B1 adjective محايد #5,000 الأكثر شيوعاً 1 دقيقة للقراءة

بد طعم

bad ta'm /bæd tæm/ (approximate)

Bad-tasting describes anything with an unpleasant flavor.

الكلمة في 30 ثانية

  • Describes an unpleasant or unpalatable taste.
  • Commonly used for food, drinks, and medicine.
  • Indicates a negative sensory experience.

Overview

«بد طعم» صفتی است که برای بیان مزه‌ی ناخوشایند یا غیرقابل تحمل به کار می‌رود. این واژه معمولاً برای توصیف غذا، نوشیدنی، دارو یا هر ماده‌ی دیگری که حس چشایی را آزار می‌دهد، استفاده می‌شود. این صفت نشان‌دهنده‌ی تجربه‌ای منفی در هنگام چشیدن چیزی است و می‌تواند از خفیف تا بسیار شدید متغیر باشد.

این صفت به طور مستقیم قبل از اسم یا بعد از فعل ربطی (مانند «بودن»، «شدن»، «به نظر رسیدن») می‌آید. مثال: «این غذا بد طعم است.» یا «طعم این دارو خیلی بد طعم بود.» همچنین می‌تواند به صورت توصیفی برای بیان کلیت یک تجربه به کار رود: «تجربه‌ی تلخی بود، طعمش هنوز زیر زبانم مانده.»

رایج‌ترین کاربرد «بد طعم» در مورد غذا و نوشیدنی است. مثلاً غذایی که فاسد شده، بیش از حد پخته یا با مواد نامناسبی طعم‌دار شده باشد، «بد طعم» توصیف می‌شود. در مورد داروها نیز این صفت زیاد به کار می‌رود، زیرا بسیاری از داروها طعم تلخ یا ناخوشایندی دارند. گاهی اوقات در توصیف دود سیگار، هوای آلوده یا حتی برخی احساسات منفی (به صورت مجازی) نیز از این واژه استفاده می‌شود.

«ناگوار» (unpleasant/distasteful) واژه‌ای نزدیک به «بد طعم» است، اما «ناگوار» می‌تواند علاوه بر طعم، شامل بو و حتی جنبه‌های دیگر یک تجربه نیز باشد. «تلخ» (bitter) به طور خاص به یکی از طعم‌های اصلی اشاره دارد و «بد طعم» مفهومی کلی‌تر است. «نامطبوع» (unpleasant) نیز واژه‌ای عام‌تر است که می‌تواند برای توصیف صدا، بو، منظره و غیره نیز به کار رود، در حالی که «بد طعم» محدود به حس چشایی است.

أمثلة

1

این ماهی که پخته‌ای خیلی بد طعم شده است.

everyday

This fish you've cooked has become very unpalatable.

2

طعم داروهای دوران کودکی اغلب بد طعم و تلخ بود.

nostalgic

The taste of childhood medicines was often bad-tasting and bitter.

3

وای! این قهوه چقدر بد طعم است!

informal

Yuck! How bad-tasting this coffee is!

4

برخی از مواد شیمیایی صنعتی می‌توانند بوی بسیار بد طعمی داشته باشند.

technical

Some industrial chemicals can have a very unpalatable odor.

تلازمات شائعة

طعم بد طعم Bad taste
غذای بد طعم Unpalatable food
داروی بد طعم Bad-tasting medicine

العبارات الشائعة

طعمش بد طعم بود

Its taste was unpalatable

این غذا خیلی بد طعم است

This food is very unpalatable

یک داروی بد طعم

A bad-tasting medicine

يُخلط عادةً مع

بد طعم vs بی مزه (bland, tasteless)

Bland means lacking strong flavor, while 'bad-tasting' implies a negative flavor. Something tasteless has no flavor, whereas something bad-tasting has an unpleasant one.

