گشتن
To search, look for, or wander.
Gardan signifies both searching for something and wandering around, a versatile verb in Persian.
الكلمة في 30 ثانية
- Means to search, look for something.
- Also means to wander, stroll, or go around.
- Used in both formal and informal contexts.
- Common verb in everyday Persian conversations.
Summary
Gardan signifies both searching for something and wandering around, a versatile verb in Persian.
- Means to search, look for something.
- Also means to wander, stroll, or go around.
- Used in both formal and informal contexts.
- Common verb in everyday Persian conversations.
Distinguish Search vs. Wander
Pay attention to context! 'دنبال کلید گشتم' means I searched for keys. 'در شهر گشتیم' means we wandered around the city.
Avoid 'Pakhsh Shodan' Meaning
In everyday conversation, avoid using 'گشتن' for 'to spread' or 'to disperse' unless the context is very clear and specific, as it can be confusing.
Leisurely Wandering
The 'wandering' meaning of 'گشتن' often implies a relaxed, enjoyable activity, like a tourist exploring or a local enjoying a stroll.
Abstract Searching
Advanced learners can use 'گشتن' metaphorically for abstract quests, like 'به دنبال حقیقت گشتن' (searching for truth) or 'در خاطراتش گشت' (he searched through his memories).
أمثلة
6 من 8کیف پولم را گم کردهام، باید حسابی بگردم.
I've lost my wallet, I need to search thoroughly.
عصرها دوست داریم در ساحل قدم بزنیم و بگردیم.
In the evenings, we like to walk on the beach and wander around.
نیروهای امدادی به مدت دو روز به گشتزنی در منطقه پرداختند.
The rescue forces patrolled the area for two days.
دانشجویان برای یافتن منابع تحقیق، کتابخانه را گشتند.
The students searched the library for research resources.
شرکت به دنبال نیروهای متخصص میگردد.
The company is looking for specialized personnel.
در کوچههای تنگ و تاریک شهر گشت و به دنبال خاطرات گمشدهاش بود.
He wandered through the narrow, dark alleys of the city, searching for his lost memories.
عائلة الكلمة
نصيحة للحفظ
Imagine a detective 'گشت' (gasht)ing around the crime scene looking for clues, then picture yourself 'گشت' (gasht)ing through a park on a sunny day.
Overview
«گشتن» فعلی است که در زبان فارسی بسیار رایج و چندوجهی است. درک معانی و کاربردهای متنوع آن برای فراگیری زبان فارسی ضروری است.
۱. کلیات: معنا، ظرافتها و بار معنایی
معنای اصلی و اولیه «گشتن» به عمل جستجو و یافتن اشاره دارد. وقتی میگوییم «دنبال کلید گشتم»، منظورمان این است که برای پیدا کردن کلید تلاش کردم و آن را در جاهای مختلف جستجو کردم. این معنا، حس تلاش و پیگیری را منتقل میکند. اما «گشتن» تنها به جستجوی اشیاء محدود نمیشود؛ میتوان برای یافتن اطلاعات، پاسخ سؤالات، یا حتی یافتن فردی نیز از آن استفاده کرد. «در اینترنت دنبال مطلب گشتم» یا «او را در میان جمعیت گشتم» مثالهایی از این کاربرد هستند.
معنای دوم و بسیار پرکاربرد «گشتن»، به معنای «گردش کردن»، «سیر کردن»، «قدم زدن» یا «گشت و گذار کردن» است. در این حالت، معمولاً بار معنایی مثبت و تفریحی دارد. «هفته پیش به شمال گشتیم» یعنی به شمال سفر کردیم و در آنجا گردش و تفریح کردیم. این معنا، حس حرکت، تفریح و دیدن مناظر یا مکانهای جدید را القا میکند.
معنای سوم، به مفهوم «پخش شدن»، «پراکنده شدن» یا «متغیر شدن» است. مثلاً «دود در هوا گشت» یعنی دود در هوا پخش شد. یا «رنگ پارچه زیر نور گشت» یعنی رنگ پارچه در اثر تابش نور تغییر کرد. این معنا کمتر در مکالمات روزمره شنیده میشود و بیشتر در متون ادبی یا توصیفی کاربرد دارد.
۲. الگوهای کاربرد: رسمی در برابر غیررسمی، نوشتاری در برابر گفتاری، و تفاوتهای منطقهای
«گشتن» در هر دو سطح رسمی و غیررسمی زبان فارسی به کار میرود. در مکالمات روزمره و غیررسمی، بیشتر برای معنای «گردش کردن» و «جستجو کردن» استفاده میشود. مثلاً دوستانه میپرسیم: «آخر هفته کجا گشتی؟» یا «دنبال یه کتاب خوب میگردم.»
