غطى
مثال
غطى الثلج الأرض بالكامل.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر weather
اختفى
A1یعنی دیگه دیده نمیشه، مثل شعبده بازی!
أمطر
A1وقتی آسمون آب گریه میکنه، میگیم 'أمطر' کرده. یعنی داره بارون میاد!
أنار
A1روشن کردن یه چیزی با نور، مثل روشن کردن چراغ.
انخفض
A1وقتی یه چیزی پایین میاد یا کوچیکتر میشه، از این کلمه استفاده میکنیم. مثل پایین اومدنِ دما!
اِنْخَفَضَ
A1قیمت مسکن در این ماه کاهش یافت.
انقشع
A2یعنی مه یا ابرها از بین میرن و آسمون دوباره صاف میشه.
ارتفع
A1قیمتها بالا رفت. (Prices rose.)
اِرْتَفَعَ
A1بالا رفتن یا افزایش یافتن.
أشرق
A1درخشیدن، به ویژه در مورد خورشید.
أَشْرَقَ
A1وقتی صبح خورشید طلوع میکنه و شروع به تابیدن میکنه.