monnaie
مثال
In context, `monnaie` expresses: change, coins.
محتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر false_friends
acheter
A2Primary meaning: to buy.
actuel
A2فعلی، کنونی؛ که در زمان حال وجود دارد یا رخ میدهد.
actuellement
A2در حال حاضر، اکنون.
affaire
A2یک موضوع، مورد، یا معامله تجاری.
ancien
A2Primary meaning: former, old.
annoyer
A2Primary meaning: to annoy.
assister
A2شرکت کردن در یک مراسم.
attendre
A2منتظر ماندن برای کسی یا چیزی.
audience
A2جلسه دادرسی در دادگاه که در آن قضات به طرفین گوش میدهند. ملاقات رسمی که توسط یک مقام عالیرتبه اعطا میشود. میزان بینندگان یا شنوندگان یک برنامه رسانهای.
avertir
A2Primary meaning: to warn, notify.