در نوشتار رسمیتر، مانند گزارشها، مقالات علمی یا اخبار، «گشتن» ممکن است برای بیان جستجوهای دقیقتر یا توصیف پراکندگی به کار رود. مثلاً: «نیروهای امدادی به مدت سه روز به گشتزنی در منطقه پرداختند.» یا «تغییرات آب و هوایی باعث گشتن الگوهای بارش شد.»
از نظر منطقهای، تفاوت چشمگیری در کاربرد اصلی «گشتن» وجود ندارد، اما ممکن است در برخی مناطق، برای بیان معنای «گشت و گذار» از واژگان یا عبارات دیگری نیز در کنار آن استفاده شود.
۳. زمینههای رایج کاربرد: کار، مدرسه، زندگی روزمره، رسانه، ادبیات
- زندگی روزمره: «ماشینم رو توی پارکینگ گشتم»، «برای خرید عید حسابی گشتم»، «بچهها توی پارک میگشتند.»
- کار و تجارت: «در بازار دنبال مشتری گشتیم»، «برای یافتن راهحل مناسب، جلسات متعددی گشتیم.»
- تحصیل و دانشگاه: «دانشجویان برای یافتن منابع تحقیق، کتابخانه را گشتند.»
- رسانه: «پلیس در حال گشتزنی در سطح شهر است.»، «خبرنگاران به دنبال جزئیات بیشتر ماجرا گشتند.»
- ادبیات: «در باغ پر از گل گشتم و عطر دلانگیز را استشمام کردم.»، «در میان خاطرات گذشته گشت و به دنبال معنای آن روزها بود.»
۴. مقایسه با کلمات مشابه: تفاوت با مترادفهای نزدیک
- جستن: «جستن» (به خصوص در گذشته) مترادف نزدیک «گشتن» در معنای جستجو بوده است. اما امروزه «جستن» بیشتر در مفاهیم انتزاعیتر یا ادبی به کار میرود (مثلاً «حقیقت را جستن»). «گشتن» برای جستجوی عینی و ملموس رایجتر است.
- جستجو کردن: این عبارت دقیقاً مترادف «گشتن» در معنای اول است و کاربرد بیشتری در نوشتار رسمی دارد. «گشتن» کوتاهتر و در گفتار رایجتر است.
- پیمودن، سیاحت کردن، گردش کردن: اینها مترادفهای «گشتن» در معنای دوم (گردش کردن) هستند. «پیمودن» بیشتر به معنای طی کردن مسافت است. «سیاحت کردن» بار معنایی سفر و دیدن اماکن تاریخی یا طبیعی دارد. «گردش کردن» بسیار نزدیک به «گشتن» است و اغلب به جای هم استفاده میشوند، اما «گشتن» میتواند کمی حس سرگردانی یا جستجو را نیز در خود داشته باشد.
۵. سطح زبانی و لحن: چه زمانی استفاده کنیم و چه زمانی اجتناب کنیم
«گشتن» کلمهای با سطح زبانی خنثی و قابل استفاده در اکثر موقعیتهاست. در معنای «جستجو کردن»، هم در گفتار روزمره و هم در نوشتار رسمی کاربرد دارد. در معنای «گردش کردن»، بیشتر در موقعیتهای غیررسمی و دوستانه استفاده میشود، اما در گزارش سفر یا توصیف تفریحات نیز در نوشتار رسمی دیده میشود. باید از کاربرد آن در معنای «پخش شدن» در مکالمات روزمره اجتناب کرد، مگر اینکه منظور دقیقاً همین باشد.
۶. همآیندها (Collocations) رایج با توضیح در متن
- دنبال کسی/چیزی گشتن: این عبارت رایجترین همآیند برای معنای جستجو است. مثال: «تمام خانه را دنبال موبایلم گشتم ولی پیدایش نکردم.»
- در شهر گشتن: به معنای گردش کردن و قدم زدن در شهر. مثال: «عصرها دوست داریم در خیابانهای قدیمی شهر بگردیم.»
- به دنبال ... گشتن: شبیه «دنبال کسی/چیزی گشتن»، اما گاهی بار معنایی انتزاعیتری دارد. مثال: «او همیشه به دنبال آرامش میگشت.»
