضي البعيد المجهول
|
اسم المفعول + شده بود
|
فرستاده شده بود
|
كان قد أُرسل
|
|
المضارع الالتزامي المجهول
|
اسم المفعول + شده باشد
|
انجام شده باشد
|
يحتمل أن يكون قد أُنجز
|
|
المستقبل المجهول (رسمي)
|
اسم المفعول + خواهد شد
|
ساخته خواهد شد
|
سوف يُبنى
|
|
الماضي البعيد المجهول المنفي
|
اسم مفعول منفي + شده بود
|
گفته نشده بود
|
لم يكن قد قيل
|
طيف الرسمية
کار به اتمام رسیده بود. (Professional/Daily)
کار انجام شده بود. (Professional/Daily)
کار تموم شده بود. (Professional/Daily)
کار ردیف شده بود. (Professional/Daily)
مصفوفة نهايات المجهول المعقد
ماضي بعيد مجهول
- شده بود had been
ماضي نقلي مجهول
- شده است has been
التزامي مجهول
- شده باشد must/might have been
المعلوم vs المجهول (الماضي البعيد)
كيف تبني الماضي البعيد المجهول
ما هو الجذر الماضي للفعل الأساسي؟
أضف 'ه' (eh) لتحويله لاسم مفعول
أضف 'شده بود' (shodeh bood) المصرفة
متى نستخدم هذه الصيغة فعلياً؟
الأخبار والصحافة
- • گفته شده است (لقد قيل)
- • گزارش شده بود (كان قد أُبلغ)
الإيميلات الرسمية
- • فرستاده شده بود (كان قد أُرسل)
- • درخواست رد شده بود (كان الطلب قد رُفض)
الافتراضات والشكوك
- • باید پاک شده باشد (لا بد أنه قد حُذف)
أمثلة حسب المستوى
کار انجام شده بود.
The work had been done.
غذا خورده شده بود.
The food had been eaten.
نامه نوشته شده بود.
The letter had been written.
در باز شده بود.
The door had been opened.
وقتی رسیدم، خانه تمیز شده بود.
When I arrived, the house had been cleaned.
همه چیز آماده شده بود.
Everything had been prepared.
ماشین تعمیر شده بود.
The car had been repaired.
فیلم دیده شده بود.
The movie had been watched.
قبل از جلسه، گزارش فرستاده شده بود.
Before the meeting, the report had been sent.
آنها گفته بودند که کار تمام شده بود.
They had said that the work had been finished.
قبل از باران، لباسها جمع شده بود.
Before the rain, the clothes had been collected.
پنجرهها شکسته شده بود.
The windows had been broken.
تصمیم گرفته شده بود که پروژه متوقف شود.
It had been decided that the project should stop.
او متوجه شد که قبلاً به او گفته شده بود.
He realized that he had already been told.
قبل از اینکه پلیس برسد، شواهد پاک شده بود.
Before the police arrived, the evidence had been cleared.
تمام بلیطها فروخته شده بود.
All the tickets had been sold.
اگر زودتر اطلاع داده شده بود، ما میتوانستیم کمک کنیم.
If it had been informed earlier, we could have helped.
این قانون سالها پیش تصویب شده بود.
This law had been passed years ago.
او احساس میکرد که به او خیانت شده بود.
He felt that he had been betrayed.
قبل از شروع فصل، زمین آماده شده بود.
Before the season started, the ground had been prepared.
گفته میشد که این قلعه قرنها پیش ساخته شده بود.
It was said that this castle had been built centuries ago.
او چنان رفتار میکرد که انگار به او توهین شده بود.
He behaved as if he had been insulted.
قبل از مداخله، توافقنامه امضا شده بود.
Before the intervention, the agreement had been signed.
او از اینکه به او دروغ گفته شده بود، عصبانی بود.
He was angry that he had been lied to.
سهل الخلط
Learners confuse 'shod' (was done) with 'shode bud' (had been done).
Learners confuse 'shode ast' (has been done) with 'shode bud' (had been done).
Learners confuse 'neveshte bud' (he had written) with 'neveshte shode bud' (it had been written).
أخطاء شائعة
کار شد بود
کار انجام شده بود
کار انجام شد
کار انجام شده بود
کار انجام بود
کار انجام شده بود
کار شده بود انجام
کار انجام شده بود
او نوشته شده بود
نامه نوشته شده بود
نامه نوشته بود
نامه نوشته شده بود
نامه نوشته شده بودی
نامه نوشته شده بود
نامه توسط من نوشته شده بود
نامه نوشته شده بود
نامه نوشته شده بودش
نامه نوشته شده بود
نامه نوشته شده بودند
نامه نوشته شده بود
نامه نوشته شده بود که من خواندم
نامهای که نوشته شده بود را خواندم
نامه نوشته میشد بود
نامه نوشته شده بود
نامه نوشته شده بودی
نامه نوشته شده بود
نامه نوشته شده بودهام
نامه نوشته شده بود
أنماط الجُمل
وقتی ___ رسیدم، کار ___ شده بود.
قبل از اینکه ___، همه چیز ___ شده بود.
آیا ___ قبلاً ___ شده بود؟
___ توسط ___ نوشته شده بود.
Real World Usage
نتایج قبلاً تحلیل شده بود.
مظنون دستگیر شده بود.
عکسها پاک شده بود.
پیام فرستاده شده بود.
