配信
تعریف
Distribution; streaming; sending out content, especially digitally.
nounمثال
このイベントはインターネットでライブ配信される。
مثال
このイベントはインターネットでライブ配信される。
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر media
〜を通じて
A2من این خبر را از طریق یک دوست متوجه شدم.
ダウンロードする
A2دانلود کردن؛ انتقال دادهها از یک سرور به یک دستگاه محلی.
現代的
A2مدرن؛ مربوط به زمان حال یا دوران اخیر.
投稿する
A2پست کردن یا منتشر کردن چیزی در اینترنت (رسانه های اجتماعی، وبلاگ ها). ارسال یک مقاله یا دست نوشته به یک مجله یا روزنامه.
配信する
A2توزیع یا پخش محتوای دیجیتال یا اطلاعات از طریق اینترنت برای مخاطبان.
語る
A2روایت کردن، داستان گفتن یا درباره چیزی مهم صحبت کردن. برای داستانها، رویاها و تجربیات عمیق استفاده میشود.
アップロードする
A2آپلود کردن؛ انتقال دادهها از یک کامپیوتر محلی به یک سرور یا شبکه.
広告
B1یک اعلان عمومی برای تبلیغ یک محصول یا خدمات. تبلیغات اینترنتی بسیار موثر هستند.
編集する
A2ویرایش کردن؛ آمادهسازی مطالب نوشته شده یا تصویری برای انتشار.
歪曲
B2عمل تغییر یا ارائه نادرست حقایق یا اطلاعات به گونه ای که دیگر درست نباشد. تحریف.