- گشتزنی کردن: این عبارت بیشتر در متون رسمی و خبری برای اشاره به گشتن نیروهای پلیس یا نظامی در یک منطقه به کار میرود. مثال: «پلیس برای تأمین امنیت، گشتزنی خود را افزایش داد.»
- گشتن و گذار کردن: این ترکیب بر جنبه تفریحی و طولانیتر گردش تأکید دارد. مثال: «تعطیلات نوروز فرصت خوبی برای گشتن و گذار در طبیعت است.»
- حسابی گشتن: به معنای جستجو کردن به طور جدی و کامل. مثال: «برای پیدا کردن یک هدیه مناسب، حسابی گشتم.»
ملاحظات الاستخدام
The verb 'گشتن' is highly versatile. In its 'search' meaning, it's neutral and common in both spoken and written Persian. When used for 'wandering' or 'touring', it's more informal but acceptable in travel writing. Be mindful of the context to differentiate between searching and leisurely wandering. 'گشتزنی' is a specific, more formal term for patrolling.
أخطاء شائعة
Learners sometimes confuse the direct object marker 'را'. When searching for something specific, you often use 'را' (e.g., 'کتابم را گشتم'). However, when searching in a place, you don't use 'را' for the place (e.g., 'در خانه گشتم'). Also, avoid using 'گشتن' for 'spreading' in informal contexts.
نصيحة للحفظ
Imagine a detective 'گشت' (gasht)ing around the crime scene looking for clues, then picture yourself 'گشت' (gasht)ing through a park on a sunny day.
أصل الكلمة
The word 'گشتن' originates from Middle Persian 'gastan', meaning 'to wander' or 'to roam'. It shares roots with Old Indic words related to movement and circulation, evolving to encompass both searching and traveling.
السياق الثقافي
The act of 'گشتن' (wandering) is often associated with leisure time, holidays, and exploring new places, reflecting a cultural appreciation for travel and experiencing different environments. 'گشت و گذار' is a popular activity during festivals and family outings.
أمثلة
کیف پولم را گم کردهام، باید حسابی بگردم.
everydayI've lost my wallet, I need to search thoroughly.
عصرها دوست داریم در ساحل قدم بزنیم و بگردیم.
informalIn the evenings, we like to walk on the beach and wander around.
نیروهای امدادی به مدت دو روز به گشتزنی در منطقه پرداختند.
formalThe rescue forces patrolled the area for two days.
دانشجویان برای یافتن منابع تحقیق، کتابخانه را گشتند.
academicThe students searched the library for research resources.
شرکت به دنبال نیروهای متخصص میگردد.
businessThe company is looking for specialized personnel.
در کوچههای تنگ و تاریک شهر گشت و به دنبال خاطرات گمشدهاش بود.
literaryHe wandered through the narrow, dark alleys of the city, searching for his lost memories.
بچهها در باغ انگور میگشتند و دنبال انگور رسیده میگشتند.
everydayThe children were wandering in the vineyard, looking for ripe grapes.
لطفاً آدرس دقیق را برایم بفرستید تا بتوانم آنجا را بگردم.
everydayPlease send me the exact address so I can look for it / find my way there.
عائلة الكلمة
تلازمات شائعة
العبارات الشائعة
دنبال چیزی گشتن
To look for something
در شهر گشتن
To wander around the city
گشت و گذار کردن
To go sightseeing / To hang out
به دنبال کسی/چیزی گشتن
To seek someone/something
يُخلط عادةً مع
'گشتن' is more common for physical searching (e.g., 'دنبال کلید گشتم'). 'جستن' is often used for more abstract or literary searches (e.g., 'حقیقت را جستن').
'گشتن' (in the sense of wandering) implies moving around within an area for leisure. 'پیمودن' specifically means to traverse or cover a distance (e.g., 'راه را پیمود').
'گشتن' can mean searching or wandering. 'چرخیدن' primarily means to rotate or spin, though it can sometimes overlap with 'wandering' in colloquial speech.
أنماط نحوية
Distinguish Search vs. Wander
Pay attention to context! 'دنبال کلید گشتم' means I searched for keys. 'در شهر گشتیم' means we wandered around the city.
Avoid 'Pakhsh Shodan' Meaning
In everyday conversation, avoid using 'گشتن' for 'to spread' or 'to disperse' unless the context is very clear and specific, as it can be confusing.
Leisurely Wandering
The 'wandering' meaning of 'گشتن' often implies a relaxed, enjoyable activity, like a tourist exploring or a local enjoying a stroll.
