B2 adverb 中性 1分钟阅读

به‌طور تقریبی

be-tor-e taqribi /be.to.re.tæɡribi/

Use 'be-tor-e taqribi' when you mean 'approximately' or 'around' to show an estimate.

30秒词汇

  • Indicates an estimate, not an exact figure.
  • Used for numbers, times, quantities, and general approximations.
  • Common in everyday speech and informal contexts.

Overview

«به‌طور تقریبی» یکی از قیدهای پرکاربرد در زبان فارسی است که برای بیان مقادیر، زمان‌ها، یا تخمین‌های غیردقیق به کار می‌رود. این عبارت به مخاطب این پیام را می‌رساند که عدد یا مقدار ذکر شده، کاملاً دقیق نیست، اما به مقدار واقعی بسیار نزدیک است. استفاده از این قید، لحنی غیررسمی‌تر و دوستانه‌تر به کلام می‌بخشد و نشان می‌دهد که گوینده یا نویسنده، اطلاعات دقیقی در دست ندارد یا نیازی به بیان آن با جزئیات کامل نمی‌بیند.

این قید معمولاً قبل از اعداد، مقادیر، زمان‌ها، یا عباراتی که نیاز به تخمین دارند، قرار می‌گیرد. می‌تواند در ابتدای جمله، وسط جمله یا انتهای جمله بیاید، اما رایج‌ترین حالت، قرار گرفتن آن قبل از عددی است که قرار است تقریبی بیان شود. برای مثال: «به‌طور تقریبی سه ساعت طول کشید.» یا «جمعیت حاضر به‌طور تقریبی پنجاه نفر بود.»

«به‌طور تقریبی» در مکالمات روزمره، گزارش‌های غیررسمی، تخمین زدن در مورد مسافت، زمان، تعداد، هزینه و غیره بسیار رایج است. در محیط‌های آکادمیک یا گزارش‌های رسمی، ممکن است از عبارات دقیق‌تری استفاده شود، اما در صورت نیاز به بیان تخمین، این عبارت همچنان کاربرد دارد. مثال‌ها شامل تخمین زمان رسیدن به مقصد، تعداد شرکت‌کنندگان در یک رویداد، یا هزینه‌های یک پروژه است.

«تقریباً» (Taqriban) و «حدوداً» (Hodudan) مترادف‌های بسیار نزدیکی برای «به‌طور تقریبی» هستند و اغلب به جای یکدیگر به کار می‌روند. «تقریباً» کمی رایج‌تر و عمومی‌تر است. «حدوداً» بیشتر برای بیان مقادیر و اعداد به کار می‌رود. «حدود» (Hodud) به تنهایی نیز می‌تواند به معنی «تقریباً» باشد، اما بیشتر به عنوان حرف اضافه یا بخشی از یک عبارت اسمی به کار می‌رود (مثلاً: «حدود صد نفر»). «تقریب» (Taqrib) به خود عمل تخمین زدن یا نتیجه‌ی آن اشاره دارد و معمولاً به صورت اسم به کار می‌رود. «به‌طور تقریبی» به عنوان یک قید، مشخصاً حالت غیردقیق بودن را بیان می‌کند.

例句

1

ساعت به‌طور تقریبی ۹ شب به خانه رسیدم.

everyday

I arrived home at approximately 9 PM.

2

طبق گزارش، به‌طور تقریبی دو هزار نفر در این همایش شرکت کردند.

formal

According to the report, approximately two thousand people participated in this conference.

3

این کار به‌طور تقریبی نیم ساعت طول می‌کشه.

informal

This task takes about half an hour.

4

مطالعات نشان می‌دهند که به‌طور تقریبی ۷۰٪ از نمونه‌ها پاسخ مثبت داده‌اند.

academic

Studies indicate that approximately 70% of the samples responded positively.

常见搭配

به‌طور تقریبی X نفر Approximately X people
به‌طور تقریبی X دقیقه/ساعت Approximately X minutes/hours
به‌طور تقریبی X کیلومتر Approximately X kilometers
به‌طور تقریبی X درصد Approximately X percent

常用短语

به‌طور تقریبی چقدر؟

Approximately how much?

به‌طور تقریبی کی؟

Approximately when?

به‌طور تقریبی چند نفر؟

Approximately how many people?