پروژه با موفقیت انجام شده بود.
هتل رزرو شده بود.
إياك تترجم 'كان' حرفياً
مكان أداة النفي 'نا'
الإيرانيين بيحبوا المبني للمعلوم
Smart Tips
Use this to describe the setting before the main character enters.
Use this to explain the state of evidence.
Use this to explain why something wasn't ready.
Use this to list completed tasks.
النطق
Stress
Stress usually falls on the 'e' of the participle.
Falling
کار انجام شده بود. ↘
Statement of fact.
احفظها
وسيلة تذكّر
Think of 'Shode Bud' as the 'Already Done' button in the past.
ربط بصري
Imagine a dusty, finished book on a shelf. It had been written long ago.
Rhyme
Past participle with 'e' at the end, add 'shode bud' to be your friend.
Story
The detective walked into the room. The window had been broken (شکسته شده بود). The safe had been opened (باز شده بود). Everything had been stolen (دزدیده شده بود).
Word Web
تحدٍّ
Write 3 sentences about what had been done in your house before you woke up today.
ملاحظات ثقافية
In spoken Tehrani, 'shode bud' often becomes 'shode bud' or even 'shode buda' in very fast speech.
The construction derives from the Old Persian passive participle combined with the auxiliary 'to be'.
بدايات محادثة
وقتی به خانه رسیدی، چه چیزی آماده شده بود؟
آیا قبل از شروع کلاس، تکالیف انجام شده بود؟
در مورد پروژهای که تمام شده بود توضیح بده.
آیا تا به حال چیزی برایت فرستاده شده بود که نرسیده باشد؟
مواضيع للكتابة اليومية
أخطاء شائعة
Test Yourself
تا قبل از رسیدن پلیس، در گاوصندوق شکسته ___.
اختر الجملة الصحيحة قواعدياً:
پنجرهها بسته شده نبودند.
Score: /3
تمارين تطبيقية
8 exercisesنامه قبلاً ___ (نوشتن).
Find and fix the mistake:
غذا خورده شد بود وقتی رسیدم.
کدام جمله صحیح است؟
شده / بود / نامه / نوشته
The car had been repaired.
نوشتن -> ?
A: چرا در بسته بود؟ B: چون قبلاً ___.
Use: گزارش / فرستاده / شده / بود
Score: /8
Practice Bank
10 exercisesاخیراً مقاله جدیدی درباره این موضوع نوشته ___.
ماشین دزدید شده بود.
رتب الكلمات:
ترجم للفارسية: 'يجب أن تكون الرسالة قد أُرسلت.'
أي جملة منفية هي الصحيحة؟
وصل بشكل صحيح:
این بیمارستان سال آینده ساخته __.
اختر الترجمة الصحيحة:
پنجرهها توسط باد باز کرده بود.
اختر الترجمة الصحيحة لـ 'لقد قيل إن...':
Score: /10
الأسئلة الشائعة (8)
Yes, when combined with a past participle, it forms the passive voice.
No, 'shode bud' is strictly passive. Use 'karde bud' for active.
It is common in formal speech and storytelling.
Add 'na' to 'shode': 'neveshte nashode bud'.
Yes, 'bud' becomes 'budand' for plural.
Because it indicates a completed state.
Yes, but it sounds very formal.
Rarely, unless the tone is formal.
Scaffolded Practice
1
2
3
4
Mastery Progress
Needs Practice
Improving
Strong
Mastered
In Other Languages
Past Perfect Passive
English is more flexible with agent inclusion.
Pluscuamperfecto pasivo
Spanish requires agreement of the participle with the subject.
Plus-que-parfait passif
French has more complex auxiliary rules.
Plusquamperfekt Passiv
German word order is much more rigid.
Passive Past Perfect
Japanese passive is often used for 'adversative' meanings.
Past Perfect Passive
Arabic passive is formed by internal vowel changes.
Learning Path
Prerequisites
فيديوهات ذات صلة
Related Grammar Rules
زمن المستقبل الرسمي: سأذهب (khāham raft)
تخيل مشاهدة نشرة أخبار فارسية، وفجأة تبدو الأفعال درامية وشاعرية بشكل لا يصدق. لن تسمع هذه الأفعال في سيارة أجرة أو في م...
الماضي قبل الماضي: الماضي البعید (Past Perfect)
### Overview يعتبر زمن «الماضي البعيد» أو ما يُعرف في النحو الفارسي بـ `گذشته بعید` (Gozashteh-ye ba'id) أحد أهم الأركا...
الفعل المتمرد: "يملك" (dāshtan) في المضارع (بدون mi-!)
Overview هل لاحظت يومًا كيف ترفض بعض الأفعال ببساطة اتباع القواعد؟ في اللغة الفارسية، `dāshtan` (يملك) هو المتمرد الأكبر...
الأفعال المستمرة في الفارسية: الفعل المساعد 'داشتن'
### Overview أهلاً بك يا صديقي في رحلة التعمق في قواعد اللغة الفارسية. بصفتي معلماً يشاركك الخلفية اللغوية العربية، أدر...
المضارع الالتزامي في الفارسية: الشك والرغبة (مضارع التزامی)
Overview يحب المتحدثون بالفارسية القليل من عدم اليقين. في اللغة الإنجليزية، غالبًا ما نستخدم المصدر أو جملة بسيطة تبدأ ب...