Abstract Searching
Advanced learners can use 'گشتن' metaphorically for abstract quests, like 'به دنبال حقیقت گشتن' (searching for truth) or 'در خاطراتش گشت' (he searched through his memories).
اختبر نفسك
Fill in the blank with the correct form of 'گشتن'
من تمام روز دنبال معنی این کلمه ______.
The sentence is in the past tense, first person singular ('من'), so 'گشتم' is the correct past tense form.
Choose the correct meaning of 'گشتن' in the following sentence:
آنها برای تعطیلات به شمال گشتند.
In this context, 'گشتند' implies traveling and spending time in a place for leisure, meaning 'they traveled to the north'.
Arrange the words to form a correct sentence.
دنبال / او / میگردد / کلیدش
The correct Persian sentence structure here is Subject (او) + Prepositional Phrase (دنبال کلیدش) + Verb (میگردد).
Find and fix the error in the sentence.
من دیروز در کتابخانه برای کتابم گشتم.
The verb 'گشتن' (to search) in this context requires the direct object to be marked with the 'را' accusative case marker when searching for something specific.
النتيجة: /4
وسائل تعلم بصرية
Word Family
Nouns
- گشت (patrol, tour)
- گشتوگذار (leisurely outing)
Verbs
- گشتن
Usage Contexts
Daily Life
- کلیدم را گم کردهام، باید بگردم.
- عصرها در پارک میگردیم.
Formal/News
- نیروهای امنیتی به گشتزنی در منطقه ادامه دادند.
- محققان به دنبال راهحلهای جدید میگردند.
Travel/Leisure
- هفته آینده به اصفهان میگردیم.
- از گشتن در بازارهای قدیمی لذت بردیم.
الأسئلة الشائعة
10 أسئلة«گشتن» در زبان گفتار رایجتر و کوتاهتر است، در حالی که «جستجو کردن» رسمیتر است و بیشتر در نوشتار به کار میرود. هر دو به معنای پیدا کردن چیزی هستند.
خیر، «گشتن» میتواند برای جستجوی اطلاعات، پاسخها، افراد و حتی مفاهیم انتزاعی مانند معنا یا آرامش نیز استفاده شود.
این جمله به معنای «فلانی در شهر قدم زد، گردش کرد یا وقتش را به گشت و گذار گذراند» است و معمولاً بار معنایی تفریحی یا توریستی دارد.
معمولاً معنای اصلی آن خنثی است، اما بسته به جمله میتواند بار معنایی مثبت (تفریح) یا گاهی منفی (سرگردانی، بیهوده گشتن) داشته باشد.
«گشتزنی» بیشتر در متون رسمی و خبری به کار میرود و به گشتن منظم نیروهای انتظامی یا نظامی در یک منطقه برای حفظ امنیت اشاره دارد.
بافت جمله کلیدی است. اگر صحبت از پیدا کردن چیزی باشد، یعنی جستجو. اگر صحبت از تفریح، سفر یا قدم زدن باشد، یعنی گردش.
بله، مثلاً «سگ در باغ میگشت تا استخوانش را پیدا کند» یا «گربهها شبها در کوچهها میگردند.»
عباراتی مانند «دنبال کسی/چیزی گشتن»، «در شهر گشتن»، «گشت و گذار کردن» و «حسابی گشتن» بسیار پرکاربردند.
بله، در شعر و نثر ادبی فارسی، «گشتن» برای بیان مفاهیم عمیقتر مانند جستجوی معنای زندگی یا سیر در احوالات روحی نیز به کار رفته است.
«چرخیدن» بیشتر به حرکت دورانی اشاره دارد (مثل چرخیدن زمین)، اما «گشتن» میتواند به معنای حرکت در یک مسیر یا منطقه (گردش) یا جستجو باشد.
قواعد ذات صلة
عبارات ذات صلة
مفردات ذات صلة
مزيد من كلمات general
عادتوار
C1As a matter of habit; habitually.
عادی
A1Conforming to the usual or standard type; normal or ordinary.
عافیت
B2Well-being; the state of being comfortable, healthy, or happy.
عاجل
B2Requiring immediate attention or action; urgent.
عاقبت
C1The outcome or result of an action or event.
عاقل
A1Having or showing experience, knowledge, and good judgment; wise.
عالمگیر
C1Universal, worldwide, or affecting all parts of the world.
عالی
A1Excellent; extremely good or outstanding.
عام
B1General, common, public.
اعم از
B2Including; whether (used to introduce options).