بد طعم vs تلخ (bitter)

Bitter refers to a specific taste sensation (like that of coffee or certain vegetables). 'Bad-tasting' is a broader term for any unpleasant flavor.

أنماط نحوية

اسم + بد طعم (مثال: غذای بد طعم) فعل ربطی + بد طعم (مثال: غذا بد طعم است) بد طعم + کردن/شدن (مثال: غذا بد طعم شد)

How to Use It

ملاحظات الاستخدام

This adjective is primarily used to describe sensory experiences, especially taste. It's quite common in everyday conversation when discussing food or drinks. While it can be used metaphorically, its core meaning relates directly to flavor.


أخطاء شائعة

Learners sometimes confuse 'bad-tasting' with 'tasteless' (بی مزه). Remember that 'bad-tasting' implies a negative flavor, not the absence of flavor. Also, avoid using it for things that are merely neutral in taste.

Tips

💡

Focus on the Unpleasant Flavor

Use 'bad-tasting' (بد طعم) specifically when the taste itself is the problem.

⚠️

Avoid Overuse for Neutral Tastes

Don't use 'bad-tasting' for things that are simply bland or tasteless; use 'بی مزه' instead.

🌍

Food is Key Context

In Persian culture, discussing the taste of food is very common, making 'bad-tasting' a frequently encountered adjective.

أصل الكلمة

The word is a simple compound of 'بد' (bad) and 'طعم' (taste/flavor). It's a straightforward and descriptive term in Persian.

السياق الثقافي

In Persian cuisine and dining culture, taste is highly valued. Describing food as 'bad-tasting' is a direct criticism, while praising food as 'خوش طعم' (tasty) is a significant compliment.

نصيحة للحفظ

Think of 'bad taste' in English. 'بد طعم' directly translates to having a bad flavor, making it easy to remember.

الأسئلة الشائعة

4 أسئلة

«بد طعم» به معنای داشتن مزه‌ای ناخوشایند است، در حالی که «بی مزه» به معنای نداشتن طعم خاص یا مزه‌ی خنثی است. چیزی که بد طعم است، مزه‌ی بدی دارد، اما چیزی که بی مزه است، مزه‌ای ندارد یا مزه‌اش محسوس نیست.

خیر، اگرچه کاربرد اصلی آن برای غذا و نوشیدنی است، اما می‌تواند برای توصیف طعم ناخوشایند داروها، برخی دودها، یا حتی به صورت مجازی برای بیان تجربه‌ای ناخوشایند به کار رود.

می‌توانید آن را مستقیماً قبل از اسم بیاورید (مثلاً: «یک داروی بد طعم») یا بعد از افعال ربطی مانند «است»، «بود»، «شد» (مثلاً: «این سوپ بد طعم است.»).

کلمات «ناگوار»، «نامطبوع» (وقتی به طعم اشاره دارد) و «زننده» (برای طعم‌های بسیار قوی و ناخوشایند) می‌توانند به عنوان مترادف یا کلمات نزدیک به «بد طعم» استفاده شوند.

اختبر نفسك

fill blank

طعم این داروی گیاهی خیلی ______ بود و به سختی آن را خوردم.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: بد طعم

کلمه «بد طعم» به معنی مزه ناخوشایند است و با توجه به اینکه فرد به سختی دارو را خورده، این گزینه مناسب‌ترین است.

multiple choice

وقتی می‌گوییم چیزی «بد طعم» است، منظورمان چیست؟

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: طعم ناخوشایند و ناپسندی دارد.

«بد طعم» به طور مستقیم به مزه‌ی ناخوشایند و غیرقابل تحمل اشاره دارد.

sentence building

کلمات کلیدی: چای، دیروز، بد طعم، مانده

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: چای مانده بد طعم است.

این جمله به درستی از «بد طعم» برای توصیف چای مانده استفاده می‌کند.

النتيجة: /3

هل كان هذا مفيداً؟
لا توجد تعليقات بعد. كن أول من يشارك أفكاره!