容易混淆的词

به‌طور تقریبی vs تقریباً

'Taqriban' (تقریباً) is a very close synonym and often interchangeable with 'be-tor-e taqribi' (به‌طور تقریبی). Both mean 'approximately' or 'around'.

به‌طور تقریبی vs حدوداً

'Hodudan' (حدوداً) is also a synonym, often used interchangeably, especially when referring to numbers and quantities. It emphasizes the 'around' aspect.

语法模式

به‌طور تقریبی + [عدد/مقدار/زمان] [عدد/مقدار/زمان] + به‌طور تقریبی جمله + به‌طور تقریبی

How to Use It

使用说明

This adverb is very common in everyday Persian. It's generally neutral to informal in register. While usable in formal contexts, more precise language might be preferred by some speakers or in very strict settings.


常见错误

Confusing 'be-tor-e taqribi' with words that imply exactness, like 'digha' (دقیقا - exactly). Ensure you are conveying an approximation, not a precise measurement.

Tips

💡

Use for Estimates

Employ 'be-tor-e taqribi' when you are estimating a quantity, time, or number and want to convey it's close but not exact.

⚠️

Avoid in Precise Contexts

Refrain from using 'be-tor-e taqribi' in situations demanding absolute precision, such as scientific measurements or legal documents.

🌍

Informal Estimation

This phrase often lends a more relaxed and conversational tone, suitable for everyday interactions where exact figures aren't crucial.

词源

The phrase 'be-tor-e taqribi' is composed of 'be-tor-e' (in the manner/way of) and 'taqribi' (approximate, from Arabic 'taqrib' meaning bringing close). It literally means 'in an approximate way'.

文化背景

In Persian culture, like many others, it's common to use approximations in daily conversation. Being overly precise all the time can sometimes seem rigid, so phrases like 'be-tor-e taqribi' are essential for natural interaction.

记忆技巧

Think of 'be-tor-e taqribi' as 'in the manner of being rough' or 'in a rough estimate' to remember its meaning of approximation.

常见问题

4 个问题

زمانی که می‌خواهید یک مقدار، عدد، زمان یا تخمین را بیان کنید اما از دقت کامل آن مطمئن نیستید یا نیازی به بیان دقیق آن ندارید. این عبارت نشان می‌دهد که عدد ذکر شده به واقعیت نزدیک است اما کاملاً دقیق نیست.

بله، اما در مکالمات و نوشته‌های بسیار رسمی، ممکن است ترجیح داده شود از عبارات دقیق‌تر یا قیدهای دیگری مانند «حدوداً» یا «تقریباً» استفاده شود. با این حال، «به‌طور تقریبی» همچنان قابل فهم و پذیرفته شده است.

این دو عبارت بسیار شبیه به هم هستند و اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند. «تقریباً» کمی عمومی‌تر است و می‌تواند در موارد بیشتری به کار رود، در حالی که «به‌طور تقریبی» بیشتر بر روی حالت قیدی و بیان تخمین تأکید دارد.

بله، می‌توان آن را با اعداد مرکب نیز به کار برد، مانند «به‌طور تقریبی بیست و پنج دقیقه» یا «به‌طور تقریبی صد و ده نفر».

自我测试

fill blank

این کتاب به‌طور ______ ۵۰۰ صفحه دارد.

正确! 不太对。 正确答案: تقریبی

کلمه «تقریبی» با مفهوم نزدیکی به عدد واقعی اما نه دقیق بودن، جمله را کامل می‌کند.

multiple choice

کدام گزینه بهترین مترادف برای «به‌طور تقریبی» است؟

正确! 不太对。 正确答案: تقریباً

«تقریباً» رایج‌ترین و نزدیک‌ترین مترادف برای «به‌طور تقریبی» است.

sentence building

با استفاده از کلمات داده شده، جمله‌ای بسازید که مفهوم «به‌طور تقریبی» را برساند: (ساعت - رسیدم - سه - حدوداً)

正确! 不太对。 正确答案: حدوداً ساعت سه رسیدم.

قرار گرفتن قید «حدوداً» قبل از زمان، ساختار رایج و صحیح جمله است.

得分: /3

有帮助吗?
还没有评论。成为第一个分享想法的人!