cycle
تعریف
A series of events that are regularly repeated in the same order.
nounمثال
Le cycle de l'eau est essentiel à la vie.
مثال
Le cycle de l'eau est essentiel à la vie.
محتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر weather
canicule
A1یک دوره طولانی از گرمای شدید و مداوم.
minimale
B1کمترین مقدار یا درجه ممکن.
maximale
B1حداکثری؛ رسیدن به بالاترین درجه ممکن.
sécheresse
A1دوره طولانی بارندگی غیرمعمول کم ، که منجر به کمبود آب می شود.
dégel
B1The process of thawing; a thaw.
profondément
B1به طور عمیق؛ با عمق زیاد.
ouragan
B1واژه 'ouragan' به معنای توفان یا هوریکان است؛ یک سیستم جوی بسیار قدرتمند با بادهای شدید و بارانهای سیلآسا.
partiellement
B1به روشی که کامل یا تام نیست؛ به طور جزئی.
congère
C1توده برفی که توسط باد جمع شده است.
bise
C1باد سرد و خشکی که از شمال یا شمال شرقی میوزد و به ویژه در سوئیس و شرق فرانسه رایج است.